بیلیونری استرالیایی به یک شرکت چینی سفارش داده تا کشتی بزرگی را با عنوان "تایتانیک دو" برایش بسازد که از ظاهر و ابعادی مشابه با کشتی تایتانیک برخوردار بوده و مسیری مشابه مسیر تایتانیک اصلی را در اولین سفرش طی خواهد کرد.
پرستاری در یکی از بیمارستان های استرالیا که ویژه نگهداری از بیماران در شرف مرگ بوده، بر اساس گفته های بیماران در آخرین لحظات عمر عمده ترین موارد پشیمانی و حسرت آنان را جمع آوری و دسته بندی کرده است.
گاهی فکر میکنم دارم خیلی خودخواهانه بچهام را بزرگ میکنم. بعد نگاه میکنم و میبینم همه مادرها همین کار را دارند میکنند، اما هر کدام «خود»شان یک چیز میخواهد.
تئوری ها همیشه منطقی تر و تر و تمیز تر از واقعیت هر ماجرایی هستند.
مثلا آن مادرمرده ای که چند دهه پیش تئوری و پیش نویس پیکان را بیرون آورد، همه لابد به به و چه چه کردند که یک ماشینی هست که 160 تا می رود و چهار تا چرخ رویال دور سفید دارد و جلو داشپورت طرح چوب و…
انسان ها به طور ذاتی دوست دارند که زندگیشان همیشه به دقت طراحی شود مثلاً یک شغل خوب و موفق، روابطی هماهنگ و بادوام و زندگی امن و راحتی داشته باشند.
ما زندگی را می خواهیم که همیشه بتوانیم احساسات و عواطف خود را تحت کنترل داشته باشیم.
دیشب خواب دیدم ماهی ام دارد پرواز می کند.
کوچکتر که بودم ساعت ها کنار تنگ ماهی قرمزی که از شب عید مانده بود می نشستم، نگاهش می کردم و توی دلم می گفتم خوش به حالش این تنها موجود زنده ایست که همه ی عمرش را پرواز می کند.
عکس رسانه ای است که گاه بیشتر از هزاران واژه را در یک شات مختصر می کند و لحظه ای از زمان و مکان را فریز می کند، عکس به وسیله مهارت های تکنیکی، موقعیت شناسی و زاویه دید عکاسش، یک برش زمانی و مکانی را جاودان می کند.
داستان کوتاهی که پیش روی شماست یک قصه جادویی است که حتما باید دو بار خوانده شود! به شما اطمینان می دهم هیچ خواننده ای نمی تواند با یک بار خواندن آن را رها کند!
هیچکس هیچ وقت چیزی به من نگفت. پدر مادرم هم هیچ وقت توی زندگیم دخالت نکردن. شاید برای اینکه سرشون گرم بدبختی های خودشون بود، شاید برای اینکه می خواستن من رو خیلی مستقل تربیت کنن..
ارتشهای آلمان، بریتانیا و فرانسه در جریان جنگ جهانی اول در بلژیک با هم میجنگیدند.
شب کریسمس جنگ را تعطیل میکنند تا دست کم برای چند ساعت کریسمس را جشن بگیرند.
جودی! کاملا با تو موافق هستم که عده ای از مردم هرگز زندگی نمی کنند و زندگی را یک مسابقه دو می دانند و می خواهند هرچه زودتر به هدفی که درافق دوردست است دست یابند و متوجه نمی شوند که آن قدرخسته شده اند که شاید نتوانند به مقصد برسند و اگرهم برسند ...