Today Photo
تبلیغات در یک دوست
تبلیغات در یک دوست

زری راد

راز دل
راز دل
در زلف خم اندر خم، پیچیده دلم با غم گر اشک بخندد باز زان ماه جبین باشد
غم زمانه
غم زمانه
شب است و یاد تو مرا پر از ترانه می کند، چه کرده ای که دل تو را چنین بهانه می کند
آتش نمرود
آتش نمرود
دوش می آمد و رخساره برافروخته بود، تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود
لبخند مرگ
لبخند مرگ
مرگ من روزی فرا خواهد رسید، روزی از جنس همین امروزها روز سبزی در بهاران یا که نه، روز زردی با غم پاییزها
لنگه کفشی به قیمت انسانیت
لنگه کفشی به قیمت انسانیت
گاهی اوقات ما آدما چقدر از آدمیت دور می شیم. اصلا انگار یادمون می ره انسان هستیم یا اینکه طرفمون انسانه! چقدر گاهی انسان بودنمون رو ارزون می فروشیم. از خودم خجالت می کشم وقتی به یاد می آرم که...
سراب
سراب
کاملا خاطرم هست، انگار همین دیروز بود یا شایدم... قرنها پیش... ظهر یه روز گرم تابستون، با صدف بهترین و صمیمی ترین دوستم از کتابخونه برمیگشتیم، مدرسه ها تعطیل بود و من هم معمولا تعطیلات رو به خوندن کتابهای رمان یا شعر و ادبیات می گذروندم. لذتی که ...
خزان روزگار
خزان روزگار
تو مثل صبح بهاران، من خزان روزگارم تویی آن ساحل آرام، من چو موجی بی قرارم تو پر از بار و بر و من، تهی از بود و نبودم تو همه تازگی و من، بغض سنگین بهارم
حاصل عشق مترسک به کلاغ
حاصل عشق مترسک به کلاغ
دستانش مثل همیشه گشاده اما، آن روز، ناتوان بود، چشمانش تیزبین اما نگران و پاهایش ایستاده اما لرزان بود... مترسک، خسته بود...
من عاقل شده ام
من عاقل شده ام
مادرم شاد و خندان است، آخر فرزندش عاقل شده است!
در خلوت عشق
در خلوت عشق
پروردگارا! چشمه جوشان محبتی در اعماق قلبم می جوشد، آن را سرشار از عشق و عطوفت می کند و احساساتش را پاکترین و نابترین احساسات، سخنانش را لبریز از عشق و رخسار زنگار گرفته اش را با اشکهای سوزان، گلگون.
وقتی می خندی
وقتی می خندی
وقتی می خندی، دنیا زیباتر می نماید. وقتی می خندی، خورشید در پس لبخندت پیداست.
برف همچنان می بارد
برف همچنان می بارد
بوسه ای بر پیشانی داغش نواخت و آرام زمزمه کرد: امروز حتما می برمت بیمارستان. قول میدهم! پسرک چشم گشود و با مهربانی نگاه پرسشگر و ناباورانه اش را به او دوخت.
چشمهایش
چشمهایش
کاملا غیر منتظره بود، مثل باریدن بارون وسط یه تابستون گرم! کی فکرش رو می کرد؟! من؟! منی که هیچ اعتقادی به عشق و عاشقی نداشتم، منی که تنها عشق زندگیم، اهداف سیاسی ام بود، من که...
هیچی بهتر از یک دوست نیست
هیچی بهتر از یک دوست نیست
فکرم دیگه به جایی قد نمی داد. از یه طرف فردا آخرین مهلت انتخاب واحد بود و از طرف دیگه غرورم اجازه نمی داد واسه پونصد هزار تومن به این و اون رو بندازم.
باده ناب
باده ناب
عشق، شراب است، مرو جان دل/وصل، سراب است مرو جان دل
قفس تن
قفس تن
تیغ هجرت زخم بر جانم نهاد، آتش از سر تا به دامانم نهاد
ناگفته های باغبان در ماجرای سیب
ناگفته های باغبان در ماجرای سیب
شعر زیبای حمید مصدق از زبان جوانی شیدا و پاسخ بی نظیر فروغ فرخ زاد از زبان معشوق او رو حتما خوندید. اما تا حالا به این فکر کردید که شاید باغبان پیر هم حرفی برای گفتن داشته...؟
پیام دیدار
پیام دیدار
جان را که غم هجر بکاهید شب و روز ... دادند پیامی که رسید آن مه غمخوار ...
درس وفا
درس وفا
چه تنهایی و بیکس، چه بیماری دل من ... بگو هرآنچه از غم، به دل داری دل من ...
یادگاران تو
یادگاران تو
و تو رفتی ... و رفتنت بیش از هرچیز آمدنت را به یاد می آورد...!
آرزویی در سر دارم
آرزویی در سر دارم
قاصدی در گوش جانم سفری را زمزمه می کند ... و من... ... چه سبز... چه با نشاط... ... مژدگانیش می دهم تمامی لحظه های باقیمانده عمرم را!
دلارام دل آزار
دلارام دل آزار
ای یار دل آزار، شد وعده دیدار، باز آی دگر بار، زین بیش میازار
تقدیم به او
تقدیم به او
تقدیم به او که ابتدای عشق است و انتهای امید ... تقدیم به او که تنها اوست محمل نشین این دل پرسوز ...
بی نشان
بی نشان
ز تو من نشان چه جویم، که تو خود مرا نشانی ... ز دلم سخن نگویم که تو اندرون آنی ...
 
 
 

  جستجو در مورد زری راد




در صورتیکه تمایل به جستجوی بهتر با کمک گوگل دارید اینجا کلیل کنید
 
 
 
 
 
مطالب
 
 
 
شما هم میتونی اینجا کلیک کنی ، فرم همکاری رو پر کنی و یکی از تهیه کننده های یک دوست باشی !
© 2008-2010 1Doost dot com. All rights reserved.
منوی اصلی
آمار
افراد حاضر :
84
بازدید صفحه :
118
بازدید امروز :
52226
بازدید دیروز :
50970
بازدید کل :
22432003
تا هر شب مطالب سایت براتون ایمیل بشه
Valid XHTML 1.0 Strict
[Valid RSS]
 
نصب نوار ابزار يک دوست