البته در اولین رابطه ی عشقی بین دو نفر، یک سری مشکلات غیر قابل اجتناب وجود دارد که خیلی خوشایند نیست، اما با تمام اینها، به دلیل تعهدات و نقاط مشترک عاطفی بین آن دو، این رابطه نیز به نوعی زیبایی خاص خود را دارد.
یکی از دلایلی که بیشتر افراد از تن دادن به همچین رابطه ای خودداری می کنند، ترس از عدم اعمال تعهدات بین خوبد و طرف مقابل است که خود امری بسیار دشوار است. از طرفی می بینید که همزمان می توانید علاوه بر اینکه عاشق پدر، مادر، فرزند و ... باشید، به جنس مخالف نیز عشق بورزید و او را هم دوست داشته باشید، شاید همین حالا با خود بگویید، "خوب، عشق به پدر و ...کاملاً متفاوت است"، اما آیا در این عشق نگران آنها نمی شوید؟ برای آنها از خیلی چیزها گذشت و فداکاری نمی کنید؟ و در آخر حتی شاید حاضر باشید برای آنها بمیرید؟ اگر خوب دقت کنید می بینید که برای دوست دختر/پسر، نامزد/شوهر، نیز همین عواطف را دارید!
بعلاوه در این بین با آنها رابطه ی نزدیکی هم دارید و این خود سبب ایجاد عواطفی بس عمیق تر خواهد شد. در اثر این حالات و احساسات دو طرفه، به مروز زمان ، این دیگر روابط جنسی نیست که مسبب این عواطف است بلکه زوجین سالها و سالها در سایه ی آرامش و دوستی با یکدیگر زندگی می کنند. در اینجاست که می بینید این رابطه شبیه به دوست داشتن پدر، مادر، خواهر، فرزند و ... است. درست است که عشق به فرزند، می تواند والاترین عشق باشد اما حقیقت این است که این رابطه تنها تا وقتی دو طرفه است که آنها به سن نوجوانی برسند، آن وقت است که با انتظارات پی در پی فرزند و عدم نارضایتی از والدین، دیگر این رابطه آنقدر صمیمی و مثل قبل نخواهد بود.
عشق به جنس مخالف، نه تنها آزادی ها و عواطف قبلی شما را محدود نمی کند بلکه می بینید که گویی نیمه گمشده ی خود را پیدا کرده اید، شاید تا آن زمان هیچ وقت فکر نمی کردید که شما هم به این رابطه نیاز دارید، اما تنها با نیل به آن می فهمید که چقدر این نوع دوست داشتن متفاوت و شیرین است، مثل اینکه دوباره متولد شدید!
متأسفانه برخی از ترس قربانی شدن و اینکه روزی نفر مقابل خود را از دست دهند، به کسی دیگر روی می آورند، این افراد با توهمات واهی، به بی راهه می روند و رفته رفته با نفر بعدی و بعدی، دیگر مثل آدم آهنی رفتار می کنند! در حالی که زیبایی یک رابطه با جنس مخالف در علاقه و اشتیاق دو طرف به با هم بودن و گذران لحظات رویایی و آرامش بخش با یکدیگر است.
آیا از تعهد و ایجاد رابطه با تنها یک نفر می ترسید؟ بیشترین علت ترس از شروع این روابط این است که طرفین فکر می کنند که در اثر مرور زمان شاید از یکدیگر خسته شده و برای هم تکراری شوند، یک نگاهی به والدین و عشق های قدیمی بیاندازید، آنها نیز روزی عشق خود را با تعهد و وفاداری شروع کردند و در حال حاضر شاهد سالگردهای ازدواج و ... چهل ساله آنها هستیم! می بینید که عشق واقعی خستگی در کارش نیست.
امروزه زن و مرد در صحنه اجتماع حضوری فعال دارند. در اثر این وضعیت روابط آنها رودر رو و ملموس تر است، شاید هم یکی از دلایل اینکه بیشتر مردم تن به خانه نشینی نمی دهند همین موضوع است، اما در اثر این تنوع رفت و آمد، روابط جنس مخالف نیز بیشتر ولی متغیر، بی ارزش و بی ثبات تر شده است. همواره خلقت دو جنس مخالف و تفاوت طبع و هورمون های متضاد بین آنها، سبب جذب به طرف هم می شوند، تا اینجای داستان، این مسئله ذاتی و طبیعی است، اما متأسفانه باز هم به دلیل تنوع و در دسترس بودن انواع چهره، شخصیت و ... جنس مخالف، حس تنوع طلبی و وسوسه در مردم موج می زند، درست مثل اینکه سیر باشی و از جلوی نانوایی رد شوی، ناخودآگاه آنقدر بوی نان تازه وسوسه کننده است که بازهم دوست داری در عین سیری، نانی بخری و از طمع تازه ی آن لذت ببری! آن وقت است که با این مشکل روبرو می شوی که چطور می شود دو نفر را همزمان دوست داشته باشی با یک درجه و یک حس؟!
