Today Photo

خاطرات سفر آخرت

حکایت و داستان | خاطرات سفر آخرت حدودای ساعت 11.30 دیشب سکته مغزی کردم و در سن 38 سالگی مردم.تا اومدم به خودم بجنبم دیدم کار از کار گذشته نه زنی دارم نه بچه ای نه مغازه ای خودم هستم و خودم ...
 

Angels

الان که نمیدونم ساعت چنده منو آوردن این دنیا ، دنیای غریبیه نمیتونی بگی چطوریه یعنی مشابه نداشته که بتونی مثال بزنی.

منتظر بودم که حساب وکتابمو بکنن ببینم چه کاره ام .یک جورایی دل آدم میلرزه مثل زیره درخت سنجد !

دو سال در همین حالت گذشت ( البته به سال آخرتی اینجا سیستم زمانی فرق میکنه) من هنوز بین جهنم و بهشت بودم جائی که بهش میگن برزخ تکلیفم هنوز مشخص نبود و هنوز دلم مثل سیر و سرکه میجوشید .دیگه اینجا نه میتونی فرار کنی نه میتونی به کسی رشوه بدی نه میتونی دروغ بگی نه دم کسی رو ببینی ونه ......... کارهای که تو دنیا میکردیم رو بکنیم . البته تو این مدت من تنها نبودم لحظه به لحظه آدمهای جدید می اومدن همه باتعجب همدیگرو نگاه میکردن و رد می شدن اونجا کسی قدرت حرف زدن نداشت فقط میبینی و میشنوی خلاصه جاتون خالی من که خیلی ترسیده بودیم دل تو دلم نبود که یک دفعه صدا زدن ف ر ز ی ن

لرزان لرزان رفتم جلو گفتم سلام با من بودید ؟! یک حوری بهشتی اومد جلو نامه اعمالم رو گذاشت کف دست چپم . بازش کردم ای وای ی ی ی تمام مو به مو کارهائی که کرده بودم توی اون نوشته بودنند تازه یادم افتاد وقتی که میگن جدو آبادت میادجلوی چشمت یعنی چی . من در تعجب بودم اینها رو کی با این دقت ثبت کرده حتی یکی رو هم محض رضای خدا جا ننداخته جلل خالق آدم شاخ در میاره !! دیدم بابا وضعم خیلی خرابه هی می خواستم راه فراری پیدا کنم بعد به خودم گفتم آخه کجا برم ؟ اینجا که جایی رو نمیشناسم ؟ بعدش هم پشت سرم دو تا نگهبان بودنند که انگار 60 ساله پرورش اندام کارمیکنن !

سرتون رو درد نیارم امر کردن که بعد از خواندن نامه اعمالت اگر صحبتی داری بگو . من که لال شده بودم و هیچ حرفی برای گفتن نداشتم فقط توی دلم گفتم آیا میشه ما رو با این همه گناه ببخشند ؟! توی همین فکر بودم که صدایی گفت ببریدش جهنم . منو میگی برق از سه فازم پرید تمام بدنم می لرزید اون دو تا غولتشن دستم رو گرفتن گفتن راه بیفت گفتم جون مادرت تون هر چی بخواهید بهتون میدم یادم اومد که من که آخه هیچی ندارم نه پول نه خونه نه مقام هیچی .... پس التماس بی فایده بود . تا نیمه های راه رفتم هی برمی گشتم و پشت سرم رو نگاه میکردم شاید کمکی برسه دیدم نه هیچ خبری نیست ! راستی راستی جهنمی شدیم رفت . توی همین حال بودم که صدای جذابی از پشت سر بلند شد . صبر کنید !!!!

چه میخواهی ای بنده من ؟ چرا هی بر میگردی و به عقب نگاه میکنی ؟

من با ترس و لرز عرض کردم هیچی قربان من شنیده بودم که میگفتند شما رحمان و رحیم هستید به همین علت بر میگشتم تا شاید نظرتون عوض بشه و من رو ببخشید و به جهنم نبرید .

صدای خنده قشنگی تمام فضا رو پر کرد و فرمود : ای بنده من به دلیل اینکه هیچ گاه از رحمت ما غافل نشدی و حتی در این زمان به فکر رحمت و کرم من بودی تو رو بخشیدم .

من رو میگی انگار از خوشحالی داشتم پرواز میکردم سر به سجده گذاشتم و از این همه بزرگی و کرم خداوند تشکر کردم .

اما خدا بازم تیریپ مرام گذاشت وگفت به همین علت امروز هیچ کس رو نمیفرستم جهنم . دمش گرم خدا خیلی حال داد.

