عمه بلقیس به همه چیز کار داشت، به اینکه دختر همسایه تازگی ها زیر ابرویش را برداشته، به اینکه زن مطلقه ای که طبقه ی دوم زندگی می کرد بعد از نیمه شب برگشته، به اینکه فلانی توی مهمانی دامن کوتاه پوشیده.
هیچوقت یادم نمی رود بلوار میرداماد را به سمت خیابان شریعتی رانندگی می کردم. وقتی به چراغ قرمز 180 ثانیه ای اش برخورد کردم عصبی شدم. تازه از محل کارم تعطیل شده بودم و خیلی خسته بودم.
کنکور در ایران یک غول است که همیشه به همراه یک قیف تعریف می شود.
امتحانیست که سرنوشت انسان ها را تغییر می دهد.
در این امتحان بعضا سوالات واقعا خنده داری به چشم می خورد که برای نشاط روح آدم واقعا مفیدند !
در این مطلب بعضی از این سوال های شاهکار رو می توانید ببینید.
یکی از کاربردهای طنز، یادآوری رفتارهای ناپسندی است که گاهی از بعضی از ما سر میزند. پس زیاد به دل نگیرید و این موقعیت ها را توی ذهن تان مشابه سازی کنید و لبخند بزنید!
مردها همیشه در رویای یک زن زیبا هستند، حتی اگر خودشان بسیار زشت باشند یا زیبا باشند. این حس در تمامی مردان وجود دارد و تنها مختص به یک یا دو نفر نیست و در نهان تمام مردها این حس وجود دارد فقط درصد آن کمی بیشتر یا کمتر است.
در شهر توریستی اسکاگن این زیبایی را می توان در سجیه دید، این شمالی ترین شهر دانمارکیهاست، جایی که دریای بالتیک و دریای شمال بهم میپیوندند. دو دریای مختلف با هم یکی نمی شوند و بنابرین این راستا بوجود می آید.
"آداب معاشرت" انعکاسی از چشم انداز کلی شما در روابط اجتماعی و زندگی جمعی است.
اینکه در اتوبوس شلوغ جایتان را به پیرزنی که ایستاده است ندهید، چیزی در مورد شما به همه آنهایی که بیننده هستند می فهماند ؛ اینکه شما حاضر نیستید لحظاتی راحتی خود را به خاطر دیگری به خطر بیندازید.
استیو در سال 1984 در سفری به منطقه ای در نزدیکی پیشاور پاکستان، به مدرسه ای رفته بود که در ان تعدادی از آواره های جنگ افغانستان هم بودند. در یکی از کلاس های درس، چهره دختری دوازده ساله به نام «شربت کله» نظرش را به خود جلب کرد...
دلیل این جایزه گرفتن ها، نه پرداختن به بدویت که پرداختن به انسانیت است؛ دلیلش نشان دادن آن پدری است که بیماری آلزایمر دارد و پسرش می گوید: "اون نمی دونه من پسرشم، من که می دونم اون پدرمه." این چیزهاست که بر مردم جهان تاثیر می گذارد.
شاید این رویداد طبیعی ترین اتفاق عجیب دنیا باشد، نوزادهایی که به تازگی از رحم مادر خود بیرون آمده اند به راحتی در آب شنا می کنند. این موضوعی است که یک موسسه خدماتی در لندن از آن استفاده کرده است.
صبحگاه:
فرمانده: پس این سربازه ها (به جای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه!) کجان؟
معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن ساعت 10 صبح همه بیدار میشوند...
سلام سارا جان...
هنگامی که جوان بودم زندگی خانوادگی وحشتناکی داشتم. تنها به این دلیل به مدرسه میرفتم که بتوانم چند ساعتی از خانه دور باشم و خودم را میان بچه های دیگر گم کنم.