
وقتی آن دو نزدیک رودخانه رسیدند دخترک از آن ها تقاضای کمک کرد. درویش بلا درنگ دخترک را برداشت و از رودخانه گذراند.
دخترک رفت و آن دو به راه خود ادامه دادند و مسافتی طولانی را پیمودند تا به مقصد رسیدند.
در همین هنگام ملا که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت:
«دوست عزیز! ما نباید به جنس مخالف نزدیک شویم. تماس با جنس مخالف برخلاف عقاید و مقررات مکتب ماست. در صورتی که تو دخترک را بغل کردی و از رودخانه عبور دادی.»
درویش با خونسردی و با حالتی بی تفاوت جواب داد:
« من دخترک را همان جا رها کردم ولی تو هنوز به آن چسبیده ای و رهایش نمی کنی.»
خیلی جالب بود.ممنون.متاسفانه این یه حقیقته که ما میتونیم در دنیای امروز هم ببینیمش!
به این می گن جواب دندان شکن!!

البته معمولا ملاها حاضر جوابتر از اینن که تو جواب دادن وابمونن!!

هههههه، قشنگ بود

nice and true
واقعا جالب بود. دقیقا وقتی توی ذهن مسئله ای را نگه داری یعنی همش زنده است واست و رهاش نمیکنی 


مثل همیشه جالب بود تشکر
وقتی مسئله ای را میگویندوتذکر میدهند اگر انجام ندهی یا بدهی زنت بر تو حرام است !!بدانکه نظر بزنت دارند
میگن هر آنچه بر خود می پسندی بر دیگران هم بپسند و بعضی ملاها میگن هر آنچه بر خود می پسندیم بر دیگران نمی پسندیم