
امروز از آن غروب ها بود. آدم که کلید نداشته باشد باید یک ساعتی وقت کشی کند تا که اهل خانه برگردند. خیابانگردی را خوش ندارم. دلم میخواهد یکجا بنشینم و آدمها را تماشا کنم. جدول خیابان را، ماشین ها را، درخت ها را، خاک باغچه را، آب جوب را… دوست دارم من ساکن باشم و اینها دور و برم پخش باشند. بیایند، بروند، من بنشینم به تماشای زندگی آدمها… هرجا که شد، حتی در ایستگاه اتوبوس… امروز شانسم بیشتر بود. سر راهم یک پارک پیدا کردم. از همانها که دوست دارم. از همانها که درختهایشان بزرگند. میشود بغلشان کرد. میشود بهشان تکیه کرد. نه مثل این نهال های نازک پارک های نوساز که فقط ناز و نوازش میخواهند و بس.
پیش یک پیرمرد نشستم که کفشهایش را درآورده بود و چهارزانو نشسته بود! اصلا از همینش خوشم آمد. همین که خودش بود. حدس زدم از آنها باشد که هنوز ننشسته سر صحبت را با آدم باز می کند و یک عصر دونفری خیلی خوب با هم خواهیم داشت. یک ذره که گذشت و پیرمرد فقط پشت سر هم آه کشید، فهمیدم همه حسابهایم غلط بوده اند. فهمیدم باید غروب را تنهائی بگذرانم. این بود که رفتم روی یک نیمکت پشت به خورشید نشستم تا غروب را ببینم. نه غروب را… نقش نارنجی و سرخ و اُخرائی روی درختها را… روی سوزنهای کاج…
یک جای ساکت که باشد و یک خورشید در حال غروب و چهارتا درخت، بس است که من را یاد خودم بیندازد. یاد عشق بیندازد. یاد خدا بیندازد. بنشینم به ناز و نیاز و عشق بازی با خدا… به نگاه کردن توی چشمهایش و اشک ریختن… تعارف که نداریم. دلم خیلی گرفته بود. آدمهای تنها همیشه دلشان میگیرد. بعضی روزها بیشتر… کشنده تر… دردناک تر… امروز از آن روزها بود.
دستم را گرفت. اشکهایم را پاک کرد و قول داد که نگذارد از یادم برود. انقدر نگاهم کرد که چشمه چشمهایم خشکید. بعد باران گرفت. نم باران روی صورتم نشست. نگاه که کردم یک تکه ابر اندازه دو وجب بچه ها، بالای سرم بود و مابقی آسمان صاف صاف… من سرمست، بقیه مردم آرام آرام. هیچکس باران را ندید. هیچکس سرش را بلند نکرده بود که آسمان را نگاه کند. انگاری همان دو قطره بود فقط. سهم من بود فقط…
فتاده سفره انعامش آنچنان به زمین
که منهم از سر این سفره بهره مند شدم
. . . . . . .
عصر معرکه ای داشتم امروز.
زیبا بود من هم به این چیزهای ناب فکر میکنم
همه گلهای دنیا به تو 
دلم از نام خزان می لرزد، زانکه من زاده تابستانم
شعر من آتش پنهان من است، روز و شب شعله کشد در جانم...
فوق العاده زیبا بود. ممنون