بعد ما رو بردن دره یه ساختمون هفت طبقه با چه وسعت وعظمتی که هفت هزار طبقه به نظر میرسید .

که هر چی میرفتی طبقات بالاتر موقعیت بهتر و باحال تر می شد.

طبقه اولش دقیقا مثل دنیا بود . طبقه آخرش دیگه بهشت 24 عیاره .منو آوردن طبقه چهارم . چه حوریهایی اونجا بودن. اصلا با مال دنیا قابل مقایسه نیستن. یعنی کلا آدمهایی که اومدن اینجا خوشگل تر شدن. من خودم روز اول که اومدم اینجا تعجب کردم وقتی خودمو تو آینه دیدم. دماغم فکر کنم عمل شده قدم بلند تر شده بود موهام پرپشت تر شده بود.

الان که با خودم فکر میکنم میگم کاش تو اون دنیا آدم بهتری بودم و کارهای خوب میکردم که میبردنم طبقات بالاتر. این طبقه بالایی هامون خیلی حال میکنن. هر شب تا دیر وقت پارتی میگیرن. پارسال یه دفعه یه پارتی بزرگ گرفتن ما رو دعوت کردن رفتیم بالا داشتیم شاخ در می آوردیم از تعجب که بابا اینا چه امکاناتی دارن اونم فقط با یه طبقه تفاوت. خدا میدونه طبقه هفتم چه خبره. چه حالی میبرن اونا. هایده اومده بود به نفع زلزله زده های طبقه اول کنسرت میداد. از همون اول که وارد شدیم چشمم که به یکی از حوریهاشون افتاد دلم شروع کرد به لرزیدن. اصلا حوری های طبقه اینا با مال ما قابل مقایسه نبودن. همه تریپ بالا وگرافیک بالا. همه سالار. ما وقتی میومدیم کلی خوشتیپ کرده بودیم و تیریپ رسمی با کت شلوار رفته بودیم و خلاصه خیلی تیریپ گذاشته بودیم. اما وقتی رفتیم بالا دیدیم بابا ما اصلا عددی نیستیم. اینجا اصلا کت شلوارای ما از مد افتاده. همه دارن بهمون میخندن. اونجا پیرهن یقه کلاغی با پاپیون فانتزی مد بود. تازه ما که خوب بودیم. چند نفر از طبقه دوم با شلوار بگی اومده بودن.

خلاصه رفتم پهلوی همون حوریه و ازش خواستم پشت میزی که همونجا بود نشستیم. خدایی خیلی سالار و خوش تیریپ بود. همونجا که نشسته بودیم از زیر پامون نهر چارلیتری رد میشد. جلومون هم چند تا لیوان بود اما بی کلاسی بود اگه از تو همون نهر بر میداشتیم. این بود که یکی از گارسون ها رو صدا کردم گفتم واسمون دو تا لیوان از چارلیتری هایی که طبقه هفتمی ها هدیه کرده بودن بیارن. خلاصه کلی با هم حرف زدیم. از سرگذشتم تو دنیا واسش گفتم و اونم همینکارو کرد. یواش یواش موقع شام شده بود. شام رو هم با هم خوردیم. چه شام مفصلی. همه چیز بود. هر چی حال میکردی. اونوقت تو طبقه ما هر شب کوکو سبزی میدن بخوریم. تازه ما که خوبیم طبقه پایینیامون هر شب کشک بادمجون دارن. دیگه با خودم فکر کردم الان موقعشه. این بود که بهش پیشنهاد دوستی دادم. اولش یه کم جا خورد. اما بعدش خیلی راحت برگشت گفت: میدونی چیه؟ من و تو به درد هم نمیخوریم. آخه با هم اختلاف طبقاتی داریم. من طبقه پنجمی هستم و تو چهارمی.

الان خیلی احساس سرخوردگی و دپرسی میکنم.

خلاصه فهمیدیم که وقتی میگن خوب باش که با خوبا محشور بشی یعنی چی. اینجام کبوتر با کبوتر باز با بازه.

به امید دیدارتون در طبقات بالا تر

امروز تور یک روزه داریم به طبقه 6 باید زود تر برم به کارام برسم

اشتراک ایمیل های شبانه
آبونه 1دوست بشین
تا لیست آخرین مطالب سایت هر شب براتون ایمیل بشه
 
این صفحه رو
 
نام شما :
ايميل شما :
ايميل گيرنده :
 
  يه کپي هم به ايميل خودتون بياد



 
برای دوستانت بفرست
توئیتش کن تو فیسبوک شیر کن برای فرند فید بفرست به تامبلر بفرست چاپش کن
 
