بابا فقط آب داد و نان داد، مامان عشق داد
بابا گول شیطان را خورد و شناسنامه اش چند بار پر شد. پر شد،
خالی شد خالی نشد.خط خورد. زن ها خط خوردند، مادر ها خط خوردند
دخترها زن شدند، زن ها مادر شدند و خط خوردند
و بابا چون حق دارد، آب می دهد. نان می دهد.
مامان، زوجه
مامان، ضعیفه
مامان، عفیفه
مامان غذا پخت، بابا غذا خورد. مامان لباس را اتو کرد، بابا لباس را پوشید و رفت بیرون ...
مامان ظرف شست، بابا روزنامه خواند.
بابا روزنامه خواند و اخبار دنیا را فهمید ولی نفهمید مامان غم دارد
بابا اخم کرد. بابا فحش داد.آخر بابا ناموس دارد .پشت سر ناموسش حرف بود.
مامان، کار
مامان، پیکار
مامان، تکرار.
مامان، بیدار.
مامان، دار،
سنگ مامان،شهلا.مامان، دلارام. مامان،افسانه،لیلا
بابا نان می دهد و فوتبال خیلی دوست دارد
بابا رونالدو را از مامان بیشتر دوست دارد
بابا می خوابد، مامان می خوابد. مامان می زاید. مامان با درد می زاید.
مامان شیر می دهد، بزرگ می کند، حقیر می شود، پیر می شود
بابا زن گرفت. صیغه بابا برای مامان طلا گرفت.
مامان بغض کرد مامان رفت.
صیغه یعنی رفتم، رفتی، رفت ...
مامان برگشت کسی با بابا کار ندارد. بابا حق دارد.
حتی اگر شب ها هم نیاید ولی مامان باید با آبرو باشد
آبرو یعنی مامان ساکت باشد. من ساکت باشم. زن ساکت باشد
و مرد آب بدهد، نان بدهد
بابا "پرسپولیس" را دوست دارد بابا "آنجلینا جولی" را دوست دارد
مامان، کار
مامان، پیکار
مامان، سرشار از پیکار
مامان، زندان، بیمار، تب دار
بابا خانه دارد، ماشین دارد، ارث دارد، غرور دارد ، زور دارد
مامان روسری دارد ولی دیگر هیچ چیز ندارد.
مامان فقط حق مهریه دارد، حق نفقه دارد، حق آزادی دارد.
پس باید ساکت بماند حتی اگر مهریه ،نفقه و آزادی ندارد.
بابا کله پاچه را از زن های زیر پل هم بیشتر دوست دارد
مامان خدا را دوست دارد ولی نمی دانم آیا خدا هم او را دوست دارد ؟
پس چرا مامان تب دارد؟!
بابا نمی بیند نمی بیند که مامان غم دارد، درد دارد
باباهای اینجا هیچ وقت نمی بینند
بابا فقط آب می دهد، نان می دهد و می رود
و ما هر روز، بایدخدا را شکر کنیم...
روزی هزار بار
بابا فقط آب داد و نان داد، مامان عشق داد
بابا گول شیطان را خورد و شناسنامه اش چند بار پر شد. پر شد،
خالی شد خالی نشد.خط خورد. زن ها خط خوردند، مادر ها خط خوردند
دخترها زن شدند، زن ها مادر شدند و خط خوردند
و بابا چون حق دارد، آب می دهد. نان می دهد.
مامان، زوجه
مامان، ضعیفه
مامان، عفیفه
مامان غذا پخت، بابا غذا خورد. مامان لباس را اتو کرد، بابا لباس را پوشید و رفت بیرون ...
مامان ظرف شست، بابا روزنامه خواند.
بابا روزنامه خواند و اخبار دنیا را فهمید ولی نفهمید مامان غم دارد
بابا اخم کرد. بابا فحش داد.آخر بابا ناموس دارد .پشت سر ناموسش حرف بود.
مامان، کار
مامان، پیکار
مامان، تکرار.
مامان، بیدار.
مامان، دار،
سنگ مامان،شهلا.مامان، دلارام. مامان،افسانه،لیلا
بابا نان می دهد و فوتبال خیلی دوست دارد
بابا رونالدو را از مامان بیشتر دوست دارد
بابا می خوابد، مامان می خوابد. مامان می زاید. مامان با درد می زاید.
مامان شیر می دهد، بزرگ می کند، حقیر می شود، پیر می شود
بابا زن گرفت. صیغه بابا برای مامان طلا گرفت.
مامان بغض کرد مامان رفت.
صیغه یعنی رفتم، رفتی، رفت ...
مامان برگشت کسی با بابا کار ندارد. بابا حق دارد.
حتی اگر شب ها هم نیاید ولی مامان باید با آبرو باشد
آبرو یعنی مامان ساکت باشد. من ساکت باشم. زن ساکت باشد
و مرد آب بدهد، نان بدهد
بابا "پرسپولیس" را دوست دارد بابا "آنجلینا جولی" را دوست دارد
مامان، کار
مامان، پیکار
مامان، سرشار از پیکار
مامان، زندان، بیمار، تب دار
بابا خانه دارد، ماشین دارد، ارث دارد، غرور دارد ، زور دارد
مامان روسری دارد ولی دیگر هیچ چیز ندارد.
مامان فقط حق مهریه دارد، حق نفقه دارد، حق آزادی دارد.
پس باید ساکت بماند حتی اگر مهریه ،نفقه و آزادی ندارد.
بابا کله پاچه را از زن های زیر پل هم بیشتر دوست دارد
مامان خدا را دوست دارد ولی نمی دانم آیا خدا هم او را دوست دارد ؟
پس چرا مامان تب دارد؟!
بابا نمی بیند نمی بیند که مامان غم دارد، درد دارد
باباهای اینجا هیچ وقت نمی بینند
بابا فقط آب می دهد، نان می دهد و می رود
و ما هر روز، بایدخدا را شکر کنیم...
روزی هزار بار
شیرین خانم از شما تشکر میکنم به خاطر این مطلب زیباتون که فجایع و مصیبت ها و خلاصه بدبختیهایی را که گریبان زنها مخصوصا در این کشور عقب مانده خودمان وکشورهایی آشغالی مثل ایران وجود دارد را به زبان خیلی ساده و شیرین بیان کردید به امید روزی که ایران از این منجلاب بیرون بیاید وبدانند زن موجود ضعیف و حقیری نیست و مطمئن باشند تا موقعی که زن و مرد با حقوق مساوی در کنار یکدیگر قرار نگیرند هیچ وقت پیشرفت نمیکنیم
شیرین عزیز
خیلی از چیزهائی که نوشتی درست بود اما تمام مطلب نبود. قبول دارم تو این جامعه زن حقش تضعیف شده. من هم دختری دارم 11 ساله و حالا تا ازدواج بسیار زمان داره اما از همین حالا تصمیم دارم فقط یک شرط برای ازدواجش بزارم. اونم گرفتن حق طلاق است. تا اگر یه آدم نامرد خواست اذیتش کنه اونو از زندگیش بندازم بیرون. چون هیچ قانونی در این مورد از او حمایت نمیکنه.
