
زن گفت :
همسرم جوان است و گاه گاه با کلامی زشت مرا می رنجاند! او مرد لایق و خوبی است و تنها عیبی که دارد بد دهنی و زشت کلامی اوست که گاهی مرا به گریه وا می دارد.
شیوانا با تاسف سری تکان داد و خطاب به مرد گفت :
هیچ انسانی لیاقت اشک های انسان دیگر را ندارد و اگر انسان لایقی در دنیا پیدا شد او هرگز دلش نمی آید که دل دیگری را به درد، و اشک او را در آورد.
ممنون سارا جون...
** اشک مهتاب ** تو دیروز ، بر چشم من ، چشم بستی به صد ناز ، در دیده ی من نشستی مرا با دو چشمی که آتشفشان بود نگه کردی و خنده بر لب شکستی ز چشم سیه مست ناز آفرینت به جان و تنم ، مستی خواب می ریخت نگاهت چو می تافت بر دیده ی من به شام دلم موج مهتاب می ریخت چو لبخند روی لبت موج می زد دل من از آن موج ، توفانسرا بود چو نسرینه اندام تو ، تاب می خورد مرا حیرت از شاهکار خدا بود پی نوشخندی چو لب می گشودی به دندان تو بود ، لطف سپیده ندانم که الماس دندان نما بود و یا اشک مهتاب ، بر گل چکیده ؟ بسی رفت و بی مستی عشق بودم به چشمت قسم ، مستی از سر گرفتم تو دیشب نبودی ، خیالت گواه است که او را به جای تو در بر گرفتم پس از این ، دلم بی تو چون گور سرد است بیا بخت من شو ، در آغوش من باش مرو ، بی تو شبهای من بی ستاره است تو پروین شبهای خاموش من باش
خب نکته در اینجاست که وقتی برای کسی اشک می ریزی اصلا به این فکر نمی کنی که طرف لیاقتش رو داره یا نه! اشک از احساست سرچشمه می گیره و احساس هم معمولا با عقل و منطق جور در نمیاد!
مطلب زیبایی بود. ممنون
مطلب جالبی بود ولی جالب تر از اون شعر آقای حمزه بود 
eve zari khob harf mizaneia manam bahat movafeghamm