ممکن است همزمان عاشق همسر خود باشی، ولی به طرف کسی دیگر نیز متمایل شوی و در عین ناباوری، شیفته ی او نیز اما کمی متفاوت تر شوی! دلایل این گرایش می تواند، کشش جنسی یا عاطفی باشد. خیلی زنان در اثر کمبود عاطفی به طرف کسی دیگر می روند، البته آنها معمولاً قبل از هر رابطه نزدیکی، نیاز به تأمین عاطفی و مسائل احساسی دارند. شاید این سوالیست که بیشتر مردها در مورد زنها در ذهن خود می پرسند: "چرا زنها به مسائل جنسی و فیزیکی خود کمتر اهمیت می دهند"
شما که تنها هستید باید بدانید برای دوست شدن با کسی و ایجاد رابطه ای صمیمی، حتمًا مجبور نیستید که عاشق او شوید، مطمئن باشید دوستی، خود موجب تکمیل عواطف شما و تنهاییتان می شود، می توانید تنها تشعشعات قلب خود را در اختیار نفر مقابل بگذارید نه همه قلب را! در این حالت، اگر این رابطه به جدایی ختم شود، مطمئناً ضربه ی کمتری می بینید!، متأسفانه چیزی که هنوز در فرهنگ ملل مختلف جا نیفتاده است، این است که زنان باید به تأمین نیازهای جنسی خود ارزش بیشتری قائل شوند و بهتر است قبل از اینکه کاملاً وابسته یا به قول خانم ها عاشق کسی شوند، به این نوع رابطه نیز فکر کنند. چرا که خود رابطه نزدیکی مسبب تشدید عاطفه و صمیمیت بین دو نفر می شود که هیچ گاه نیل به این عواطف با به سر بردن در محیط کار و ... عملی نیست.
عاشق شدن خوب است اما چه بهتر که این عشق و صمیمیت به مرور زمان، در سایه رابطه نزدیکی، تجدید و تقویت شود، اگر دونفر (چه مرد و چه زن) از نظر روابط جنسی از جانب هم تأمین باشند، خود عاملیست مهم در اینکه دیگر دو نفر به برقراری رابطه ای جدید و در ادامه، دوست داشتن نفری دیگر به طور همزمان، کمتر تمایل و گرایش پیدا کنند و از مسیر خود منحرف شوند
منبع : مثبت من
البته در اولین رابطه ی عشقی بین دو نفر، یک سری مشکلات غیر قابل اجتناب وجود دارد که خیلی خوشایند نیست، اما با تمام اینها، به دلیل تعهدات و نقاط مشترک عاطفی بین آن دو، این رابطه نیز به نوعی زیبایی خاص خود را دارد.
یکی از دلایلی که بیشتر افراد از تن دادن به همچین رابطه ای خودداری می کنند، ترس از عدم اعمال تعهدات بین خوبد و طرف مقابل است که خود امری بسیار دشوار است. از طرفی می بینید که همزمان می توانید علاوه بر اینکه عاشق پدر، مادر، فرزند و ... باشید، به جنس مخالف نیز عشق بورزید و او را هم دوست داشته باشید، شاید همین حالا با خود بگویید، "خوب، عشق به پدر و ...کاملاً متفاوت است"، اما آیا در این عشق نگران آنها نمی شوید؟ برای آنها از خیلی چیزها گذشت و فداکاری نمی کنید؟ و در آخر حتی شاید حاضر باشید برای آنها بمیرید؟ اگر خوب دقت کنید می بینید که برای دوست دختر/پسر، نامزد/شوهر، نیز همین عواطف را دارید!