اما میخوام بگم زنهای ما چقدر به زندگیشون اهمیت میدن. چقدر مطالعه دارن. چقدر رو پیشرفت شخصیت خودشون کار میکنن. چقدر شوهر داری بلدن. چقدر به خصوصیات شوهرشون آگاه هستن( مقایسه کنید با میزان اطلاعات اونها از خصوصیات زن همسایه). چقدر به خودشون متکی هستن. چقدر از حرفها ورفتارهای خاله خان باجی دوری میکنن.
با همه اینها نظر شما کاملا محترمه
میگم شیرین خانم اول سلام
دوم میگم مگه جونتو دختر از سر راه پیدا کردی که از این حرفها میزنی ؟
با با بشین سر خونه و زندگیت ،میخوای بچههات یتیم بشن خدای ناکرده ،یا فکر میکنی ،بعدا فیلم تو را هم هالیود میسازه .؟
گفتن این حرفهایی که همه هم میدونند ،دردی از کسی دوا نمیکونه ...من با غم زاده شدم ،درد ما ر ا دوا نمیکنه *ترانهای از هایده خدابیامرز
گول این تشویقهای آدمها را نخور اینها همین الان اگه بگن ،کی بود ؟؟،کی بود؟؟ میگن :من نبودم دستم بود تقصیر آستینم بود،،،ٔمردم ما پرچم اند هر طرف که با د بیاد همون طرف میوزند
کدخدا:البته چوبی که تو پرچم هستش ،و پرچمه بش بسته شده خیلی مهمه باید کلفت باشه که با هر با دی نشکنه،،،
یعنی کدخدا از مال ما کلفتر؟؟؟؟؟؟


فرشید عزیز،
کاملا" با شما موافقم. من هم زنی هستم ازین جامعه. نه اهل همسایه بازی هستم، نه اذیت و آزار. تمام وقتی که دارم، صرف زندگی خانوادگیم، تدریس ، مطالعه و کمک به همنوعم میشه. امیدوارم خانمهای ما بیشتر قدر بزرگی معنوی شون رو بدونند و رسالت شون رو درک کنند!
مش قاسم عزیز،
مرگ یعنی قدم گذاشتن به آرامشی وصف ناپذیر. چیزی که همه دنبالش هستند. مرگ یعنی آغاز زندگی جدید. من از هیچ چیز جدیدی نمی ترسم!
شیرین عزیز
درود من به شما به خاطر این افکار و خصوصا در مورد مرگ. در این مورد با شما صد در صد موافقم.
من اعتقادم بر اینه که برای ملاک مفید بودن باید ببینیم انهائی که با ما زندگی میکنن چقدر از اینکه در کنار ما هستند احساس آرامش دارند.
من با اینکه در بیرون خانواده، تقریبا همه کسانی که باهاشون ارتباط دارم با من راحت هستند اما توی خانواده هنوز نتونستم اینجوری باشم. نه اینکه بخوام اذیت کنم چون هنوز بعد از این چندسال اگه یه شب خونه نباشم همه دلتنگ میشن. اما راستش هنوز خیلی از خودخواهی ها رو دارم بنا بر این من میگم هر وقت اطرافیان من از من کاملا رضایت داشته باشن من میتونم بگم آدم خوبی هستم.
shirin joon, be nazar man ham hagh ba shomast chon haghe zan dar in
dore zamoone vaghean zaye shode va kheily mamnoon
فرشید عزیز،
اول باید ببینی تفسیرت از خود خواهی چیه! گاهی ما به بعضی از خواسته هامون اهمیت میدیم، که این خوبه چون زمانی انسان می تونه بفکر دیگران باشه و خواسته هاشونو برآورده کنه که تا حدی هم به خواسته های خودش اهمیت بده و این اسمش خودخواهی نیست
واقعا فوق العاده بود!
تا وقتی زن از حق و حقوق خودش آگاه نباشه و خودش نخواد که به حقش برسه ، کسی نمیتونه کاری براش بکنه، ترس از آینده، ترس از بی آبرویی، ترس از حرفهای مردم، ترس ازدست دادن بچه ها و... اگه تونست برای رهایی از این ترسها راهی پیدا کنه، اونوقت شاید یه چیزایی عوض بشه...
shiren.
eynhaye ke kofte 50% drost bod. bavar kon inhaye ke kofte darmord man dorost nabod. ayale bande , konamo azam kereft, aberomo bord hame beman koftan ke chera zendegeto bename zanet karde?, az gaze dadga ta rese kalantare ,.. ama man fekr kardam bayad bazanam az aval sadeg basham, ke eshteba bod yadam rafte bod iran swiss nest inja bayad galtag bashe vagarne hata zanetam sareto kola mezare. bekatere hamen behameye dostam sefaresh mekonam fagad zane kareje begeran. moffag bashe
آخرش همینه ... واقعا آدم از زندگی بیزار میشه... بعد میگن چرا زنها بیشتر دچار افسردگی میشن.. 
چشم کور میشه دست میشکنه هواپیما سقوط می کنه قطار از ریل در می اید ماشین چپ می کنه گرسنه ها غذا می خواهند افتاب تیر ماه سوزانه ...خلایق هرچی لایق
شیرین عزیز
مشکلات زنان ایرانی رو بسیار زیبا و تأثیرگذار و با مهارتی تحسین برانگیز درعباراتی دلنشین بیان کردی . 
من قوانین موجود رو تأیید نمی کنم و معتقد اشکالات فراوانی دارد اما علی رغم این که قانون دست مردها رو باز گذاشته ، چند درصد مردهای ایرانی از این قوانین سوء استفاده می کنند مثلا چند درصد مردان دو یا چند همسره هستند و یا ... در عوض چند در صد زنان که موقعیت پیدا میکنند مشابه آنچه که مارتین عزیز گفت مرد زندگی شون رو بیچاره می کنند .
چند درصد مردان ایرانی فقط به خاطر این که همسران و فرزندانشون زندگی راحتتری داشته باشند چند شغله اند و بیش از 17 ساعت در روز کار می کنند .و چند درصد همین مردان علی رغم تلاشی که می کنند هنوز قادر به تأمین معاش خانواده خود ( که در شرایط فعلی بسیار دشوار هم هست ) نیستند و مصداق این شعر زیبایند که :
یاد دارم در غروبی سرد سرد / می گذشت از کوچه ی ما دوره گرد
داد می زد کهنه قالی می خرم / دسته دوم جنس عالی می خرم
اشک در چشمان بابا حلقه بست / عاقبت آهی کشید بغضش شکست
اول ماه است و نان در سفره نیست / ای خدا شکرت ولی این زندگیست
بوی نان تازه هوشش برده بود / اتفاقاً مادرم هم روزه بود
خواهرم بی روسری بیرون دوید / گفت آقا سفره خالی می خرید ؟
شیرین عزیز ،من مشکلات خانم ها رو تأیید می کنم ولی سئوالات زیادی هم برای مردان وجود داره مثلاً اگه ازدواج یه پیمان مقدس برای انتخاب یه همراه و شریک زندگیه ، چرا فقط مرد مکلف به تأمین معاش اعم از مسکن ، خوراک ، پوشاک و .... است حتی زن به لحاظ خقوقی حق داره در عوض کار درمنزل دستمزد بگیرد ؟ و عجیب این که حتی می تونه پول شیری که به بچه خودش میده رو هم از شوهرش بگیره .
