
دوستم داشته باش ، بادها دلتنگ اند
دستها بیهوده ، چشمها بیرنگ اند
دوستم داشته باش ، شهرها می لرزند
برگها می سوزند ، یادها می گندند
باز شو تا پرواز ، سبز باش از آواز
آشتی کن با رنگ ، عشق بازی با ساز
دوستم داشته باش ، عطرها در راهند
دوستت دارم ها ، آه ، چه کوتاهند
دوستت خواهم داشت ، بیشتر از باران
گرمتر از لبخند ، داغ چون تابستان
دوستت خواهم داشت ، شادتر خواهم شد
ناب تر ، روشن تر ، بارور خواهم شد
دوستم داشته باش ، برگ را باور کن
آفتابی تر شو ، باغ را از بر کن
دوستم داشته باش ، عطرها در راهند
دوستت دارم ها ، آه ، چه کوتاهند
خواب دیدم در خواب ، آب ، آبی تر بود
روز ، پر سوز نبود ، زخم شرم آور بود
خواب دیدم در تو ، رود از تب می سوخت
نور گیسو می بافت ، باغچه گل می دوخت
دوستم داشته باش ، عطرها در راهند
دوستت دارم ها ، آه ، چه کوتاهند ...
شهیار قنبری
shirin jan salam
mer30 az ashare zibat
سلام شیرین جون
فوق العاده بود مثه همیشه 
دوستت می داریم که این همان است که ما همه می خواهیم
دوستت خواهم داشت...

شیرین جان
دوست ندارم که بگویم دوستت دارم/دوست دارم که بدانی دوستت دارم
سلام شیرین جان جالب بود مثل همیشه مرثی خانم

خیلی زیبا بود. مرسی
برای خانم شهناز قنبری
برای شما
شیرین جان
عالی بود خیلی زیبابوددست مریزاد
منوچهر عزیز،
متشکرم از لطف و محبت شما
در ضمن این شعر از استاد شهیار قنبری ست.


زیبا بود
ولی شیرین عزیز
چرا ما باید فریاد بزنیم که دوستمان داشته باشند؟
الهام عزیز،
منظور این نیست که فریاد بزنیم. منظور اینه که وقتی کسی رو دوست داریم ، این دوست داشتن رو همونطور که در رفتارمون نشون می دیم، به زبون هم بیاریم.
من عاشق این جمله کوتاه و جادویی هستم:
دوستت دارم!
jonam barat baga ka
az dos dashtan heche kam nadaram joz to
ka onam
ba chashman bastah megam ta tasovorat konam azezam dosat daram