بعلاوه در این بین با آنها رابطه ی نزدیکی هم دارید و این خود سبب ایجاد عواطفی بس عمیق تر خواهد شد. در اثر این حالات و احساسات دو طرفه، به مروز زمان ، این دیگر روابط جنسی نیست که مسبب این عواطف است بلکه زوجین سالها و سالها در سایه ی آرامش و دوستی با یکدیگر زندگی می کنند. در اینجاست که می بینید این رابطه شبیه به دوست داشتن پدر، مادر، خواهر، فرزند و ... است. درست است که عشق به فرزند، می تواند والاترین عشق باشد اما حقیقت این است که این رابطه تنها تا وقتی دو طرفه است که آنها به سن نوجوانی برسند، آن وقت است که با انتظارات پی در پی فرزند و عدم نارضایتی از والدین، دیگر این رابطه آنقدر صمیمی و مثل قبل نخواهد بود.
عشق به جنس مخالف، نه تنها آزادی ها و عواطف قبلی شما را محدود نمی کند بلکه می بینید که گویی نیمه گمشده ی خود را پیدا کرده اید، شاید تا آن زمان هیچ وقت فکر نمی کردید که شما هم به این رابطه نیاز دارید، اما تنها با نیل به آن می فهمید که چقدر این نوع دوست داشتن متفاوت و شیرین است، مثل اینکه دوباره متولد شدید!
متأسفانه برخی از ترس قربانی شدن و اینکه روزی نفر مقابل خود را از دست دهند، به کسی دیگر روی می آورند، این افراد با توهمات واهی، به بی راهه می روند و رفته رفته با نفر بعدی و بعدی، دیگر مثل آدم آهنی رفتار می کنند! در حالی که زیبایی یک رابطه با جنس مخالف در علاقه و اشتیاق دو طرف به با هم بودن و گذران لحظات رویایی و آرامش بخش با یکدیگر است.
آیا از تعهد و ایجاد رابطه با تنها یک نفر می ترسید؟ بیشترین علت ترس از شروع این روابط این است که طرفین فکر می کنند که در اثر مرور زمان شاید از یکدیگر خسته شده و برای هم تکراری شوند، یک نگاهی به والدین و عشق های قدیمی بیاندازید، آنها نیز روزی عشق خود را با تعهد و وفاداری شروع کردند و در حال حاضر شاهد سالگردهای ازدواج و ... چهل ساله آنها هستیم! می بینید که عشق واقعی خستگی در کارش نیست.
امروزه زن و مرد در صحنه اجتماع حضوری فعال دارند. در اثر این وضعیت روابط آنها رودر رو و ملموس تر است، شاید هم یکی از دلایل اینکه بیشتر مردم تن به خانه نشینی نمی دهند همین موضوع است، اما در اثر این تنوع رفت و آمد، روابط جنس مخالف نیز بیشتر ولی متغیر، بی ارزش و بی ثبات تر شده است. همواره خلقت دو جنس مخالف و تفاوت طبع و هورمون های متضاد بین آنها، سبب جذب به طرف هم می شوند، تا اینجای داستان، این مسئله ذاتی و طبیعی است، اما متأسفانه باز هم به دلیل تنوع و در دسترس بودن انواع چهره، شخصیت و ... جنس مخالف، حس تنوع طلبی و وسوسه در مردم موج می زند، درست مثل اینکه سیر باشی و از جلوی نانوایی رد شوی، ناخودآگاه آنقدر بوی نان تازه وسوسه کننده است که بازهم دوست داری در عین سیری، نانی بخری و از طمع تازه ی آن لذت ببری! آن وقت است که با این مشکل روبرو می شوی که چطور می شود دو نفر را همزمان دوست داشته باشی با یک درجه و یک حس؟!
ممکن است همزمان عاشق همسر خود باشی، ولی به طرف کسی دیگر نیز متمایل شوی و در عین ناباوری، شیفته ی او نیز اما کمی متفاوت تر شوی! دلایل این گرایش می تواند، کشش جنسی یا عاطفی باشد. خیلی زنان در اثر کمبود عاطفی به طرف کسی دیگر می روند، البته آنها معمولاً قبل از هر رابطه نزدیکی، نیاز به تأمین عاطفی و مسائل احساسی دارند. شاید این سوالیست که بیشتر مردها در مورد زنها در ذهن خود می پرسند: "چرا زنها به مسائل جنسی و فیزیکی خود کمتر اهمیت می دهند"
شما که تنها هستید باید بدانید برای دوست شدن با کسی و ایجاد رابطه ای صمیمی، حتمًا مجبور نیستید که عاشق او شوید، مطمئن باشید دوستی، خود موجب تکمیل عواطف شما و تنهاییتان می شود، می توانید تنها تشعشعات قلب خود را در اختیار نفر مقابل بگذارید نه همه قلب را! در این حالت، اگر این رابطه به جدایی ختم شود، مطمئناً ضربه ی کمتری می بینید!، متأسفانه چیزی که هنوز در فرهنگ ملل مختلف جا نیفتاده است، این است که زنان باید به تأمین نیازهای جنسی خود ارزش بیشتری قائل شوند و بهتر است قبل از اینکه کاملاً وابسته یا به قول خانم ها عاشق کسی شوند، به این نوع رابطه نیز فکر کنند. چرا که خود رابطه نزدیکی مسبب تشدید عاطفه و صمیمیت بین دو نفر می شود که هیچ گاه نیل به این عواطف با به سر بردن در محیط کار و ... عملی نیست.