نکته آخر این که :
1 ـ اساس این مشکلات ، وجود قوانین نامناسب و نامتوازنه
2 ـ همسرانی که موفق به انتخاب مناسب شده اند بدون توجه به اشکالات قوانین ، در کنار هم زندگی دلنشینی دارند و حقوق همدیگر رو چه در منزل و چه دربیرون با تفاهم و به دور از تحمل ظلم و یا اجبار و اکراهی مراعات می کنند .
آیدای عزیز
اگه یه ایرانی هستی ، تعجب می کنم که چنین لفظ زشتی رو در مورد ایران به کار می بری . عزیزم یک کشور رو مردم و افکار و اعمالشون می سازه و قطعاً اگه اشکالی وجود داشته باشه که داره لازمه که مردمش برای اصلاح اون تلاش کنند و البته مطمئن باش اگه شخص برای خودش ، اعضای خانواده برای خانواده اش ، افراد یک شهر برای شهر خود و ........ شهروندان یک کشور برای کشورشون احترام فائل نشن و برای رشد و پیشرفت اون تلاشی نکنند ، عزیزم هیچ مشکلی حل نمیشه و هیچ اتفاق مهم و مطلوبی نمی افته .
جناب آقای سعید عزیز....
اگر که شما مشکلات و موانع زنان و قوانین را واقعا درک می کنید نمیبایست چنین حرفی بزنید!!
قبل از هر چیز لازم به توضیح میدانم که من هم یک زن شاغل هستم و کاملا اکتیو و واقعا عاشق کارم...اینرا بدین جهت عرض کردم که سوبرداشتی نکنید اما...سوال من هم این است که چطور شده که تا چند سال پیش مشکل زنان تحصیل کرده این بود که همسرانشان با کار کردن و حضورشان در اجتماع مخالفت می کردند اما امروزه برعکس سابق مردان با استناد به مقدس بودن پیمان ازدواج حتی این قضیه را نوعی وظیفه برای زن تلقی میکنند؟؟
من از شما می پرسم چند زن را می شناسید که برای کار کردن در منزل و یا شیر دادن نوزادشان دستمزد دریافت می دارند؟؟!!!
اینهم از آن قوانینی است که محلی از اعراب ندارد...
ولی چرا از وظایف بیشمار و غیر منطقی و غیرانسانی که قانون مرد محور ما بر زن تحمیل کرده چیزی نمی گوئید؟
عقدنامه یک مثال دم دستی اش هست...حق طلاق با مرد!!!مثل این است که مثلا جناب مرد یک ماشینی یا ملکی خریداری کرده و پس هر وقت صلاح دید قیدش را میزند!!فقط نفرمائید که زنها هم می توانند در زمان عقد چنین حقی را درخواست کنند!!چند مرد را میشناسید که زیر بار چنین درخواستی بروند؟؟!!
انتخاب محل زندگی با مرد!! اختیار و اجازه برای هر کار حتی نفس کشیدن زن ،اونهم با مرد!!و خیلی مسائل شرم آور دیگر...ناشزه و تمکین و....
و بعد از پذیرفتن و گردن نهادن به همه اینها یک زن پا به خانه مردش می گذارد و تازه در این مرحله یک دفعه دم از حقوق برابر و همسان زن و مرد زده میشود!!!! و همان مردانی که تا دیروز زن را از حضور در اجتماع و فعالیت اجتماعی باز میداشتند امروز مدعی میشوند که شما هم به اندازه من در این زندگی سهیم هستی و پس به اندازه سهم خودت باید کار کنی!!! چرا که حقوق برابر و مساوی!!!زن و مرد اینرا الزام میدارد!!
آقا سعید عزیز در این نوشتار مخاطب من نه شما،که جامعه زن ستیزمان است.. و البته من با شما موافقم که تنها عشق و تفاهم بین زن و مردی که پیمان مقدس ازدواج را می بندند میتواند چاره ساز باشد...
ولی اگر که به هر دلیلی زندگی به بن بست رسید اون کسی که خورد میشود و می شکند و همه چیزش را از دست می دهد همان زن بدبخت است و تازه الان باید داغ و ننگ "مطلقه" بودن و در مضان اتهام بودن را بر دوش بکشد...
از مشکلات زنان متاهل شاغل خبر دارید یا نه؟ اینکه چقدر دل نگران کودکشان هستند...بچه های خسته و خواب آلوده را دیده اید که صبح ها کشان کشان به دنبال مادرانشان می روند؟ و چقدر مشکلات ریز و درشت دیگر که در بطن زندگیهاشان نیست...چی مال کیه؟ ما که هر دو شاغلیم چرا کارهای منزل فقط به دوش زن خانواده است؟و............
و چه بسیار زنانی در پستهای عالی مدیریتی که به خواست همسرانشان و به خاطر حفظ زندگی و تربیت فرزندانشان از تمامی موفقیتها و پیشرفتهای شغلیشان چشم پوشی کردند تا یک زن و مادر تمام عیار شوند حتی به قیمت زیر پا گذاشتن آمال و آرزوهاشان....
و چه بسیار زنان فهیم دیگری که نه بعنوان یک وظیفه بلکه برای حل مشکلات اقتصادی خانواده و برداشتن باری از دوش زندگی و مردشان، مثل یک مرد در جامعه کار میکنند ...
اگر که شما می خواهید به حکم برابری!!! و حقوق یکسان !!!زن و مرد در زندگی مشترک،کار زن را الزامی بدانید مستلزم این است که از حق و حقوق بی حد و حصر دیگری که قانون و شرع برایتان قائل شده چشم پوشی کنید...حاضرید؟؟!!!
انصافا نه فقط شما ،که چند درصد مردان این مساله را گردن مینهند؟ و حتی اگر که زبانن هم چنین چیزی را بپذیرند باز به محض پیش آمد کردن اولین و کوچکترین مشکل به همان قوانین "مردسالار" و "مرد مدار" و "مرد محور" متمسک خواهند شد..........
مهراوه عزیز
من کار زن را الزامی نمی دانم ، فقط خواستم عرض کنم که اشکالات موجود پکیجی مشتمل بر اشکالات دوطرفه است و روی هم اثر می گذارند مثلا اگه اختیاراتی را چه به غلط چه به درست به مرد داده از طرف دیگه تکلیفی را نیز به او مترتب کرده .
خیلی از قوانینی که به نفع زن و یا مرد است ، عملا در جامعه ما اجرا نمی شود مگر این که کار به محاکم قضایی بکشد . انصافا یه نگاه به دور و برتون بیاندازید ، چند مرد می شناسید که گوش به فرمان همسرشون نیستند .
در هر صورت نیاز به اصلاح قانون را مهراوه عزیز لازم و ضروری می دانم اما معتقدم که ظلم و اجحاب به مرد و زن وارد شده اما به هر کدام به نوعی و با شدتی متفاوت .
آقا سعید عزیز....
در تمامی نقدهایی که از جنابعالی دیدم و مطالعه کردم شما را آدم منصف و منطقی و پایبند به اصول و اخلاقیات یافتم.......
بابت داشتن چنین روحیه ای به شما تبریک میگویم ...
