Today Photo
تبلیغات در یک دوست

قدیسی در مکان اشتباهی

حکایت و داستان | قدیسی در مکان اشتباهی یکی بود یکی نبود ، مردی بود که زندگیش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود .وقتی مُرد همه می گفتند به بهشت رفته است ، آدم مهربانی مثل او حتما به بهشت می رفت.رفتن به بهشت چندان برای این مرد مهم نبود اما بهر حال به بهشت رفت.
 

چرا افرای هستند که به راحتی از مشکلات بسیار بزرگ بیرون می آیند در حالی که دیگران از مشکلات خیلی کوچک رنج می برند و در یک لیوان کوچک آب غرق می شوند؟

رامش قصه زیر را تعریف کرد :

یکی بود یکی نبود ، مردی بود که زندگیش را با عشق و محبت پشت سر گذاشته بود .وقتی مُرد همه می گفتند به بهشت رفته است ، آدم مهربانی مثل او حتما به بهشت می رفت.رفتن به بهشت چندان برای این مرد مهم نبود اما بهر حال به بهشت رفت.

در آن زمان ، بهشت هنوز به مرحله کیفیت فراگیر نرسیده بود.استقبال از او با تشریفات مناسب انجام نشد،دختری که باید او را راه می داد ، نگاه سریعی به فهرست نامها انداخت،و وقتی نام او را نیافت او را به دوزخ فرستاد.
در دوزخ ، هیج کس از آدم دعوتنامه یا کارت شناسائی نمی خواهد هر کس به آنجا برسد،می تواند وارد شود.مرد وارد شد و آنجا ماند.

چند روز بعد ابلیس با خشم به دروازه بهشت رفت و یقه پطرس قدیس را گرفت:

" این کار شما تروریسم خالص است! "

پطرس که نمی دانست ماجرا از چه قرار است پرسید چه شده؟ ابلیس که از خشم قرمز شده بود گفت: آن مرد را به دوزخ فرستاده اید و آمده کار و زندگی ما را به هم زده ! از وقتی که رسیده نشسته و به حرفهای دیگران گوش می دهد . در چشمهایشان نگاه می کند.به درد دلشان می رسد .حالا همه دارند در دوزخ با هم گفتگو می کنند،هم دیگر را در آغوش می کشند و می بوسند.دوزخ جای این کارها نیست! لطفا این مرد را پس بگیرید!

وقتی رامش قصه اش را تمام کرد با مهربانی به من نگریست و گفت:

"با چنان عشقی زندگی کن که حتی اگر بنا به تصادف،در دوزخ افتادی خود شیطان تو را به بهشت بازگرداند."

به حرفهای دیگران گوش دهیم
در چشمانشان نگاه کنیم
و به درددلهایشان رسیدگی کنیم
همدیگر را در آغوش بکشیم و ببوسیم و به هم عشق ارزانی داریم...

پائولو کوئلیو

  منبع : پائولوکوئلیو
اشتراک ایمیل های شبانه
آبونه 1دوست بشین
تا لیست آخرین مطالب سایت هر شب براتون ایمیل بشه
 
این صفحه رو
 
نام شما :
ايميل شما :
ايميل گيرنده :
 
  يه کپي هم به ايميل خودتون بياد



 
برای دوستانت بفرست
توئیتش کن تو فیسبوک شیر کن برای فرند فید بفرست به تامبلر بفرست چاپش کن
 
 
امتیاز بدین
لطفا برای تشخیص مطالب بهتر ، به این مطلب امتیاز بده
 
 
 
نظر های داده شده
تا این لحظه 6 نظر برای این مطلب ثبت شده. شما هم اینجا نظرت رو برامون بنویس
 
سوزان
1389.06.13 - 11:54

ممنون جالب بود.ولی تو این روزگار مردم انقدر درد دارن که دیگه حالی براشون نمیمونه که به درد دل بقیه گوش بدن

سارا ایرانی
1389.06.13 - 11:59

آخی بدو بیا بغلم

آناهیتا
1389.06.13 - 14:19

عجب قصه هایی به ذهنشون میرسه

جالب بود

sara
1389.06.14 - 08:40

قشنگ بود

زری
1389.06.14 - 09:12

واقعا ممنون سارا جان، من این جمله آخر رو قبلا جایی خونده بودم ولی درکش نکردم خیلی فکر کردم منظورش چیه که "شیطان تو را به بهشت برگرداند" الان فهمیدم موضوع از چه قراره. خیلی زیبا بود

yeganeh
1389.06.15 - 10:16

والا هر چی محبت به مردم این دنیا میکنه ارنج با سل از جا می کنن شاید اون دنیا ادما عوض بشن این قصه مال داستانهاست اینجا (این دنیا) قصه غصه ادماست

 
نظر بدین
ممنون که لطف میکنی و با نوشتن نظرت دلگرممون میکنی
 
نام شما :
آدرس ایمیل :
وب سایت :



 

به همین سادگی عاشقم کردی
به همین سادگی عاشقم کردی
دلم را بردی . به همین سادگی . عاشقم کردی....دلم را بردی . چه خوب کردی !... زودتر از زود دیوانه ام کن ....

از حال بد به حال خوب
از حال بد به حال خوب
حالم خوبه! چون به زمین نزدیکم. ریشه هام در اعماق تاریکی گم نمی شن. در جست و جوی آب و روشنایی در حرکت اند.
 
 
مطالب مشابه جدیدتر
 
 
مطالب مشابه قدیمی تر
 
 
 
امکانات
 
 
 
 
مطالب
 
 
 
شما هم میتونی اینجا کلیک کنی ، فرم همکاری رو پر کنی و یکی از تهیه کننده های یک دوست باشی !
© 2008-2010 1Doost dot com. All rights reserved.
منوی اصلی
آمار
افراد حاضر :
35
بازدید صفحه :
702
بازدید امروز :
8303
بازدید دیروز :
42968
بازدید کل :
17832617
تا هر شب مطالب سایت براتون ایمیل بشه
Valid XHTML 1.0 Strict
[Valid RSS]
 
نصب نوار ابزار يک دوست
تبلیغات در یک دوست
حراج MP3 پلیر طرح Ipod shuffle
در گوگل محبوب میکنم
جهت حمایت از ما بر روی 1+ کلیک کنید