Today Photo

چترنجات

حکایت و داستان | چترنجات چارلز یکی از خلبانان نیروی دریایی بود. پس از 75 ماموریت جنگی هواپیمای او مورد اصابت یک موشک زمین به هوا قرار گرفت. پلوم بیرون پرید و به اسارت در آمد.
 

سالها بعد از آزادی از اسارت، پلوم و همسرش در رستورانی نشسته بودند. مردی به آنها نزدیک شد و گفت: "تو پلوم هستی! در نبرد هوایی، جنگنده ها رو تعقیب کردی و بعد هماپیمای تو رو زدند و سقوط کردی!"

پلوم پرسید: " تو از کجا این مطلب رو می دونی؟"

مرد پاسخ داد: " من چتر نجات تو رو بستم."

مرد که با غرور مشتش را در هوا تکان می داد گفت: " می بینم که چترت کار کرده!"

پلوم حرف او را تایید کرد و گفت: " مطمئنا کارکرده، چون اگه کار نمی کرد من الان اینجا نبودم."

پلوم به ساعاتی فکر کرد که آن ملوان پشت یک میز چوبی طویل در سالن های زیر کشتی، با دقت چترها را ترمیم کرده، آنها را تا می زده و با نگرانی سرنوشت کسی را که نمی شناخته رقم می زده است.

چه کسی چتر نجات شما را می بندد؟

همه ی انسانها کسی را دارند که نیاز روزمره شان را برای ادامه راه فراهم می کند.

قدر تمام ارزش های هرکسی را، هرچه که هست . هرچه می کند، بدانید. کار هر کسی، هرچه که باشد، ضروری و مهم است.

در طی روز به همه افراد تمرکز و توجه کنید. شاید گاهی در گفتن سلام، لطفا، متشکرم، تبریک گفتن به کسی که اتفاق مهمی برایش رخ داده است، تعریف کردن از کسی یا حتی انجام یک کار خوب، بی دلیل کوتاهی می کنیم.

شاید مهم ترین موفقیت زندگی کسی به کلام شما بستگی داشته باشد.

در این هفته، در این ماه، این سال، آنهایی که چتر نجات شما را می بندند، بشناسید.

چترنجات

حکایت و داستان | چترنجات چارلز یکی از خلبانان نیروی دریایی بود. پس از 75 ماموریت جنگی هواپیمای او مورد اصابت یک موشک زمین به هوا قرار گرفت. پلوم بیرون پرید و به اسارت در آمد.
 

سالها بعد از آزادی از اسارت، پلوم و همسرش در رستورانی نشسته بودند. مردی به آنها نزدیک شد و گفت: "تو پلوم هستی! در نبرد هوایی، جنگنده ها رو تعقیب کردی و بعد هماپیمای تو رو زدند و سقوط کردی!"

پلوم پرسید: " تو از کجا این مطلب رو می دونی؟"

مرد پاسخ داد: " من چتر نجات تو رو بستم."

مرد که با غرور مشتش را در هوا تکان می داد گفت: " می بینم که چترت کار کرده!"

پلوم حرف او را تایید کرد و گفت: " مطمئنا کارکرده، چون اگه کار نمی کرد من الان اینجا نبودم."

پلوم به ساعاتی فکر کرد که آن ملوان پشت یک میز چوبی طویل در سالن های زیر کشتی، با دقت چترها را ترمیم کرده، آنها را تا می زده و با نگرانی سرنوشت کسی را که نمی شناخته رقم می زده است.

چه کسی چتر نجات شما را می بندد؟

همه ی انسانها کسی را دارند که نیاز روزمره شان را برای ادامه راه فراهم می کند.

قدر تمام ارزش های هرکسی را، هرچه که هست . هرچه می کند، بدانید. کار هر کسی، هرچه که باشد، ضروری و مهم است.

در طی روز به همه افراد تمرکز و توجه کنید. شاید گاهی در گفتن سلام، لطفا، متشکرم، تبریک گفتن به کسی که اتفاق مهمی برایش رخ داده است، تعریف کردن از کسی یا حتی انجام یک کار خوب، بی دلیل کوتاهی می کنیم.

شاید مهم ترین موفقیت زندگی کسی به کلام شما بستگی داشته باشد.

