Today Photo

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند

177 غزل شماره 177
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
اگر فایل صوتی اجرا نشد اینجا کلیک کنین ...
برای شنیدن متن غزل لازمه Flash Player 9 یا بالاتر رو داشته باشین. میتونین آخرین نسخه این نرم افزار رو از اینجا یا اینجا title='Download Adobe Flash Player' class='targetBlank'>اینجا دانلود کنین.

همچنین لازمه جاوا اسکریپت مرورگر هم فعال باشه !
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست
کلاه داری و آیین سروری داند
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن
که دوست خود روش بنده پروری داند
غلام همت آن رند عافیت سوزم
که در گداصفتی کیمیاگری داند
وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی
وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند
بباختم دل دیوانه و ندانستم
که آدمی بچه‌ای شیوه پری داند
هزار نکته باریکتر ز مو این جاست
نه هر که سر بتراشد قلندری داند
مدار نقطه بینش ز خال توست مرا
که قدر گوهر یک دانه جوهری داند
به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد
جهان بگیرد اگر دادگستری داند
ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه
که لطف طبع و سخن گفتن دری داند
 
 
 
 
 
 
 
 
امتیاز غزل
برای تشخیص غزل محبوب تر ، به این غزل امتیاز بدین
 
آمار امتیازات
برای استفاده از امکانات جدید سایت ، با یک دوست دوست بشین
 
 
حاشیه ها
تا این لحظه 10 حاشیه برای این غزل نوشته شده. شما هم میتونی اینجا حاشیه ای بنویسی
 
عباس
3 سال پیش

ارسال به عباس جون

ساغر تقوی
16 ماه پیش
گوته در وصف حافظ====&&&>;;;&&&>;;;&&&>;;;&&&>;;;
باشد اگر این دنیا در هم شکند
حافظ، از شور به هم چشمی تو می بالم
در بد و خوب شریکیم و وفادار و سهیم
توأمانیم و ز یک گوهر و همزاد همیم
چون تو خواهم ره دل پویم و نوشم می ناب
هم کنم فخر بر این زندگی شعر و شراب
شو کنون با شرر آتش خود نغمه سرا!
گر چه پیری، دل پرشور و جوانیست ترا

ساغر تقوی
16 ماه پیش
یه شب مهتاب
ماه میاد تو خواب
منو می بره
کوچه به کوچه
باغ انگوری
باغ آلوچه
دره به دره
صحرا به صحرا
اونجا که شبا
پشت بیشه ها
یه پری میاد
ترسون و لرزون
پاشو میذاره
تو آب چشمه
شونه می کنه
موی پریشون یه شب مهتاب
ماه میاد تو خواب
منو می بره
ته اون دره
اونجا که شبا
یکه و تنها
تک درخت بید
شاد و پر امید
می کنه به ناز
دستشو دراز
که یه ستاره
بچکه مث
یه چیکه بارون
به جای میوه ش
سر یه شاخه ش
بشه آویزون یه شب مهتاب
ماه میاد تو خواب
منو می بره
از توی زندون
مث شب پره
با خودش بیرون
می بره اونجا
که شب سیاه
تا دم سحر
شهیدای شهر
با فانوس خون
جار می کشن
تو خیابونا
سر میدونا
عمو یادگار
مرد کینه دار
مستی یا هشیار؟
خوابی یا بیدار؟ مستیم و هشیار
شهیدای شهر
خوابیم و بیدار
شهیدای شهر
آخرش یه شب
ماه میاد بیرون
از سر اون کوه
بالای دره
روی این میدون
رد میشه خندون
یه شب ماه میاد... شاملو

امید امیدی
امید امیدی
3 هفته پیش
دسته گلتون درد نکنه!!
همشو خودتون تایپ کردین؟
آملی ریکا
16 ماه پیش
هزار نکته باریکتر ز مو این جاست نه هر که سر بتراشد قلندری داند
سجاد فتح آبادی
16 ماه پیش
واقعا پر معنی بود
میثم شهبازی
12 ماه پیش
خیلی زیبا بود
میثم شهبازی
12 ماه پیش

سامیه
10 ماه پیش
چقد به حقیقت کارای من نزدیک بووود .عالی
محسن آملی
4 هفته پیش
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن

که دوست خود روش بنده پروری داند
 
حاشیه شما
لطفا حاشیه مربوط به این غزل رو بنویسین
 
نام شما :
آدرس ایمیل :
وب سایت :



برای استفاده از امکانات جدید سایت ، با یک دوست دوست بشین
 

 
شما هم میتونی اینجا کلیک کنی ، فرم همکاری رو پر کنی و یکی از تهیه کننده های یک دوست باشی !
© 2008-2013 1Doost dot com. All rights reserved.
دوستان




منوی اصلی
تا هر شب مطالب سایت براتون ایمیل بشه
Valid XHTML 1.0 Strict
[Valid RSS]
 


خوانندگان ثابت اخبار