شادکام و بهروز باشید
مهراوه عزیز
تشکر صمیمانه . آنچه که گفتید زیبنده شما و نظر متقابل من در مورد شماست .
سلام خانم مهراوه عزیز
خوشحالم که باز شما را در این سایت میبینم ،و همینطور نظراتتون
اما آقای سعید .گرچه من هم با خانم مهراوه در مورد شما موافق هستم که آدمی هستد متین و منصف و پایبند به اخلاقیات ....اما داشتن یک سری از این خصوصیات دال بر قضاوت کردن در ومورد شما نمیتواند باشد ،همینطور که با گفتن نظر خانم آیدا نیز نمیتوان در مورد ایشان قضاوت کرد .
کاری که همه ما ٔمردم راهترین کاره برامون . شما چه میدانید که در دل کسی چه خبره ؟؟؟!!،خیلیها هستند که صورتشون را با سیلی سرخ نگاه میدارند ،آیا داشتن صورتی سرخ دال برر خوشبخت و مرفه بودن اونه ؟؟؟
شما همیشه در تمام نقدها یتان دیدم که به اوصولی که اصطلاحا بهش میگن اخلاقیات پایبند هستید که این قابل تقدیره ....اما نه همیشه و در همه جا ....
این روش شما را نیز دیگران که دایه برتری دارند به ما مردم ،نیز ادعا میکنند .تا جایی که با نام همین پایبندی به اخلاقیات مردم و جامعه را به سوی فساد اخلاقی سوق داده یند ...خیلی خوبه که شما هم سرتان را از زیر برف درا ورید شاید نگاهی دوباره شما را نیاز باشه اما نه با همان طرز دید و تفکر قبلیتان ...
دو مورد را خدمتتان ذکر میکنم ،از نقد های خودتان
۱: _شما که به پایبندی اخلاقیات شهیر شده اید و مو توقع هستید که به هر حال یک خانم هم باید در اداره یک زندگی از لحاظ تامین معاش سهیم باشه،آیا ( از آنجا یی که شما هم همانند بنده هستید ،یعنی شاغل در اداره یی )آیا میدانید و یا تا به حال ندیده اید که همیشه در بین مردهایی که خانمی در بین آنها مشغول به کار هستش گاه ،گاه ،چه حرفها و شوخیها یی رد و بدل میشود ،لطفا منکر این جریان نشوید که اخلاقیات ما آقایون در چنین مراتبی کاملا ،گرچه ،نه در ظاهر ،بلکه در باطن ،امتحانش را در بین خود محیطی که کار میکنند پس داده ،چگونه است که اقلاقیات و آن تعصب اخلاقی شما این مساله را نمیبیند عع اغلب خانمها کار در محیطی که جم آقایون بیشتر است گاه خیلی سژتر از دگر منسأل میباشد .حالا تصور کنید یک آقای که کمی خلقیا تش را هم نسبت به خانم ،دست کم بگیره دیگه آن محیط کاری برای آن خانم چقدر جهنم است ????!!!
۲:_دگر اینکه دوست عزیز آقا سید این خصوصیات اخلاقی شما تا آنجا سخت گیر هست که در مقاله یی که چند روز پیش در همین سایت به نام حاجی خانم ،چاپ شده بود و طنز بود .شما بار دیگه قد علم کرده بودید که چرا برای این طنز از کلمه حاج خانم استفاده کرده اید ؟؟
،گرچه به ظاهر برای اینکه از قافله روشنفکری عقب نمانده باشید پذیرفته بودید که با این نام گاهاً کارهای خلافی انجام میشه ..اما از آنجائی که شما از همان نوع افرادی هستید که معتقد هستند که همه چی خوبه و ایرادی به هیچ کسی و چیزی نباد باشه ، اگه نامش در ردیف اخلاقیات رده بالای اجتماعی است ،مثل حاج خانم ..
این دید شما از آن دسته افرادی نشات میگیره که اجا زه نمیدهند در یک فیلم ،کسی در لباس مثلا پلیس و یا قاضی و ،یا وکلی و سناتور و یا وزیر و یا استاندار و شهر دار ،در فیلمی به عنوان نقش یک دزد و یا یک قاتل را بازی کنه ،،،،و در این نقش که داستان فیلم هستش قاتل و دزد با چنین عنوانی ظاهر بشه ...
چون ترس از این است کهشان و شئون چنین لباسی و یا نامی در جامعه تخدیر بشه ،در حالی که بقول خود شما بسیاری از فسادهای اخلاقی جامه یک ریشههایی هم از این جور افراد در آن میتوان پیداکرد...
۱۵ سال قبل در فیلم شوکران که به رابطه یک خانم پرستار متعلقه با شخصی ، پرداخته بود تمام پرستارن در تهران به راهپیمایی و تظاهرات علیه این فی پرداختند .
چون آنها هم مثل شما و بقیه معتقد هستند که مرگ خوبه اما نه برای ما بلکه برای همسایه..اینکه جامعه را در یک حد اخلاقی نگاه دارید که تظاهر به بی عیب و ایرادی مینماید چون درختی است که در داخل آن موریانه در حال خوردن آن است و باغبان غافل از آن و دلخوش به ظاهر آن
۳:_دیگر اینکه ؛
به آقای پارسی به ایراد پردخته بودید که چرا اجا زه میدهند که همکارانشان چنین مقالاتی را بگذارند ،شاید یادمون رفته که اینجا خونه بابای ما نیست سایت شخصی کسی هستش ،که اونو بنا به سلیقه شخصی خودش راه اندازی کرده ،گرچه به نظرات همه هم تا تونسته احترام گذاشته ،و حتی کسی مثل منو که بارها با رفتاری که داشتم که مخالف سلیقه ایشون بوده بند کرده و حضورم تا ماهها ممنوع بوده .
خب جای ایرادی نیست چون اینجا خونه بابام نیست ،چرا ما مثل یک سری آدمها یی عمل میکنیم که خودمون قادر به ایجاد هیچ نوع هنر و کاری نیستیم و راحت با عملکرد کسی که با هزار دردسر کاری را به انجام میرساند ،حق طلب کاری داریم ،که چرا این هست و اون نیست ؟؟
آیا در جامعه یی که هستی به اندازه کافی رعایت این جور مسائل که شما بار شمردید نمیشه؟
اگه آره پس اگه کسی یک کوتاهی بکنه نه بئعمد پس جای ایرادی نیست چون ماشین جامعه مثل تراکتور داره کار خودشو میکنه.....
در اخر دوست منتقد موتعقد من باید ،باید خدمتتان عرض کنم ،شما با این سخت گیری اخلاقیاتی تان باید به همه مساجد هم ایراد بگیرید چون در جای مقدس که جای عبادت است ،میبینی که چند توالت هم ساخته اند ،
از لحاظ اخلاقی خیلی زشته که جایی که جای عبادت هستش کسی بره کار دستشویی بکنه ،
اینو گفتم که کمی هم شما به عنوان یک آدم فهمیده درک کنید که در هرچیزی نیازی نیست که همه اصول اخلاقی جامعه رعایت بشه ،حالا که تا به حال رعایت شده ، میشه بفرمایید که چرا همه ما داریم مینالیم ؟چرا؟
برای اینکه آدمهای فهمیده یی مثل شما که زیاد هم نیستند برای هرچی که دیدند و رسیدند از خودشون نظر در کردند .که گاهی این نظرهاشون با چیزی دیگه یی که از خودشون در کرده اند قاطی شده و حال و هووای بعضی جا ها ،خیلی بد عوس شده ،شما الان بوی بدی حس نمیکنید ،
کدخدا :شاید این آقا هم توی خونشون یک حاج خانمی دارند که اون طنز را با حج خانم خودشون مرتبط دانستند
امیدوارم که از حرفهای من بیسواد دلخور نشده باشید ،باور کنید اگه ما هم سوات درست حسابی مثل شما داشتی مثل شما از خودمون نظر در میکردیم ..