عاشق شدن خوب است اما چه بهتر که این عشق و صمیمیت به مرور زمان، در سایه رابطه نزدیکی، تجدید و تقویت شود، اگر دونفر (چه مرد و چه زن) از نظر روابط جنسی از جانب هم تأمین باشند، خود عاملیست مهم در اینکه دیگر دو نفر به برقراری رابطه ای جدید و در ادامه، دوست داشتن نفری دیگر به طور همزمان، کمتر تمایل و گرایش پیدا کنند و از مسیر خود منحرف شوند
منبع : مثبت من
راستش را بخواهید من جواب سوال شما میدونم
اما چون خیلی تلخه لطفا یک چای با قند دو پهلو هم بگذارید کنار دستتان
اما جواب
آره جانم ،میشه که همزمان دو نفر را دوست داشت ،و عشق ورزید .
کدخدا چطوری ؟
آخه کدخدا شما توی باغ که نیستی همش توی طویله یی ،ما که هی میریم بیرون باغ برای چشم چرونی توی شعر خیلی چیزا را فهمیدیم ....
کدخدا :جدی بگو ،تا ما هم بدونیم
بله کدخدا مردم جدیداً ،بخاطر اینکه توقع عاتشان از مسائل زنا شویی خیلی بالا ..رفته ،به دلیل وجود فیلم های مبتذل ،و اینکه براووردن آن توقعها از طریق روابط زناشوئیشان ،به دلیل حجب و هایا های اخلاقی غیر ممکن میباشد ..از همین جهت آنهایی که به این مرز مبتلا میشوند و چشمانشان از آتش اینگونه ابتزاللات،غرقه گشته است ،،هر کدام به سوئی ،و پیدا نمودن کسی مینمایند که در خفا ،این امر را برای آنها میسر نماید ...
به همین رو ،،خیلیها هستند که سواره خره مراد خودشان هستند ،خسوسا آنهایی که قدرت تمکن ،این امر را داشته باشند .اگر نه که سلواتی هم به عرضه این محصول فرنگ ،نیز التجا مینمایند ....
حقیقت تلخه.امید ورم که کسی برای ما نشورد ،،،تلخی که باعث شده یکی از دللایل طللاق در کشورمان باشد .....
خواهش میکنم ،با این حقیقت تلخ احساسی و تعصبی با من برخورد نکنید .گفتم که گفته باشم که آنها یی که نمیدونند کمی بیشتر مواظب بغل دستیهایشان باشند
نه نمیشود!!!! که اگر بشود ،دیگر اسمش عشق نیست...بوالهوسی و بیشرفی است و هیچ ربطی به عشق ندارد...
اخیرا مطلبی تحقیقاتی خواندم بدین شرح.مماشات با زن زیبا کورتیزول خون زیاد شده و مرد دچار بیماری قلبی قند(دیابت)وعصبی میشود.و بهتر آنست که چشمچرانی نکند که دچار وسوسه شود.این موضوع برای زن هم صدق میکندکه اگر با مرد زیبائی کفتگو کند ووسوسه شود دچار آن بیماری ها می شود.عمویم زن نداشت بیش از 90 سال عمر کرد پدرم80 سال پدرگم 2 زن داشت 63 سال وبرادرم3 زن داشت 55
آقای سبزه واری!!!
با این روال که شما میفرمایید فتحعلی شاه قاجار که حرمسرایی با هزار زن داشت !!حتی به مرحله تولد هم !!!نمیرسید......
rasty یک چیزی را یادم رفت که بگم ..
کدخدا اون چیه بگو
اینکه به قول آقای (دیل کارنگی ،در کتاب،آیین دوست یابی ) *۹۰* درصد اختللافات زناشویی از اتاق خواب آنها بیرون میزند.
کدخدا :که چون شهامت گفتنش را ندارند ،،به ننه و با با های هم و خواهر برادرهای هم ،که همون خاله و عمه و دایی ،و عمو ،آنها حساب میشوند گیر میدهند و بهانه میکنند .