 
امتیاز بدین
لطفا برای تشخیص مطالب بهتر ، به این مطلب امتیاز بده
 
آمار امتیازات
برای استفاده از امکانات جدید سایت ، با یک دوست دوست بشین
 
 
نظر های داده شده
تا این لحظه 13 نظر برای این مطلب ثبت شده. شما هم اینجا نظرت رو برامون بنویس
 
منوچهر
3 سال پیش

باید بدانیم که از هنگام تشکیل جنین در رحم مادر کلیه اعمال مادر بصورت هورمون درمغز مادرومغزجنین با دی.ان آی هر دو ثبت میشودوتا بلوغ این عمل ادامه دارد.از بلوغ به بعد در مغز شخص تا هنگام مرگ ادامه دارد.ان الله سریع الحساب.با ضرب و تقسیم کامپیوتری.صورتحساب اعمال مشخص است و تبدیل بصورت ظاهری انسانی میشودبا واحد ایکس انگسترون که از هر مانعی مثل پرتو ایکس عبور میکنند.افراد متکبر در جلد مورچه میروندافرادظالم وجنایتکاران در میکروبها .دنیای عجیبی است.

هیچی
5 سال پیش

خیلی مزخرف بود

افتضاح بود

سیما
5 سال پیش

سلام، من که از خواندن این مطلب لبخند بر لبام اومد و لذت بردم. آنچه که برای من همیشه اهمیت داشته این که به مسائل با دیدگاه های مختلف بنگرم و ببینم  این مورد برای من چه نکته آموزنده ای داره مثلا" در مطلب فوق، می بینم که آدم هایی که در زندگی شان اشتباه می کنند بلاخره روزی پشیمان اند و طلب بخشش دارند پس چه بهتر که من در زندگی ام سعی کنم انسان بهتری باشم و کمتر اشتباه کنم و از خداوند بزرگ همیشه شکرگزار.

راستی منم نمی دانستم نهر چهارلیتری چی است تصورم از این جمله خیلی بچه گانه است ولی دوست خوبم منو از اشتباه درآورد. ببینید اینم یک نکته آموزنده دیگه

محمد
5 سال پیش

باسلام به نویسنده ومنتقدان باهمه این حرفهابه عفووبخشش خدای یکتادرهمه حال ایمان داشته باشید.

سیما.ر
5 سال پیش

سلام به تمامی دوستان

با تشکر از نظراتتون. باید بگم این متن از خودم نبوده و یکی از دوستان برایم ایمیل کرده بودند.

آقای محمدرضا باید بگویم که از آوردن این متن قصد هیچ اهانتی به هیچ کسی نبوده و بگویم که شما فرمودید نهر چهار لیتری یعنی عرق سگی که واقعا من نمی دانستم چون کسی که اهل این جور مسایل نباشد اصلا متوجه نمی شود (معلومه شما حرفه ایی هستید ) بعضی وقتها در بعضی انتقادها بزرگنمایی مسایل بیشتر یک مسئله را موجب اختلاف می کند.

من قصد اهانت به هیچ کسی و هیچ مذهبی را نداشتم بهتر بدانید من خودم به مسائل مذهبی تا حد زیادی پایبندم ولی این مطلب را برای اینکه یک فکر خلاق آن را طراحی کرده بود و جنبه طنز داشت آوردم

اگر کسی به چیزی پایبند باشه و از سلامت روحی برخوردار باشه هیچ مطلب و کاری آن را از راه و هدف الهی آن دور نمی کنه

باز هم از نظراتتون متشکرم و اگر به شما برخورده یا فکر می کنید اهانتی شده معذرت می خواهم و نظرتتون را به مدیر سایت بفرمایید تا این مطلب را حذف کنند.

موفق باشید

mohammad reza
5 سال پیش

خدمت آقای ابراهیمی

دوست گرامی ،در ادبیات  ما یک طنز داریم ،و یک تمسخر،هر دو گرچه لبخند بر لب خواهند آورد، اما از لحاظ معنا،هر کدام مفهوم خاص خود را میرسانند. در طنز ،به طعنه نکته یا انتقادی،را بسبکی شیرین ودلنشین ،به خواننده میرسانند . در تمسخر  موردی را به استهزا و ریشخند گرفته و بیان میکنند .

هیچ کس نتنها  مخالف با قوه تخیل،انسان ها نیست ،بلکه  قابل تقدیر و احترام نیز هست ، به شرطی کهاین امر را برای همه انسان ها برسمیت بشناسیم . اگر شما این امر را برای همه انسان ها  قأیل باشید، مسلما ،متوجه خواهید شد،که دیگر انسان ها هم ،هر یک دارای (به قول شما)  یک نظریه از تصور و باور مذهبی خاص خودشان هستند .

