*با دختر خالم رفته بودیم بیرون، دوست پسرش ما رو دید اومد جلو گفت:"این پسره کیه؟" دختر خالم هم اومد تریپ شاخی و دفاع از من بیاد گفت: "هر خری که هست به تو چه؟" آخه فک و فامیله که داریم؟
تو عروسی یکی از فامیلا دلار میریختن رو سر عروس و داماد! حمله به دلارا سی مجروح به جا گذاشت! فرداش همه رفتیم صرافی یارو گفت دلارا تقلبیه!!! : آخه فک و فامیله که داریم؟
همه ما سوتی می دهیم، ردخور ندارد، سوتی های بدی هم می دهیم. اما صدایش را درنمی آوریم. با این حال بعضی وقت ها توی جمع های خودمانی تعدادی از همین سوتی ها را تعریف می کنیم.
تو کلاس نشسته بودیم استاد داشت چرت و پرتاشو تلاوت میکرد یهو چند تا از بچه ها یه صدای بلند و ناگهانی ایجاد کردن(بعد کاشف به عمل اومد که یه درگیری مختصر بوده) استاد یهو برگشت که چتونه کلاسو گذاشتین رو سرتون
فقط یه زن ایرانی می تونه یه روز بره بازار خرید کنه خسته نشه، اما تو خونه مادر شوهر، وقتی یه ذره کمک بکنه بگه: «آه خسته شدم به خدا! اینا عروس گرفتن یا کلفت!؟»
چرا تمام خانم هایی که تو آژانس مسافرتی کار می کنن به شدت احساس "خود داف پنداری" دارن؟ واقعا چرا ؟!
عزیزم تو یه کارمند ساده ای که مقنعه ات دو تا خط طلایی داره! همین !
تقویت روحیات هنری: زمان خاموشی می توانیم با استفاده از چراغ گازی یا گردسوز و سایه ای که روی دیوار تشکیل می شود، از حرکات دست و انگشتان برای درست کردن چهره حیوانات روی دیوار بهره برداری کرده، مفت و مجانی یک «انیمیشن» درست کنیم.
فقط یه ایرانی میتونه صبح جمعه ساعت 6 با هزار مشقت و برنامه ریزی قبلی پاشه بره بیرون حلیم بخوره، پارک بره، ورزش هم کنه بعد ساعت 9 برگرده خونه بگیره تا ظهر بخوابه!
یکی از کاربردهای طنز، یادآوری رفتارهای ناپسندی است که گاهی از بعضی از ما سر میزند. پس زیاد به دل نگیرید و این موقعیت ها را توی ذهن تان مشابه سازی کنید و لبخند بزنید!
بعضی جمله ها هست که با شنیدن و خواندنش می خندیم، با بعضی های دیگر به فکر فرو می رویم و از شنیدن یا خواندن بعضی جمله های دیگر غمگین می شویم.
انگار مدت ها مشغول مان کرده باشد و به یک باره یکی با گفتنش به ما تلنگر بزند. یک جورهایی معادل همان «جانا ...
پدرم همیشه می گوید "این خارجی ها که الکی خارجی نشده اند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان داده اند" البته من هم می خواهم درسم رابخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم.