
وقتی زمان مبارزه فرارسید شاگردان متوجه شدند که رزمیکاران غریبه به صورت خود نقاب زده و بدن خود را به رنگهای ترسناکی درآوردهاند. از دیدن این چهرههای رعبآور، ترس و دلهره در دل شاگردان مدرسه افتاد و آنها نزد شیوانا آمدند و راه چاره طلبیدند.
شیوانا نگاهی به بدن نقاشی شده و نقابهای ترسناک رزمیکاران غریبه انداخت و با خنده گفت: "چقدر سادهاید! آنها اگر چیزی در چنته داشتند و ماهر بودند دیگر نیازی به لباس و پوشش اضافی و نقاب برای پنهان شدن نداشتند. برعکس با افتخار چهره واقعی خود را نشان میدادند و بدون هیچ پوشش اضافی با لباس معمولی ظاهر میشدند تا همه قیافه آنها را به خاطر بسپارند.
وقتی میبینید یک شخص نقاب میزند و چهره واقعی خود را زیر آرایش و رنگ پنهان میکند بدانید که از چیزی میترسد و میخواهد زیر نقاب، آن چیز را مخفی کند تا شما این ترس را نبینید. با شجاعت و اقتدار مبارزه کنید و حریفان را بر اساس حرکات و روش مبارزه و نه قیافه و شکل ظاهر ارزیابی کنید."
مبارزه شروع شد و شاگردان شیوانا در همان دور اول تمام رزمیکاران غریبه را وادار به قبول شکست کردند. مبارزه که به پایان رسید، رییس رزمیکاران غریبه نزد شیوانا آمد و با شرمندگی گفت: "این اولین جایی است که مردم اینگونه با ما برخورد میکردند. بد نیست بدانید که در تمام شهرها و روستاهایی که سر راهمان بود، رزمیکاران محلی به محض اینکه ما را در قیافه و آرایش ترسناکمان میدیدند میدان را واگذار میکردند و تسلیم میشدند. اما اینجا همه خوب جنگیدند و ما را به راحتی شکست دادند. دلیلش چه بود!؟"
شیوانا تبسمی کرد و گفت: "آنها خیلی ساده توانستند چهره واقعی پشت نقاب شما را ببینند. برای همین دیگر ترسناک نبودید! به همین سادگی!"
اما این خوبه که چهره واقعی آدم زیر نقاب بهتر باشه ها، نه؟
ممنون سارا جان، جالب بود.
ممنون سارا جون.جالب بود
واقعا چرا ما مردم اینقدر نقابهای مختلف میزنیم..
چرا سعی نمیکنیم خودمون باشیم..خود خودمون
چگونه میتوان خود بود در جامعه ایکه همه در حال تقیه هستند؟
اسه بیا اسه برو که گربه شاخت نزنه!!!!!
شاید یکی از دلایلی که نقاب میزنیم خود ما باشیم
یه وقت هایی ما پسرها میریم سمت دخترهایی که فقط رنگ ولعابند یا دخترها فقط به مدل ماشین پسرا نگاه میکنن.
البته شایدم همیشه همین بوده ولی تو هر دوره ای بودند کساییکه حاضر نشدند نقاب بزنند یا با نقاب دار ها زندگی کنند.
میدونید really man عزیز
شایدم خودمون را خیلی قبول نداریم..
مثل من که ترسناکم ...مخص.صا وقتی عصبانی میشم...
اااااااااا
هوم نظری ندارم