شاد و پیروز باشید .به حقوق هم احترام بگذاریم و دیگران را هم مثل خودمون آدم حساب کنیم اینطوری شاید مثل بقیه کشورها بشیم همین و بس





مش قاسم عزیز
تشکر صمیمانه از این که بنده رو مورد نقد قرار دادید . مدعی نیستم که بی عیبم و برخی از عیب هایی که در مورد بنده گفته اید، قبول دارم و سعی می کنم برطرف نمایم و خوشحالم که آینه ای صادق برایم هستید .
اما چند نکته دوست عزیز:
1 ـ من مدعی متانت و انصاف و متخلق بودن به اخلاقیات نیستم ، این نظر مهراوه عزیز بوده و من هم ازش بخاطر ابراز لطف به من و تعارف ، تشکر کردم .
2 ـ عزیزم متأسفانه سالهاست که خداوند برف این نعمت زیبا رو از تهران دریغ کرده و یا لااقل به اندازه ای نیست که بنده حقیر بتوانم سری در آن فرو کنم اما در عین حال دوست گرامی غفلت چیزی است که دامن همه رو می گیره و طبیعی است که من هم دچار آنم و سعی می کنم از شدت آن کم کنم . دوست خوب من ، بنده هیچ به این اعتقاد ندارم که همه آنهایی که جامعه و مردم رو نصیحت و هدایت می کنند ، پاک و سالم و صادقند ولی عزیزم در مورد همه اونها هم یک قضاوت یکسان ندارم و همه رو با یک چوب نمی رانم و معتقدم که در بین اونها هم افراد صادق و سالم وجود دارد .
3 ـ مش قاسم عزیز ، همانطور که شما حق دارید نقد کنید ، من هم از این حق برخوردارم ، چرا نظر خودتان رو نقد اما نقد های بنده رو "پند" تعبیر می کنید . بنده هر نقدی رو سعی کردم با استدلال مطرح کنم ممکنه که این استدلال از نظر شما درست نباشه ، اشکالی نداره ، اما سعی نکردم توهینی به کسی بشه .
4 ـ نقدی که بنده از جریان " حاجی خانم " داشتم ، دوست گرامی فقط از این باب بوده که توهین به اعتقادات دیگران ، یعنی تحمل نکردن هم ، یعنی این که نمی توانیم در کنار هم در یک جامعه همدیگر را تحمل کنیم و این یعنی یعنی به جای گفتگو وتفاهم ، تعارض رو جایگزین کردن خصوصاً اگه اعتقادات مورد نظر اعتقادات غالب در جامعه باشه . همونطوری که قبلا گفتم من فرد معتقد مذهبی نیستم و اعتقادم بر اینه که نباید به هیچ کس توهین بشه چه این که اون فرد مسلمان باشه یا کافر ، صالح باشه یا طالع ، گناه کار باشه یا بی گناه و .... برخلاف آنچه که شما فکر کردید من به دلیل داشتن یک حاجی خانم درمنزل دست به انتقاد زده ام که البته شما مش قاسم عزیز نه ولی قبول دارید که معمولا کسانی که ار ارایه استدلال برای در نظرات دیگران ابتدا اتهام می بندند تا استدلال طرف مقابل ارزش خود را از دست بدهد کاری که این روزها خیلی باب شده دوست عزیز.
5 ـ تعجیم از اینه که شما بنده را متهم کردید که از آن دسته افراد هستم که فکر می کنم همه چیز خوبه ، ولی نمی دونم از کدوم نظرم چنین برداشتی کردید ، اتفاقاً برعکس معتقدم که اشکال فراوانی وجود داره که باید برای برطرف کردن اونها تلاش کنیم . یا مثلا متهم می کنید که من از جمله کسانی هستم که اجازه ساخت به فیلمی که در اون پلیسی و یا.... نقش منفی دارد ، نمی دهم ، مش قاسم عزیز اگه خواب دیدی عزیزم خیر باشه ، نه ، من چنین اعتقادی ندارم . دوست من فکر می کنم که از نظرات بنده سوء برداشت کرده اید ، پلیس ، قاضی ،وکیل ، سناتور . ... جایگاه و شغل هستند عزیزم نه اعتقاد یک فرد یا یک گروه و جامعه و من بر فاکتورهای اعتقادی افراد و احترام به اونها تأکید دارم نه مشاغل .
6 ـ در مورد بند 3 شما ، سایت آقای پارسی که بنده ارادت خاصی به ایشون دارم ، با حضور من و شما و .... ساخته میشه و حق اظهار نظر داریم اما تصمیم با ایشونه . اما شاید لحن انتقاد من درست نبوده لذا از بابت هم از آقای پارسی عزیر و هم از شما دوست خوب من عذر خواهی می کنم اما عزیزم اون مثال شما در مورد مسجد ، مثالی مع الفارقه .
7 ـ دوست گرامی ، فکر نمی کنید این جمله شما که بنده برای هر چه که دیدم و رسیدم از خودم نظر در کردم ، این طوری تداعی کنه که شما مش قاسم عزیز مجازی برای هر چی که دیدی و رسیدی از خودت نظر درکنی اما من یا دیگران چنین حقی نداریم . به نظر شما مش قاسم عزیز این خودخواهی نیست .
8 ـ دوست خوب من ، نمی دونم که شما این همه قضاوت رو بر اساس کدوم شناخت از بنده کردید ، فقط آرزو می کنم که هیچ وقت بر مسند قضاوت تکیه نزنید ، چون ممکنه باعث خوشحالی برخی از قضات فعلی بشید 
مش قاسم ، دوست عزیز و خوبم ، اگه برداشتی که از بنده داشتید ناشی از لحن مکتوبات بنده بوده ، از شما و همه دوستان این سایت عذرخواهی می کنم و تمام تلاشم رو معطوف می کنم تا چنین برداشتی رو منتقل نکنم ولی عزیزم اگر سعی کردید با این مکتوبه خود، بنده رو از ارایه نظر در مورد مقاله های این سایت منصرف کنی ، باید عرض کنم که ....
و اگر دوست داری میتونم منبعد در مورد نظرات شما مش قاسم یا سایر دوستان همیشه تشکر و تأیید کنم
چطوره ؟
آقا سعید عزیز...
بازهم باید خدا را شاکر باشید که با اینهمه اتهامات سنگینی که داشتید محکوم به اعدام نشدید....


