Today Photo
تبلیغات در یک دوست

فرشته رو

شعر و ترانه | فرشته رو قهر مکن ای فرشته روی دلارا ... ناز مکن ای بنفشه موی فریبا ... بر دل من گر روا بود سخن سخت ... از تو پسندیده نیست ای گل رعنا...
 


قهر مکن ای فرشته روی دلارا
ناز مکن ای بنفشه موی فریبا

بر دل من گر روا بود سخن سخت
از تو پسندیده نیست ای گل رعنا

شاخه خشکی به خارزار وجودیم
تا چه کند شعله های خشم تو با ما

طعنه و دشنام تلخ اینهمه شیرین
چهره پر از خشم و قهر اینهمه زیبا

ناز ترا میکشم به دیده ی منت
سر به رهت مینهم به عجز و تمنا

از تو به یک حرف ناروا نکشم دست
وز سر راه تو دلربا نکشم پا

عاشق زیباییم اسیر محبت
هر دو به چشمان دلفریب تو پیدا

از همه بازآمدیم و با تو نشستیم
تنها تنها به عشق روی تو تنها

بوی بهار است و روز عشق و جوانی
وقت نشاط است و شور و مستی و غوغا

خنده گل را ببین به چهره گلزار
آتش می را ببین به دامن مینا

ساقی من جام من شراب من امروز
نوبت عشق است و عیش و نوبت صحرا

آه چه زیباست از تو جام گرفتن
وزلب گرم تو بوسه های گوارا

لب به لب جام و سر به سینه ساقی
آه که جان میدهد به شاعر شیدا

از تو شنیدن ترانه های دل انگیز
با تو نشستن بهار را به تماشا

فردا فردا مگو که من نفروشم
عشرت امروز را به حسرت فردا

بس کن ز بی وفایی بس کن
بازآ بازآ به مهربانی بازآ

شاید با این سرودهای دلاویز
باردگر در دل تو گرم کنم جا

باشد کز یک نوازش تو دل من
گردد امروز چون شکوفه شکوفا

استاد مشیری

اشتراک ایمیل های شبانه
آبونه 1دوست بشین
تا لیست آخرین مطالب سایت هر شب براتون ایمیل بشه
 
این صفحه رو
 
نام شما :
ايميل شما :
ايميل گيرنده :
 
  يه کپي هم به ايميل خودتون بياد



 
برای دوستانت بفرست
توئیتش کن تو فیسبوک شیر کن برای فرند فید بفرست به تامبلر بفرست چاپش کن
 
 
امتیاز بدین
لطفا برای تشخیص مطالب بهتر ، به این مطلب امتیاز بده
 
 
 
نظر های داده شده
تا این لحظه 3 نظر برای این مطلب ثبت شده. شما هم اینجا نظرت رو برامون بنویس
 
anna
1389.04.22 - 16:02

فوق العاده زیبا بود ممنون از احساس لطیفتون

منوچهر
1389.04.22 - 18:26

سارا م
1389.04.23 - 20:44

 
نظر بدین
ممنون که لطف میکنی و با نوشتن نظرت دلگرممون میکنی
 
نام شما :
آدرس ایمیل :
وب سایت :



 

هوشیاری
هوشیاری
پسر بیست و هفت-هشت سالۀ دوست پدرم چندروز پیش بعد از هفده ماه به هوش آمد. از آن تصادف وحشتناکشان با کامیون که هر چهار دوستش درجا مردند و او فقط بیهوش شد…

هر کجا عشق باشد
هر کجا عشق باشد
خانمی سه پیرمرد جلوی درب خانه اش دید. به آنها گفت شما را نمی شناسم ولی اگر گرسنه هستید بفرمایید داخل. یکی از آنها پاسخ داد اگر همسرتان خانه نیستند، می ایستیم تا ایشان بیایند.
 
 
مطالب مشابه جدیدتر
 
 
مطالب مشابه قدیمی تر
 
 
 
امکانات
 
 
 
 
مطالب
 
 
 
شما هم میتونی اینجا کلیک کنی ، فرم همکاری رو پر کنی و یکی از تهیه کننده های یک دوست باشی !
© 2008-2010 1Doost dot com. All rights reserved.
منوی اصلی
آمار
افراد حاضر :
40
بازدید صفحه :
531
بازدید امروز :
7720
بازدید دیروز :
42968
بازدید کل :
17832034
تا هر شب مطالب سایت براتون ایمیل بشه
Valid XHTML 1.0 Strict
[Valid RSS]
 
نصب نوار ابزار يک دوست
تبلیغات در یک دوست
حراج MP3 پلیر طرح Ipod shuffle
در گوگل محبوب میکنم
جهت حمایت از ما بر روی 1+ کلیک کنید