که با توجه به قدرت،درک و ذهن و تخیل و ایمان افراد متفاوت هست .بنابر این کسی نمیتواند ،به صرف تکیه به عنوان داشتن یک نظریه پردازی از باور های مذهبی ،تخیلی ا ش ، دیگر باور های مذهبی مورد احترام دیگران را به تمسخر بگیرد .

استناد حرف هایم برای شما دوست گرمی اینکه : در  آیا ت الهی،آمده است که،دربهشت نهر های شیر و عسل و نیز نهر های شراب،که هیچ از نوشیدن آن،مست، نخواهند شد وجود دارد .

اما این دوست ما (به قول شما)در "یک نظر یه پردازی از باور های مذهبی تخیلی انسانی "خودش می گوید که ، نهر (چار لیتری) .که همه میدانند ،،چهار لیتری یعنی عرق سگی،بقیه داستان را هم میگذارم  به عهده خودتان و وجدان تان ......................

در ضمن  ،خیلی ها هم به فکر انجام این چنین تخیلاتی افتاده اند تا کنون ، """مثل کتاب آ.ی.ا.ت ش.ی.ط.ا.ن.ی """ اثر ، س.ل.م.ا.ن ر.ش.د.ی  !!!!

آقای ابرهیمی ،فکر کنم قبول دارید اکنون ، که بدون فکر کسی از این دوست شما  انتقاد نکرده است ...احسا سا تی ،با موضوعات ، برخورد نکنید.احساسات ،متغیرند .یک روز حس خوبئ دارید ،یک روز نه، با دلیل و منطق با مسائل  برخورد کنید. روز خوش ،،،،دوست گرامی

ابراهیمی
5 سال پیش

با سلام

برای دوستانی که انتقاد میکنند

این فقط یک نظریه پردازی از باورهای مذهبی تخیولی یک انسانه

کاری که دوستان منتقد هرگز به فکر انجام ان نیفتادن . متاسفانه بعضی ها بدون تفکر فقط میخواهند مخالفت کنند

هدیه
5 سال پیش

آیا بهشت اینقدر کوچک و سطحیه

و طبقاتش تداعی کننده طبقات ساختمان هستن

و نظام طبقاتی در آنجا حاکم هست و قراره اونجا هم قصه داراها و ندارها و کلاه پشمی ها تکرار بشه .

فیلم رویاها چگونه می آیند رو ببینیم . کارگردان فیلم به زیبایی ؛عشق ، زیبایی ، بهشت و بخشش خداوند رو به تصویر کشیده ...

 

mohammad reza
5 سال پیش

agar khob deghat konid ,Doostan aziz  ! ,dar in dastan , be sorate ,2 pahlo  wa khily zirakaneh,bavar ha wa eteghadate mardm dar bareh masael diny wa  kolan har mazhaby be tamaskhor ,gerefteh shodeh . ....... be estelah ,migoyand ke taraf yky be mikh mizaneh  wa yky be naal................................ Dlile in harfm ham in ast ke ,: agar ghesmste  mozoee bakhshaysh khoda ra az in dastan faktor begirm ,,,,, anche ke mimand tanha  ,mataleby ast ke agr bar roy an deght bishtary dashte bashid mibinid ke tamam dard mavaredy  ke dar bareh akherat takonon gofteh wa shanideh shodeh ra be bad estehza gerefeh ....

albate hatman baray darj an dar in ghesmat ,1Doost ,daliy dashte ,,,!!

مهدی
5 سال پیش

بد نبود ولی حیف که همش خوابه ای کاش واقعا اینطوری بود اون موقع به همون خداوندیه خدا حاضر بودم همین الان برم سفر آخرت

akbar anvari
5 سال پیش

in 1 akherat ghorany bood

عبد
5 سال پیش

سلام جالب بود ولی بعضی جاهاش واقعی نبود

مبینا
5 سال پیش

سلام واقعا مطلب جالبی بود هرچند تکراری اما تکان دهنده

 
نظر بدین
ممنون که لطف میکنی و با نوشتن نظرت دلگرممون میکنی
 
نام شما :
آدرس ایمیل :
وب سایت :



برای استفاده از امکانات جدید سایت ، با یک دوست دوست بشین
 
 
 
 
امکانات
 
 
 
مطالب
 
 

 
شما هم میتونی اینجا کلیک کنی ، فرم همکاری رو پر کنی و یکی از تهیه کننده های یک دوست باشی !
© 2008-2013 1Doost dot com. All rights reserved.
دوستان




منوی اصلی
تا هر شب مطالب سایت براتون ایمیل بشه
Valid XHTML 1.0 Strict
[Valid RSS]
 


خوانندگان ثابت اخبار