سلام آقای سعید عزیز
احتراما فرمایشات کدخدا را از جهت رفع ابهامات و اتهامات وارده از سوی شما را به خود ابراز مینمائیم
۱_ مورد اول شما،،،،با ور کنید اگه میدونستیم که شما دوست عزیز با این خانم مهراوه عزیز ،دارید دل میدهید و قلوه میگیرید غلط میکردیم که ما نظری از خودمون بریتان در کنیم!!!!!!!!
۲_ مورد دو،،،اینکه بنا به تجربه که به ما ثابت شده تا یک موارد طبیعی در خارج از کشورمون اتفاق میافتد ،آدمهای فهمیده ما علت آن را گناه افراد آن بلاد عنوان میکنند و ما متوجه این قضیه میشویم ،اگه برف توی شهرتون نمیاد ،خب معلومه که شما هم خیلی گناه کارید ،این که دیگه تقصیر ما دهاتیها که نیست ؟؟! هست ؟؟
البته ما همه را به یک چوب نمیزنیم و معتقد هستیم که آدمهای سالم و درستی هم هستند توی شهرتون . حالا شما یکی از اونها باشید یا نه که ما علم غیب که نداریم خدا داند!!! امیدواریم که شما هم جزه سهمیه همون آدمهای خوب باشید ،حالا تقصیره ماست که توی شهرتون برف نبارررررریده ؟؟؟
۳_ مورد سعه شما ،،،بنده بی سوات کجا گفتم که شما به کسی توهین کرده اید ؟؟،چرا تهمت میزنی جانم ،بعدش ما را متهم میکنی که با برچسب زدن قصد این داریم که
شخصی را، نقد و ارزشش را بکاهیم ،اما خدتان حین کار را دارید با ما که بیسوات هستیم میکنید ،درسته که دهاتی هستیم اما خر که نیستیم !!!!!!
۴_اما مورد چهار شما ،که خیلی جای گفتگوی تمدنها داره جانم ،دوست عزیز اطلاق یک نام ،دلیلی بر داشتن اعتقاد خاص دینی نمیتونه قلمداد بشه ،گرچه همه چیز در جامعه ما قاطی پاتی شده و شده جنگل مولاا،مثل اینه که بگیم با حلوا ،حلوا دهان کسی شیرین نمیشه ،این از مشکل داشتن اعتقادات تئعصبی افراد هستش که افراد را بنا به نامشون تکریم و اکرام میکنند....گرچه بنده حقیر منکر احترام به افراد جامعه در هر قشر و گروهی و ادیانی نیستم و این لازمه بقای یک جامعه پویا هستش جانم ،اما چیزی که مشکل سازه همین داشتن تئعصبات خشک و احساساتی مان به چیزهایی است که اصولا خودمون هم اصلا در موردش تفکر و تفحص نکرده و نمیکنیم
اینکه بخاطر داشتن همچین خصوصیات ،شما نمیتوانید کسی را که مثلاً نامش هاج خانم هستش به نقد و یا طنز بکشید و این مورد را در تمام موارد دیگه مثل سناتور پرزیدنت ،شهردار و پلیس و غیره ....میبینید که صادق هستش.چرا ؟ چون آدمهای خیلی خوبئ مثل شما با شنیدن این اسامی یک حال خوشی ببهشون دست میده،و فکر میکنند که با یک طنز و یک انتقاد اساس و بنیاد یک عظمتی ازبین خواهد رفت ...اما غافل از آن هستش که عظمتی که با یک طنز و یا یک نقد از بین بره ،معلومه که از اول عظمتی هم نبوده چون دارای ساختار قوی و محکمی نبوده ،و تنها به اساس شالودههای ذهنی و تعصبات رایج اجتماعی ٔمردم شکل گرفته بوده ،آقا سید
۵ _این مورد ۵ شما را هم که در قسمت چهار توضیح دادم خدمتتان که فکر کنم دیگه کافی باشه برایتان
۶ _مورد ۶ شما را هم که خدا را شکر از خر مرادتان آمدید پایین و قبول کردید که آقای پارسی هم به عنوان مدیر این سایت حق داره که به سلیقه خودش عمل کنه ،نه من و یا شما و هزارتای خواننده دیگه .و اینکه دوست عزیز من نیازی به عذر خواهی از من بیسوات دهاتی نیست ،مگه ما چه خری هستیم ،که شما از ما عذر خواهی بخواهی بکنی ؟؟ ما همه اینجا یک دوست هستیم در سایت یک دوست ،یعنی در زیر سایه یک دوست .ای دوست ..
زدشمنان برم شکایت بر دوست ،.....چون دوست دشمن است ، شکایت کجا برم ،ای دوست ؟؟؟؟
۷ _اما مورد ۷شما من برای هرچی که تصور کنم کهها لات طنزی داره از خودمون نظر در میکنیم ،تنها برای لبخندی بر لبان دوستان در این روزگار سرد و افسرده عمر . و این قاعدهٔ برای همه شامل است اما بعضیها همانند شما مثل مدیر مدرسهها عمل میکنند و یا مثل برادرها ،دوست دارند که همه را به راه راست هدایت کنند ،
مثلاً یک جایی از خانم مهراوهم خواسته بودید که از کلمات لطیفتر استفاده کنند ،در حالی که بنده خدا هیچ کلمه یا حرف زشتی را بکار نبرده بودند ،این دقت نظر شما که حتما باید مته به خشخاش بگذارید از کجا ناشی میشود ؟؟؟؟؟!!!
یا از خانم آیدا خواسته بودید که اگر ایرانی هستید به ایرانی بودن خودتان و دیگران توهین نکنید ،بگذاری لااقل یک جایی حداقل کسی بتونه حرف دلشو اگر هم توهینی حساب میشه بزنه ،این به شخصیت گوینده برمیگرده که تا چه اندازه قابلیت بیان خوب یا بد ی را داره ،مگه اینجا مدرسه هستش ،یا پادگان ؟؟؟
اینجا که کسی نمیتونه حرفشو بزنه توی خیابان هم همینطور ،توی مدرسه هم همینطور ،تا برو بالا ،بعدش میگن فلانی سکته کرد ،یا روحیه جوانهای ما افسرده هستش ،چرا ؟ شما حتمأ میدونید ؟؟!!! ما که سوات نداریم ،نیدونیم
شما سیاستمدار خوبئ خواهید شد چون بلدید که کجا از زیر جواب شانه خالی کنید .در مورد مسجد که گوفتید مثالی ،مع الفارقه ،
اگر در انتخابات بعدی شرکت کنید حتما رای خوبئ خواهید آورد چون بلدید که چگونه با طرفتان بازی کنید،،و حتمأ لبخند را هم یادتان نخواهد رفت ،مثل بقیه دوستان سناتورمون..
در ضمن اینجا همانطور که گفتم خونه بابای من نیست ،بنده چه کارم که بخوام کسی نظر بدهد یا ندهد .تازه خیلی ازنزرت منو هم پاک میشه ،هروقت خواستد تشریف بیارید ،ما به مشاورهای با هنری مثل شما خیلی نیاز داریم که همه چی را موشکافی کنند ،و زیر ذره بین خرد خود قرار دهند ،چون احتمالاً به آنها از جای یک ندای اسمونی و یا وجدانی میرسه که به ما نمیرسه
....اینکه دوست من من در مورد شما قضاوت نکردم بلکه نظرات شما را برسی کردم اگه این کار هم گناهه که بگو تا بریم استغفار کنیم و توبه که ،در طریقت ما کافری است رنجیدن ..*حافظ*
قضات ما هم که ماشا الاه نیازی به خوش حالی آنها نیست آنها همیشه خوش حالند میدونی که چرا؟؟؟
و اینکه دوست من بنده خر کی باشم که بخواهم شما را از نظر دادن در این سایت منصرف کنم !!!!!