میدونی کدخدا ،چه بخواهی و چه نخواهی آخرش میشه ،بز نیست ..بللاخره پیشرفت و تکنلوژی این مصائب را هم داره ،هرکی که خربزه میخوره باید پای لرزش هم بشینه.زندگی توی شهر این مرزها را هم داره ،برای همینه ما اینجا توی ده جامون راحته
میگن به یک با با یی گفتن فلانی راستی ما که فیلم عروسی ات را ندیدیم میشه لطفا بدهید که ببینمش؟
طرف میگه باشه اشکالی نداره اما ،باید قول بدی که آخرش را نبینی .
میگه چرا ؟میگه آخه آخرش صحنه داره .!!!!
توصیه های ایمنی را جدی بگیرید ،مواظب بلوتس های بچههایتان و خصوصا آقای بچههایتان باشید.....
کدخدا ،:هر چیزی فرهنگ میخواد .که الحمد لللاه ما نداریم..یعنی هیچ وقت نداشتیم
سلام خسته نباشید. اعتقاد من به اینه که عشق به یگانگیش قشنگه وقتی در دل آدما به روی هر کسی وا بشه دیگه اسمش عشق نیست این چیزی جز هوس نیست. عشق حس والاییه که هر کسی توان درک اونو نداره. عاشق واقعی هیچ چیزی رو زیبا نمیبینه جز معشوقشو . تمام فکروذهنش به عشقشه واسه همین جایی واسه شخص دیگه نمی مونه.
تو فرهنگ ما اینطور جا افتاده که در یک رابطه جنسی زن خودش رو در اختیار مرد قرار میده بنابراین مرد فکر میکنه چیزی بدست آورده و زن برعکس فکر میکنه چیزی از دست داده. همین باعث میشه مردها خیلی راحت بدون داشتن حس عاطفی رابطه برقرار کنن اما خانمها میخوان چیزی رو که میبخشن به کسی باشه که ارزششو داشته باشه بنابراین حتما باید رابطه احساسی و عاطفی داشته باشن یا اینکه قصد خود فروشی. به لین دلیل اونها نمیتونن به نیازهای جنسی قبل از نیازهای عاطفی فکر کنن.
اما در مجموع به عنوان یه مرد میگم میشه دو نفر رو دوست داشت اما نمیشه راحت زندگی کرد. چون همیشه باید دروغ بگی، فریب بدی ، بترسی و همه اینها باعث میشه روز به روز شخصیت آدم متزلزلتر بشه.
در کل با نظر مش قاسم که اکثر مشکلات زوجها از اتاق خواب شروع میشه موافقم
سلام آقای سبزه واری
با یه حساب سرانگشتی و توجه به نرخ رشد ژنتیکی ازدواج تو خانواده شما پس شما چها تا زنو حتما میگیری.
آقا فرشید عزیز.....
اظهار نظر شما به عنوان یک"مرد" خیلی برایم تکان دهنده بود............
"میشه دو نفرو دوست داشت ولی نمیشه راحت زندگی کرد....چون مجبوری دروغ بگی..."پس فاتحه عشق خیلی وقته که خونده اس...
ولی من بر خلاف شما فکر میکنم اگر همه ما، چه مرد و چه زن و الالخصوص مردها توصیه های کتاب وحی را جدی بگیریم آنجا که خداوند میفرماید به مردان و زنان مومن بگو چشمها از نگاه ناروا بپوشند و اختصاصا به زنان توصیه میکند طوری راه نروند که زیباییهای پنهانشان آشکار شود و توجه بیماردلان و آنانکه در دلهاشان مرض است به آنان جلب شود...افسوس که همه این اینها امروزه برایمان پوچ و بیمعنا و شعاری و متحجرانه شده و با سرعت همه باهم داریم سقوط میکنیم...
متاسفم برای عشق که چنین معنای شنیعی پیدا کرده و برای اخلاق و انسانیت و شرافت...
دی شیخ با چراغ گرد شهر همی میگشت
که از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند گشته ایم ما یافت همی نمی شود
گفت آنکه یافت نمیشود آنم آرزوست
....حالا خوبه که شما تازه متوجه شدید که باید متاسف باشید
کدخدا: با با جان ما سال هاست که فاتحه ش را خواندیم و سنگ قبرش را هم که خیلی وقته دادند که گذاشتن روش....
