Today Photo
تبلیغات در یک دوست

هوشیاری

دست نوشته | هوشیاری پسر بیست و هفت-هشت سالۀ دوست پدرم چندروز پیش بعد از هفده ماه به هوش آمد. از آن تصادف وحشتناکشان با کامیون که هر چهار دوستش درجا مردند و او فقط بیهوش شد…
 

بیمارستان و گریه و خانه و پرستار و سرم و درد و درد و درد…

حالا به هوش آمده. گرچه شکسته و ناتوان، اما همین هم برایشان غنیمت است.

گفته تمام این هفده ماه را هشیار بودم و می فهمیدم چه میگذرد اما کسی باورش نکرده.

رو به پدرش گفته نشان به آن نشان که شب عاشورای پارسال با آنکه دکتر قدغن کرده بود چیزی به من بدهید، تا چشم مادر را دور دیدی تلاش میکردی قاشقی شله زرد توی دهنم خالی کنی. میخواستم سرت داد بزنم و نمیشد.

به مادر گفته یک تکه پارچه گلدار قهوه ای را چارتا می کردی و کنار سرم می گذاشتی. لابد به تبرک. توی خواب و بیداری میخواستم بردارم و به صورتم بکشم اما نمیشد.

حتی یادم هست شب عروسی الناز را، که همه رفتید و من ماندم و پرستار. آرزو داشتم من هم بیایم و نمیشد.

و عجیب تر از همه به یاد داشته که برادرزاده اش بالای سرش بستنی میخورده و این هم دلش ضعف میرفته تا مزه اش کند.

زنده بوده وقتی همه فکر میکرده اند که مرده.

. . . . .

من میترسم مبادا ما هم برای خودمان زنده باشیم و یک جائی، یک جهانی در یک مرتبه ای بالاتر، باشد که آرزوهایمان را در آن نمی شنوند و به خیالشان ما مردگانیم…

 

برگرفته از وبلاگ مرحومه مغفوره

اشتراک ایمیل های شبانه
آبونه 1دوست بشین
تا لیست آخرین مطالب سایت هر شب براتون ایمیل بشه
 
این صفحه رو
 
نام شما :
ايميل شما :
ايميل گيرنده :
 
  يه کپي هم به ايميل خودتون بياد



 
برای دوستانت بفرست
توئیتش کن تو فیسبوک شیر کن برای فرند فید بفرست به تامبلر بفرست چاپش کن
 
 
امتیاز بدین
لطفا برای تشخیص مطالب بهتر ، به این مطلب امتیاز بده
 
 
 
نظر های داده شده
تا این لحظه 8 نظر برای این مطلب ثبت شده. شما هم اینجا نظرت رو برامون بنویس
 
nima
1389.04.21 - 13:51

ما مردگانیم و زمین زندان ماست زندگی درد بی درمان ماست

مرسی

نسترن
1389.04.22 - 07:34

انسان روح است نه جسد

طراوت بهار
1389.04.22 - 08:46

منم داستان های این مدلی زیاد خوندم ولی هیچ وقت کاملا باور نکردم که واقعیت داشته باشه.

باران
1389.04.22 - 10:45

روزی که تو آمدی به دنیا عریان/ همه خندان و تو بودی گریان

ای دوست کاری بکن که وقت رفتن /همه گریان و تو باشی خندان

منوچهر
1389.04.22 - 18:22

مسلما بیهوشی کامل نبوده است شوکه شده زبانش بند آمده نمیتوانسته است حرف بزند

Masih Janan Pour
1389.04.22 - 22:25

ba aghaye Sabzevari movafegh nistam chon shock shodan ba in jour be koma raftan fargh darad.

مهراوه
1389.04.23 - 09:58

آرزوهایمان را در آن نمی شنوند و به خیالشان ما مردگانیم.....

این ترسی که مطرح شد خیلی خیلی ترسناک بود!!!!!

حکایت آن فیلسوفی است که یک شب خواب دید پروانه است!! بعد که از خواب بیدار شد این سوال در ذهنش مطرح شد که اینک من انسانی هستم که خواب پروانه را دیده یا پروانه ای که رویای انسانی!!!!

واقعا مرز در عقل و جنون باریک است!!!! اندیشیدن به مسائل فلسفی از این دست ،هم شیرین و هم جنون آور است....

من که می ترسم

shaghayegh
1389.05.12 - 03:51

ghesmate akhare matn ke gofte bood shayad ma fekr mikonim zende im vali digarani hastand ke fekr mikonan ma mordim kheyli tekan dahande bood

 
نظر بدین
ممنون که لطف میکنی و با نوشتن نظرت دلگرممون میکنی
 
نام شما :
آدرس ایمیل :
وب سایت :



 

هفت خوان دهه شصتی ها
هفت خوان دهه شصتی ها
برخی از مورخان و کارشناسان که اکثرا دهه ی هفتاد به بالا بودند اخیرا کشف کردند دهه ی شصتی ها خوشبخت ترین انسان هایی بودند که بعد از آدم و حوا پا به این کره ی خاکی گذاشتند.

فرشته رو
فرشته رو
قهر مکن ای فرشته روی دلارا ... ناز مکن ای بنفشه موی فریبا ... بر دل من گر روا بود سخن سخت ... از تو پسندیده نیست ای گل رعنا...
 
 
مطالب مشابه جدیدتر
 
 
مطالب مشابه قدیمی تر
 
 
 
امکانات
 
 
 
 
مطالب
 
 
 
شما هم میتونی اینجا کلیک کنی ، فرم همکاری رو پر کنی و یکی از تهیه کننده های یک دوست باشی !
© 2008-2010 1Doost dot com. All rights reserved.
منوی اصلی
آمار
افراد حاضر :
74
بازدید صفحه :
638
بازدید امروز :
14502
بازدید دیروز :
42968
بازدید کل :
17838816
تا هر شب مطالب سایت براتون ایمیل بشه
Valid XHTML 1.0 Strict
[Valid RSS]
 
نصب نوار ابزار يک دوست
تبلیغات در یک دوست
حراج MP3 پلیر طرح Ipod shuffle
در گوگل محبوب میکنم
جهت حمایت از ما بر روی 1+ کلیک کنید