
دلم به تاخت برو! نفس در سینه زندانی است، آزاد شو و بگذار پرنده روح، بال و پر زنان از شاخه های طرب، دل دل کنان بپرد.
دلم به تاخت برو، ... به یاد بسپار! به یاد بسپار، نهالی را که کاشتی مراقبت کنی! اسبی را که رام کردی، زین کنی! دلی را که ربودی، به یاد آوری! این است رسم دلدادگی.
به یاد بسپار، تو از قبیله خاکی، نه از قبیله باد! گرچه چون باد می تازی! ولی هرگز از آنچه می بینی بی تفاوت گذر نکن! گاهی روغنی در چراغ وامانده در راهی بریز! توجه و شوق کسانی را که به تو دل سپرده اند، حرام نکن! به آنکه محتاج شنیدن گفته های نگفته است، فرصتی برای گفتن بده.
به یاد بسپار، کوزه ای را که از آن نوشیدی، نشکنی! و چشمه ای را که به پای تو جوشیده، گل آلود نکنی! زیر سایه سار درختی اگر نشستی، درخت و خالق درخت را سپاس گویی. آنان را که تو میتوانی، کوزه های خالی شان را پر کنی! نان برکت سفره هاشان را در تنور محبت بپزی! و نوشدارویی برای زخم های پنهان روحشان باشی.
دلم به تاخت برو! افق را بشکاف و از تصور هر تصویری رد شو! ولی مراقب باش، دلی را نشکنی! زهری به کام شیرین کسی نچکانی! آشنایی را با زمین و زمینیان غریبه نکنی! و غریبی را بی عنایت دوستی و همراهی، در غربت رها نکنی! مراقب باش آشتی ها را قهر نکنی و قهرها را بی بهانه خط بزنی! مراقب باش! بسیارند دستهایی که منتظر نوازشند، و گم کرده راههایی که به دنبال نشانه اند.
حتی در آن هنگام که بی دریغ بر آبهای روشن می رانی! در آن زمان که پیوسته با بادهای سریع می تازی! هنگام خوشی و شادی... ! باز هم به یاد بیاور، چه کسی تو را می نگرد؟! آنکه تو را میبیند چه پرسشی از تو دارد! آنکه از تو میپرسد، از تو چه میخواهد! آیا او را می شنوی؟!
آنجاست که میگویی: آیا آنان که میدانند با آنان که نمیدانند یکسانند؟ آیا آنان که میبینند با آنان که نمیبینند یکسانند؟!
آنجاست که در می یابی، تو همواره در تحولی! از شکلی به شکل دیگر! تا آنجا که هیچ شکلی نخواهی داشت و هیچ رنگی! اما همه شکل ها و همه رنگ ها، از تو زاده میشود!
دل من به تاخت برو، ولی هرگز نگو! من! تا اگر روزی دست نیازمندی را گرفتی، روح دردمندی را التیام بخشیدی! نا امیدی را، امیدوار کردی! گره کار کسی را گشودی! محبت را، یکسان با همگان قسمت کردی! به یاد آوردی و دوست داشتی! بدانی که تو، به روشنایی قدم گذاشته ای، و از این به بعد هر چه هست، زیبایی، نیکی و لطف است ...
هله پتگر
اگر صد بار قلبی را شکستیم، بیا یک بار با احساس باشیم...
زیبا بود ، مرسی