بقول آقای رئیس جمهور ،آقای احمدی نژاد ، که به سازمان ملل گفتند ،آنقدر قطع نامه صادر کنید تا قطع نامه دونتون پاره بشه .....شما هم به همچنین...
و در آخر اینکه اگه ما کمبود تشویق داشتیم احتمالا آنطوری نظر از خودمون در نمیکردیم که مسئولین این سایت ما را بار ها منع کنند و ممنوع ،الوورود
....( خانم مهراوه عزیز .....،احتمالا بنده را با کسی از اقوامتان که همچین شغلی داره اشتباه گرفتید ،بنده خودم دارم به این در و اون در میزنم که برای حکم اعدامام یک فرجامی بگیرم ،شما اون آشنا تون میتونه که به ما ی بیسوات دهاتی یک کمکی بکنه ؟؟؟
باور کنید شبها خواب نداریم ،ننه آقا و کدخدا کلی براتون دعا میکنند.ثواب بداره این طفلکیها که گناهی ندارند بم دل این پیرزن و پیرمرد ،یه رحمی کن و سفارش ما را به آشناتون بکنید )
در زمان این آخرین نظر و حرف ما بود خدمت دوستان اگه ما را ندیدید که نمی بینید دیگه بدونید که ما را هم بعله ...از همه شما دوستان حلالیت میطلبم
کدخدا میگفت این حرفها و نظرها رو از خودت در نکن .حالا چطوری ثبت کنی که با با ما هم خر شدیم یعنی خر بودیم
اگر بار گران بودیم و رفتیم.... همه شما عزیزان و دوستان را از دور میبوسم و به خدا میسپارم
مثل یک گل که در زیر پای یک بلبل
که عشق میورزه آنچنان به آن بلبل
کرده او را انتخاب در این دشت پر گل
چو داند که سر آید عاقبت هر آواز بلبل
مش قأسم ,, سنه ۲۰۱۰ قمری شمسی
مش قاسم عزیز
الف ـ دوست گرامی یه پاسخ به روش خودت :
نتبجه اخلاقی فرمایشات شما :
1 ـ مفاد بند یک مش قاسم یه برچسب برای فرار از استدلال نیست و اساساً مش قاسم برچسب نمی زند بلکه فقط یه شوخی است .
2 ـ اخلاقیات ، ادب ، حسن معاشرت ، احترام متقابل و .... امری زائد است و هرکسی می تواند هر عمل ، رفتار و یا گفتاری داشته باشد و اگه کسی می خواهد حرف دلش را بزند مجاز است توهین هم بکند . ( پاراگراف 3 از بند 7 مش قاسم ). و صد البته کسی هم حق ندارد به این توهین انتفاد کند وگرنه .... .و هزار البته استفاده از ادبیات نامناسب و توهین به اعتقادات و نظرهای یکدیگر کمک شایانی به تفاهم و همزیستی و پویایی می کنه و نشان دهنده جامعه مترقی است و میتونه ما رو شبیه بقیه کشورها بکنه.
3 ـ اگه کسی نتونه توهین بکنه یعنی نمی تونه حرفشو بزنه و در نتیجه افسرده میشه ( پاراگراف چهار بند هفت مکتوبه مش قاسم ).
4ـ نصیحت و نقد فقط مخصوص مش قاسم است و حق داشتن رای و یا نظری خلاف آن برای هیچکس مجاز نیست درغیر این صورت فردی است سر در زیر برف کرده ، کسی که سایت را به خونه بابای خود یا مدرسه یا پادگان تبدیل کرده ، کسی که به راحتی از خر مراد پائین نمیاید ، سخت گیر ، کسی که به ظاهر می خواهد از غافله روشنفکری عقب نماند و ... خواهد بود.
5ـ مش قاسم قادر است به یمن هوش سرشار خود ، به راحتی از چند نظریه که اعلام می کنید ( نه آنکه آن را نقد کند یا پیشنهادی دهد بلکه ) کاملا شما را بشناسد و به مکنونات قلبی تان آگاه شود و به راحتی در مورد شما قضاوت کند و البته مجاز است نسبت هایی را هم به شما بدهد .
6 ـ مش قاسم مجاز است بدون این که سوزنی به خود بزند ، بطور مکرر و تا هر زمان که دوست داشت ، جوالدوز به دیگری بزند .
ب ـ مش قاسم عزیز ، سعی کردم سطور بالا رو به روش شما بنویسم هر چند هنر شما رو ندارم ، به بزرگی خودتون ببخشید . اما نکته آخر :


ما نگوئیم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
عیب درویش و توانگر بکم و بیش بد است
کار بد مصلحت آنست که مطلق نکنیم
رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم
سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم
خوش برانیم جهان در نظر راهروان
فکر اسب سیه و زین مغرق نکنیم
آسمان کشتی ارباب هنر می شکند
تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم
گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید
گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم
حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او
ور بحق گفت جدل با سخن حق نکنیم
سلام آقا سعید عزیز و یا آقا سعید ۲
ببینید دوست عزیز شما همه چیز را با همان عینکی که دسیپلین خاص تان آنرا میسنجید تمایل دارید ببینید ،و بر این اعتقاد اید که دیگران نیز باید همانند دیسیپلین خاص شما باشند ...برای همین اگر کسی دسیپلین خاص دید شما را نداشت و یا رعایت نکرد ،شما بعنوان یک مشاور و یا روانشناس وارد صحنه خواهید شد و به ارائه دیسیپلین خود به دیگران که با شما هم آواز نیستند میپردازید ..و کسی برای این کار بر شما خرده نمیگیرد جانم ....
تنها سوالی که باقی میماند آنستکه ،اگه کسی و یا نظری با دیسیپلین خاص شما هماهنگی نداشت ،چه گناهی دارد یا کرده ؟ آیا اجباری در داشتن قاعدهٔ خود دارید در دیگران ؟
تنها این حقیر تمنای این داشتم که ترا به خدا برای کسانی که تنها دمی برای اوقات فراغت خود به این سایت مراجعه میکنند ،شما اینقده از آن بازیهایی که از صبح تا شب در سطح جامعه به هر طریق ممکنه در حال اجرا هستش ،اجرا نفرمایید ....چون اگه قرار بر این بود که کسی و یا کسانی از الگوهای مرسوم در جامعه سهمی برخردار شوند و یا بهره یی ببرند ،تا حالا برده بود نند .،چون از صبح که از خواب برخیزند از رادیو و بعدش تلویزیون ،بعدش روزنامهٔها ،مدارس و و محیطهای اجتماأی کسب فیض میکنند
و در اینجا تنها برای اوقات فراغت و اینکه با اخبار و مطالب جدیدی که هنوز با آن برخورد نکردند اشنااا شوند و مطالعه کنند ،سر میزنند و بقولی برای زنگ تفریحی که تفننی باشد سالم که به سوی جاهای نامناسب دیگری کشیده نشوند مراجعه میکنند
اینکه شما در اینجا کلاس باز کرده اید خود جای گفتگو و تامل دارد ، که واقعا چه نیازی به این استد لالهای شما هست در اینجا ؟ و اینکه چه کمکی موثری میتواند داشتته باشد برای کسی که از صبح تا شب از این گونه استدلالت منطقی و اخلاقی گوشش پره و اگه قرار بود که چیزی درایافت کند که تاا حالا کرده بود همانطور که شما آنچنان دریافت کرده اید که کمر همت به ارشاد مضاعف به دیگران بسته اید .