خانم مهراوه عزیز
فکر کنم سو تعبیر شد. منظور من تائید این کار نبود. میخواستم بگم هر کسی میتونه این کارو بکنه اما قطعا باید یه چیزائی رو از دست بده مثل صداقت، آرامش و.......
با احترام به نظر تمام دوستان اما به نظر من عشق هنوز هست و همیشه هم باقی میمونه فقط گاهی وقتها تعبیر ما از اون اشتباهه. عشق فقط این نیست که من دم به دقیقه به معشوقم زنگ بزنم یا براش کادو بخرم یا گل بفرستم. عشق میتونه این باشه که وقتی میبینم همسرم بیحوصله است دوساعت زودتر میام و میبرمش یه پارک تا هواش عوض شه. میتونه این باشه که وقتی عصبانیه بشینم و به دادو بیداداش با حوصله تا آخر گوش کنم.
با صراحت میگم که چنین چیزی وجود داره واینکه بخواهیم به هر دلیلی پرده بر واقعیت بزاریم ومنکر شویم دوری از واقعیت عینی جامعه است و یک نکته مهم دیگر اینکه هیچ کس نیست که بتونه دله خودش رو بازی بده ویا اینکه دیگران رو ازاین قاعده مستثنی بدونه
الا یا ایها الساقی ادرکاسا و ناولها
که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل
کجا دانند حال ما سبکباران ساحلهاَ
همه کارم ز خود کامی به بد نامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کزو سازند محفلها
یکیشم اضافیه تو میگی دوتا
با نظرات فرشید موافقم
ذات انسان تنوع طلبه. نه اینکه به تعداد زیاد معشوقه داشت ورابطه نزدیک رو باهمشون تجربه کرد.این مشکلات بصورت اساسی در جوامع بسته خودشون رو نشون میدن اینجا که دیگه خفقانه.هرجی ارتباط با جنس مخالف بیشتر باشه هوس جنسی کمتر و ذات تنوع طلب ارضا میشه.واینکه فریب خوردن یکی از طرفین کمتر میشه. دوستان تاحالا هیچ فکر کردین توی یک کالج بین المللی یه بسر همزمان رابطه رمانتیک با دونفر داشته باشه؟یا اصلا همچین نیازی رو حس میکنه؟باینکه خیلی ازادن از هر نظر.........
تخلیه انرزی جیز خوبیه واین از هر راهی ممکنه.ماها معیارمون رو با جامعه خودمون میسنجیم ولی زمانی که مدتی رو در کشوری ازاد که متاسفانه حتی اذربایجان یا ارمنستان باشه زندگی کنیم همه این مسایل کمرنگ و کمرنگ تر میشه...اینجا همه جی اشتباهه واین باعث مشکلات جدی وتودرتویی شده که حل کردنش امداد همگانی رو میطلبه..مشکلاتی که باخون مون امیخته شده و همه مون داریم باهاش دست و بنجه نرم میکنیم
آقای نیمای عزیز.....
اگر که همه اینها هم که برشمردید ،باشد ولی وقتی شخصیت پوشالی و توخالی باشد و چیزی برای عرضه نداشته باشد و خواستنی و دوست داشتنی نباشد چه فایده؟؟!!
اگر هم عشقی باشد، عشق و علاقه به روح و افکار و بینش انسانیست..........
حالا اگر که پول و مدرک و ماشین و مسکن هم که بود "فبه المراد و نعم المطلوب"
اگر که شما هم جای دختر خانمها بودید!!خوشحال نمیشدید؟؟!!
اگر که همه اینها هم که برشمردید ،باشد ولی وقتی شخصیت پوشالی و توخالی باشد و چیزی برای عرضه نداشته باشد و خواستنی و دوست داشتنی نباشد چه فایده؟؟!!
اگر هم عشقی باشد، عشق و علاقه به روح و افکار و بینش انسانیست..........
حالا اگر که پول و مدرک و ماشین و مسکن هم که بود "فبه المراد و نعم المطلوب"
اگر که شما هم جای دختر خانمها بودید!!خوشحال نمیشدید؟؟!!
با سلام من نظرم اینه که اگر ادم واقعا یه نفر رو بخواد و دوستش داشته باشه سراغ کس دیگه ای نمیره مگه اینکه از اولش با هدف دیگه ای اومده باشه جلو که با عرض پوزش این قضیه در مورد اقا پسرا بیشتر صحت داره
کل منظورم اینه که عشق چیز مقدسیه و نمیشه اسم هر دوست داشتنی رو عشق گذاشت عشق اسمانیه