در این هفته، در این ماه، این سال، آنهایی که چتر نجات شما را می بندند، بشناسید.

 
نام شما (لاتين):
ايميل شما :
ايميل گيرنده :
 
  يه کپي هم به ايميل خودتون بياد



 
 
         
 
 
امتیاز بدین
 
 
 
نظر های داده شده
 
طراوت بهار
1389.04.22 - 12:38

مثل همیشه عالی بود. ممنون

پرهام
1389.04.22 - 17:11

سلام سارا جون

عالی بود

Masih Janan Pour
1389.04.22 - 22:22

ناشناس
1389.04.23 - 09:08


منوچهر
1389.04.23 - 16:32

ali
1389.04.24 - 21:15

 
نظر بدین
 
نام شما :
آدرس ایمیل :
وب سایت :



 
 
 
 
 
 
 
مطالب
 

بوی یاس می‌تواند به خوبی داروی آرام‌بخش والیوم در آرامش بخشیدن به انسان تاثیر گذار باشد و هیچ کدام از عوارض جانبی این داروها را نیز به همراه ندارد.

تصور کنید که در خیال‌پردازی و ملغمه‌ای از سنت و تجدد، برای هر یک از شکلک‌های یاهو یا همان Emoticons شعری متصور شد! برای هر شکلک یک بیت ...
449
12
2520
 
مطالب مشابه جدیدتر
 
معجزه روبان آبى
یکی از پسرانش
تمام لذت ها
لیاقت اشک
قضاوت علی
قدیسی در مکان اشتباهی
فقط خوش بدرخش
نقابی برای پنهان کردن
همدردی عاشقانه
چون تو خوبی
حکایات و لطایف
مرگ مرموز
زود قضاوت نکن
کادوی تولد
مهندس و برنامه نویس
جذابیت انسانی
یک ساعت کار
مداوای چشم درد...
بهلول و ابوحنیفه
پدرم خلبان بود
پرنده ای به رسالت مبعوث شد.
خدا چراغی به او داد
قهوه نمکی
خدایا با من حرف بزن
اشک مادر
با همه بله ، با ما هم بله ؟!!
مرگ یک مرد
زنان فداکار همه را شگفت زده کردند
راه بیان عشق
شیوانا و مرد فرتوت
در دنیا کسی هست
سگ با هوش
آرامش سنگ یا برگ
نسیم نفس خداست
توله های فروشی
سؤال امتحان نهایی فیزیک
برای مادرم
سبد مادر بزرگ
درخت گلابی
خدا و آرایشگر
در دروازه و دهان مردم
جراح و تعمیرکار
پدری که مجبور به خودکشی شد
آرامش
 
مطالب مشابه قدیمی تر
 
همه کس
حکایت قورباغه و زن
فاصله و فریاد
کشیش
سیر و سلوک
پدر
درسی از یک کودک
یک گل دوست بدتر از سنگ هزار دشمن
من اینجا هستم
کامیون حمل زباله
قهوه نمکی
بـهشت و جـهنم
جاده قدیمی
برایت آرزوی کافی میکنم
مقصود
فقیر
پیرمرد دانا
تقلید
مدیر و منشی
دختر کوچولو خیلی دوستت دارم
مداوای عجیب
دیوانه و احمق
براحتی میتوانی او را مادر صدا کنی
پری خانم بایگان شرکت
همه شما خوبید
شیوانا و زوج جوان
بی خاصیت
ویلون نوازی در مترو
دلیل قانع کننده
مردی در چاله
بهترین راه حل
نقشه راه
رستوران ارزان قیمت
سه پند لقمان به پسرش
شکلات دوستی
صبحانه
زندگی کن
قدرت تجسم
دریا باش تا یک لیوان آب
انتظار
درسی زیبا از ادیسون
فکر کردن
اطلاعات لطفا
نمک شناس
داستان بیسکویت سوخته
دعا
شتر و فرزندش
مکر زنان
زن لبخند زیبای خداست
من می خوام سرمو تیغ بندازم
© 2008-2010 1Doost.com. All rights reserved.
منوی اصلی
آمار
افراد حاضر :
11
بازدید صفحه :
259
بازديد امروز :
1083
بازديد ديروز :
14341
بازديد کل :
1843954
Valid XHTML 1.0 Strict