بی تو طوفان زده دشت جنونم
صید افتاده به خونم
تو چه سان می گذری غافل از اندوه درونم؟
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی و رفتی
قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم
تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم
تو ندیدی...
نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی
چون در خانه ببستم،
دگر از پای نشستم
گوئیا زلزله آمد،
گوئیا خانه فرو ریخت سر من
بی تو من در همه شهر غریبم
بی تو، کس نشنود از این دل بشکسته صدائی
برنخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی
تو همه بود و نبودی
تو همه شعر و سرودی
چه گریزی ز بر من
که ز کوی ات نگریزم
گر بمیرم ز غم دل
به تو هرگز نستیزم
من و یک لحظه جدایی؟
نتوانم، نتوانم
بی تو من زنده نمانم
فریدون مشیری

شاعر از كوچه مهتاب گذشت،
ليك شعري نسرود!
نه كه معشوقه نداشت
نه كه سرگشته نبود
سالها بود دگر كوچه مهتاب خيابان شده بود...
بسیار زیبا بود لذت بردم روحش شاد
۲۰ تمام
خيلي عالي بود!ممنون
خدا رحمتش كنه...
خدایش بیامرزد
روحش شاد.خیلی لذت برم. به امید شادیدل همه دوستان

...
اين شعرش معركست
in shere shaaer az kocheye mahtarb gozasht male kie?va inke baghiash chie?harchi gashtam peyda nakardm.age kesi midone etela bede.tanx
عالی بود.من امشب با این سایت آشنا شدم خیلی مطالب جالبی داره دستتون درد نکنه.
زن من عشقش این شعر .ممنون از لطفتان
من با این شعر و جوابش خاطره ای دارم که الان قلبمو به درد میاره یادش بخیر خیلی قشنگن هر دو شعر
باب همه میگن قشنگه
آره هست ولی شاعرش کیه؟؟؟
سلام شاعر این شعر قشنگ کیه؟
این شعر از هما میر افشار هست
من عاشق این شعر وجوابشم روح آقای مشیری شاد این شعر رو به همسر عزیزم تقدیم میکنم
میدونم بانوشتن این شعر وجواب به شعر استاد بعضی ها فکر میکنن بی ادبی کردم من فقط خواستم احساسمو درباره کوچه بگم قضاوت با شماست استاد مشیری تک بود وهیچ کس در شعر نو ایران هم تراز با ایشان نخواهد بود ومن کوچکترین شاگرد ایشانم
در ندامتگاه تنهایی وتردید /یاد ازان کوچه وشب سینه ی تنگم را درید/عطر تو دربستر یادم کشید/توشبی بی من ازان کوچه گذشتی /بی تو حتی در خیالم درپی کوچه نگشتم /بی تو حتی در خیالم رهرو کوچه نگشتم/بی من از کوچه گذشتی /بی تو از جانم گذشتم/توبسی شعرنهان خفته به بالین هر اهت/اتشی گم گشته بودم زیر گرمای نگاهت/اه ازین بخت سیه فام/در خیالم با تو هم گام/من به تو گفتم از این عشق حذر کن /لحظه ای چند بر این اب نظر کن/گذری چند بر این اب که چون است/گل شدن بر تن مرداب جنون است/من به تو گفتم از این عشق حذر کن/مرغک دربند فکربال وپرکن/پاسخم گفتی ندانم نتوانم نتوانم زین پس از خود نرهانم/عابد خداپرست تو /من ولی باده پرستم/خواستم چون تو شوم لیک من همان بودم که هستم /خواستم دریا شوم زان ازدل جویی گذشتم/از دل دریا گذشته من اسیر خاک گشتم/ان زمانی که تو گفتی حذر ازعشق ندانم نتوانم نتوانم /سیب سرخ خود رابه داری اویخت /ابر با اغوش مهتاب امیخت /اشک چشمم لرزید /در نگاه تو دوید/ازنگاه تو رمیدم /باز هم جز تو ندیدم
بقیه پاسخم به شعر کوچه...
تو اما نگسستی /نرمیدی وندیدی/
ندارم جزوفای تو هوای غیر در سر هم/جز به راه تو ندوزم دیدگانم را بر در هم /نکنم بی تو بر ان کوچه تاریک نظر هم
سوگند به حالی که از ان کوچه گذشتی/ بی تو حتی در خیالم در پی کوچه نگشتم/بی توحتی درخیالم رهرو کوچه نگشتم /
بی من از کوچه گذشتی /
بی تو از جانم گذشتم//
دوستان لطفا نظرتونو درباره شعر من بگید

بادیدن گوپ های شیرینت
اشک چشمم لرزید
