Today Photo
تبلیغات در یک دوست

حکایتهای ایرانی

حکایت و داستان | حکایتهای ایرانی حاج حسن آقا ملک کالسکه ای با دو قاطر بسیار زیبا داشت. نصرت الدوله روزی از نامبرده درخواست کرد کالسکه را موقتاً به او بدهد. ملک ناچار کالسکه را با قاطرها برای نصرت الدوله فرستاد و برایش نوشت: کالسکه را با قاطرها تقدیم داشتم، تقاضا دارم در حق این دو قاطر پدری بفرمایید
 

پادشاهی عالمی ربانی را گفت : " مرا پندی ده و موعظتی گوی که به آن رضای خلق و خالق هر دو حاصل کنم. "

گفت : " در روز ، داد گدایان بده تا خلق از تو راضی باشند و در شب ، داد گدایی سرده تا خالق از تو راضی باشد. "

 

 


 

خری و اشتری دور از آبادی به آزادی می‌زیستند. نیم شبی چراکنان به شارع عام نزدیک شدند. اشتر گفت : ساعتی دم فرو بند تا از آدمیان دور شویم. نباید گرفتار شویم. خر گفت : این نشاید که درست همین ساعت نوبت آواز من است و در ترک عادت رنج جان و بیم هلاک تن. و بی‌محابا آواز برداشت.

کاروانیان به دنبال بیامدند و هر دو را در قطار کشیده بار نهادند.

فردا آبی عمیق پیش آمد که عبور خر از آن میسر نبود. خر را بر اشتر نشانیده، اشتر را به آب راندند. اشتر چون به میان آب رسید، دستی برمی‌افشاند و پای می‌کوفت. خر گفت : رفیق! این مکن، وگرنه من در آب افتم و غرقه شوم. شتر گفت : چنانکه دوش نوبت آواز نابهنگام تو بود، امروز گاه رقص ناساز من است!

 


 

منصور خلیفه عباسی روزی به طاق کسری رفت و بر ستونی شعری دید که از شوق عاشق به دیدار معشوق حکایت می کرد، و زیر آن نوشته بود: اهه، اهه!
منصور از همراهان پرسید این را چه معنی است؟ هرکسی سخنی گفت ولی ربیع حاجب که مردی باهوش بود پاسخ داد که گوینده شعر خواسته بفهماند که در حال سرودن این بیت گریه میکند!

 

 


 

زنبور عسلی در اطراف آتش بر افروخته نمرودیان پرواز می کرد. حضرت ابراهیم از او پرسید:

زنبور، در اطراف آتش چه می کنی؟ آیا نمی ترسی که سوخته شوی؟

زنبور گفت: یا ابراهیم آمده ام تا آتش را خاموش کنم!

ابراهیم(با خنده) گفت: تو مگر نمی فهمی آب دهان کوچک تو هیچ تاثیری بر این آتش ندارد؟

زنبور گفت: چرا می خندی یا ابراهیم؟ من به خاموش شدن یا نشدن آتش نمی اندیشم، بلکه به این می اندیشم که اگر روزی از من بپرسند آن هنگام که ابراهیم در آتش بود تو چه می کردی؟ بتوانم بگویم من نیز در کار خاموش کردن آتش بودم

 

 

اشتراک ایمیل های شبانه
آبونه 1دوست بشین
تا لیست آخرین مطالب سایت هر شب براتون ایمیل بشه
 
این صفحه رو
 
نام شما :
ايميل شما :
ايميل گيرنده :
 
  يه کپي هم به ايميل خودتون بياد



 
برای دوستانت بفرست
توئیتش کن تو فیسبوک شیر کن برای فرند فید بفرست به تامبلر بفرست چاپش کن
 
 
امتیاز بدین
لطفا برای تشخیص مطالب بهتر ، به این مطلب امتیاز بده
 
 
 
نظر های داده شده
تا این لحظه 4 نظر برای این مطلب ثبت شده. شما هم اینجا نظرت رو برامون بنویس
 
رسول
1389.11.30 - 22:11

حکایتهای اموزنده وطنز

 

moien
1390.04.16 - 10:29

با سلام حکایت های خیلی خوبی بودن اگه ممکنه بیشترش کنین با تشکر

مینا
1390.10.04 - 14:50

حکایت زنبور و ابراهیم از همه قشنگ تر بود.

هوشمند
1390.11.02 - 00:53

با سلام وتشكر از مطالب بسيار جالب سايت تان

اگر ممكن است لطفا بفرماييد حكايت زنبور و اتش نمرود از كيست؟

 
نظر بدین
ممنون که لطف میکنی و با نوشتن نظرت دلگرممون میکنی
 
نام شما :
آدرس ایمیل :
وب سایت :



 

دراین صورت ازدواج نکنید.
دراین صورت ازدواج نکنید.
اگر در خانواده پدری و زندگی مجردی خود، مسوولیت کاری را به عهده نمی‌گیرید یا کوتاهی می‌کنید...

نگاهی به انرژی روانی
نگاهی به انرژی روانی
بررسی منابع انرژی روانی و کارکردهای آن در تعامل های گوناگون، برای انسان از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. این منابع در مورد تک تک افراد و هر شخص به تنهایی، مورد توجه است. توان، نیرو و انرژی روانی هر فردی در هر لحظه از زندگی، به عامل های گوناگونی ...
 
 
مطالب مشابه جدیدتر
 
 
مطالب مشابه قدیمی تر
 
 
 
امکانات
 
 
 
 
مطالب
 
 
 
شما هم میتونی اینجا کلیک کنی ، فرم همکاری رو پر کنی و یکی از تهیه کننده های یک دوست باشی !
© 2008-2010 1Doost dot com. All rights reserved.
منوی اصلی
آمار
افراد حاضر :
56
بازدید صفحه :
2144
بازدید امروز :
42954
بازدید دیروز :
43604
بازدید کل :
17777208
تا هر شب مطالب سایت براتون ایمیل بشه
Valid XHTML 1.0 Strict
[Valid RSS]
 
نصب نوار ابزار يک دوست
تبلیغات در یک دوست
حراج MP3 پلیر طرح Ipod shuffle
در گوگل محبوب میکنم
جهت حمایت از ما بر روی 1+ کلیک کنید