من حقیر و یا بقول شما که با یک نام دیگری به این حقیر میرسانید که احمقی هستم که مشکلی نیست هر کس به فراخور حال و هوای خود و شعور و فهم و درک خود میتواند کلامی بیان کند شما که این همه به آن اخلاقیاتتان پایبند هستید تصور نمیکنید که گفتن چنین کلامی با آن ادعای چنان دیدگاهتان منافعت دارد .گرچه من میگویم که هرچه از دوست رسد نیکوست حتی اگر کلام و یا فهشی و یا ناسزایی باشد ،چرا؟؟
چون قدر و وسع او همان قدر بوده ،اگر بخواهی انتظار بیشتری داشته باشی ،نشانه حماقت خود آدم است .... 
من از بازوی خود دارم بسی شکر که زور مردم آزاری ندارم
عاقلان دانند...........!!!!!!!!!!!!!!
میتونم دوست خوبم از شما یک سؤال بپرسم؟
اینکه شما چرا از دوتا اسم استفاده میکنید ؟ یکی آقا سعید و دیگری آقا سعید۲؟؟!!!!!
شما یکی هستید یا دونفر اگه یک نفر هستید ،پس چرا با دوو اسم نظر میگذارید؟
اگر دونفر هستید متفاوت از هم ،پس چرا این آقای سعید ۲ ،بجای شما در مقاله (حاج خانم )از آقای پارسی بخاطر انتقادی که داشته عذر خواهی کرده؟
در هر صورت چه تائید کنید و چه رد کنید مصداق این این ضرب المثل می شوید که به شتر مرغه میگن بار ببر میگه من مرغم ،میگن تخم بگذار میگه من شترم
اینکه یک بام و دو هوا میشه ،بعدش به من میگوید آقای معاش قاسم مجازی .شما هم بهتره یک سوزن به خودتان نیاز هست بزنید آنگاه یک جوالدوز به دیگران.
در حیرتم این چه داستانی است ؟؟؟؟ از شما که به راستی و اخلاقیات پایبند هستید ؟!!!!!!!
واعظان که این همه وضع در منبر میکنند چون به خلوت میروند آن کار دگر میکنند....
و سؤال آخر اینکه چرا از این خانم مهراوه در هیچ جایی ما نظری نمیبینیم ،؟
اما تا سخنی و بحث و استدلالی از شما باشد و با شما داشته باشیم ،بعد از نظرات شما بدنبال شما نظر میگذارند ؟؟
آیا ایشون هم اسم سوم شما هستش مثل ( آقا سعید ۲ ) که از آن برای جلوه دادن مطالب خود استفاده میکنید در سایت ؟؟؟
باید بگویم این کار شما خیلی بقول معروف تابلو بود و هست .قضاوت با دوستان ..
اما با همه این حرفها این چیزی از دوستی ما در این سایت نمی کاهد چون ،قرار بر دشمنی نداریم در اینجا، بدنبال دوستی هستیم در اینجا ،که دمی با او در آرامش خیال خود و فراغت خود لذت بیشتر و لبخند بیشتری داشته بشیم
ما را ز خیال تو پروا ، نیه
بی خیال تو ما را ، نیه
همه این اشعار را از خودم در کردم ،تا که نگویی که من چه بد کردم
ما هم شما را دوست داریم آقا سعید 
اما 
ما بیشتر 
در ضمن این آخرین کلام من حقیر بود خدمتتان ،و همانطوری که قبلا هم عرض کردم خدمتتان ،بعد از این دگر در این سایت نخواهیم بود که باعث کدورت خاطر شما بخواهیم باشیم ،باور کنید راست میگم اینجا جای آن دیشمندان است که ما را آننیست ..
پیروزا شاد و موفق باشید دوست من .سلام مرا هم به حاج خانم برسانید به بخشید حاج آقا 
مش قاسم عزیز
!!!


من صمیمانه علاقمندم که از نظرات و انتقاداتت بی بهره نشم و حضور سبزت در این سایت ( البته اگه دوباره متهم نشم ، با اجازه آقای پارسی عزیز ) مستدام باشه دوست خوب من .
تو پنداری که بدگو رفت و جان برد!!!!
حسابش با کرام الکاتبین است...
خدای من الله ، ارحمن الراحمین است
این گفته آیه یی ز مصداق قرآن کریم است
ز خدائی که بود در این جان دل شکسته فقیرم
آه و نفرینی چو لگام به سرنوشتت تا آبد ترا اجین است
فکر شوهری کن که ترا صد حاجت واجب همین است
بازار خود فروشان ،در آن سوی و سرای دیگر است
بعد از این پاسخم به تو ، خاموشی و سکوت است
که گفته اند بر ابلهان ، این جواب راه بهترین است
مش قاسم عزیز
یا مش قسم یا مش قسم 1 ، 2 ، ....
این همه به دیگران نیش و کنایه و .... زدی اما دوست خوب من یه مطلب نه چندان تند مهراوه عزیز رو نتونستی تحمل کنی و عصی شدی و از کوره در رفتی !!! و سطر آخر شعرت بیانگر شدت عصبانیت شماست .
دوست من این همان مصداق سوزن به خود و جوالدوز به دیگری است که زیر بار پذیرش آن نمی روید .
هرجند عبارت مهراوه عزیز با مطالب توأم با ..... که شما تحت عناوین طنز یا مباحث جدی مطرح می کنید ، به هیچ وجه قابل مقایسه نیست .
در عین حال دوست خوب و عزیز من ، زیباتر از گل چیزی نیست که تقدیم حضورت کنم .
آقا سعید عزیز....
دو عاقل را نباشد کین و پیکار نه دانایی ستیزد با سبکبار
اگر نادان بوحشت سخت گوید خردمندش بنرمی دل بجوید
با شما موافقم........اما شما هم از بنده بشنو:
زمین شوره سنبل برنیارد درو تخو و عمل ضایع مگردان
نکویی کردن با بدان چنانست که بد کردن بجای نیکمردان
به هر حال از کوزه همان تراود که دروست
از خدا جوییم توفیق ادب
بی ادب محروم شد از لطف رب
بی ادب تنها نه خود را داشت بد
بلک آتش در همه آفاق زد
پس وقت غزیز را مغتنم شمارید...چرا که هرکه را نیست ادب لایق صحبت نبود...
موید باشید
مهراوه جان
در مورد کقایت مباحثه با شما مواققم . شما هم شـــــادکام و سربلند باشید 
cheghadr ghashang bood va talkh ...