
-الو سلام.
-سلام جانم بفرمایید.
-مرکز همسر یابیه؟
-بله عزیزم.
-من یه زن میخواستم.
-چشم فدات شم. دادم الان با پیک بیاد در خونه! مرتیکه مگه زنگ زدی پیتزا فروشی؟
- خوب چی باید بگم؟
- بابا یه کم مقدمه چینی کن بعد برو سر حرف اصلی.
- آهان .عرضم به حضور شما که از آنجایی که در دین مبین اسلام تاکید خاصی بر اهمیت ازدواج و نکاح گردیده و بنده هم جوانی مایل به تشکیل خانواده میباشم لذا برآن شدم که با مساعدت شما قدم به وادی تاهل بگذارم . خوبه؟
- حالا شد یه چیزی . حالا پسرم شما چند سالته؟
- 37 سال !
- زکی.همچین گفت جوون فکر کردیم 20 سالشه . عمرت از عمر خر هم درازتر شده تازه یاد زن گرفتن افتادی ؟
- خب دیگه.امکانات ما الان جور شده.
- میترسم ............!
- فعلا که..............حالا من باید چیکار کنم؟
- هیچی عزیزم. ما برات یه همسر خوب جور میکنیم.
- حالا اونجا چه جور همسرایی دارین؟
- بگو چجور نداریم؟ عرض کنم که یه مورد داریم تووپ! یه دختر ناز 20 ساله هلو! دور کمر 40.دور سینه 85 !!!! ببینیش آب از دهنت راه میفته! واسه شما میکنه به عبارتی 4000 سکه مهریه و یه پنت هاوس طرفای الهیه. ماشینم کمتر از مرسدس و ب.ام.و قبول نیست.
- آقا مگه داری با پسر بیل گیتس حرف میزنی؟ این دری وریا چیه؟
- خب داداش چرا جوش میاری؟ یه مورد دارم خوراک ! یه خانوم 25 ساله. لیسانس نانوشیمی صنعتی و اولترا سونیک مدار بسته! قد و هیکل و قیافه هم که ماشا ا...ایشون چون فرهنگی و تحصیل کرده هستن 3800 تا سکه و یه خونه تو جردن خرجشونه! ماشین هم در حد آزرا و کمری قبوله!
- داداش مگه سر گردنه است؟
- خب عزیزم گرفتن این مدرکا و ساختن اون هیکلا خرج داره دیگه. تازه بقول کنفسیوس اون بدنو نساخته که مفت بده دست هر عمله ای!
- آره خوب. حالا بیا پایینتر ببینیم چی میشه.
- باشه.یکم صبر کن.... آهان این دیگه اکازیونه. یه خانوم 33 ساله.کارمند بانکه و از هر انگشتش فکر کنم چند تایی هنر بریزه! اونو میتونم با 2800 تا سکه و یه آپارتمان حوالی ستارخان واست قولنامه کنم. یه پرایدی. پژویی هم باشه چه بهتر.
- راستش من ماشین یه کم برام سخته....
- خب بابا فهمیدم. یه خانومی هست 38 سالشه. قیافش بدک نیست. فقط یه 40 کیلویی اضافه وزن داره. عوضش اعتقاد راسخ داره که مادیات در زندگی مهم نیست و عشق مهمه ! 1400 تا سکه و یه خونه حوالی میدون خراسون هم واسش کافیه! با تاکسی هم حال میکنه حسابی!
- راستش اگه یکم دیگه بیای پایین ممنون میشم....
- لا ا.... صبرکن من این زیرو ببینم. آهان. این دیگه راسته کار خودته. یه خانوم نجیب و اصیل و بساز .45 سالشه .البته نباید اونقدر ظاهر بین باشی که از قیافش بترسی! چیزای مهمتری هم تو زندگی هست. یه آلونکی حوالی پاکدشت و یه لقمه نون براش ایده آله. تازه چون میخواد وزن کم کنه اهل ماشین نیست. از اینجا تا چابهار هم پیاده ببریش صداش در نمیاد! اگه اینم رد کنی واسه بقیه عمرت باید بیای ننه بزرگ منو عقد کنی!
- خیله خب. گویا چاره ای نیست. ببینم من کی بیام برای صحبت با ایشون؟
- صحبت واسه چی؟
- واسه تفاهم و این حرفا دیگه.
- بخواب بابا ...مرد حسابی گویا تو باغ نیستیا. این حرفا واسه تو فیلماست.
- راست میگیا. خب پس من فردا با شناسنامه میام واسه عقد!
- مبارکه انشا....
خیلی خیلی مبتذل و توهین آمیز بود.........................
اسم مارم وارد لیست کن
ما جوونای 40 سال پیشیم ولی به ای بابا
شیرین عزیز 
اگه خودت خالق این طنزی پس ذوق طنز خوبی هم داری و باید بهت تبریک بگم .
راستی چرا کلاس زبانو جدی دنبال نمی کنید ؟
مهراوه عزیز
انصافا کجای این طنز مبتذل بود ؟ اگه در مورد آقایون بود باز هم همین نظر رو داشتید ؟
آقا سعید عزیز.....
اتفاقا باید عرض کنم این "طنز"!!!(تا تعریفتان از طنز چه باشد!!!) دقیقا در مورد "آقایان" بود...
و مبتذل بودنش هم بدین دلیل است که چیزی غیر از "بلاهت" ( البته با عرض پوزش) آقای تماس گیرنده و ضلالت و بیچارگی خانمهای ثبت نام کننده به ذهن متبادر نمی کرد...
من هیچ آیتم جالب توجهی که از آن برداشت طنز بتوانم بکنم و یا نکته خاصی که قابل تامل بوده باشد در آن ندیدم...
و البته گذشتن از خط قرمزهای عرفی و اخلاقی و اجتماعی... و نادیده گرفتنشان حداقل به حرمت خانمهای بازدید کننده!!!!!!
و الته نظر شما هم برایم محترم است....چون سوال فرمودید پاسخ دادم...
سعید عزیز،
کمی کارم زیاد شده اما سعی می کنم حتما" بطور پیوسته ادامش بدم.
متشکرم که اینقدر منطقی و زیبا اندیش هستی عزیزم.
مهراوه جان
به نظرمن ذکر برخی واقعیتهای جامعه به صورت کاریکاتوریزه وخصوصا تشبیه سازی اون با یک واقعیت ناپسند ولی مرسوم ( مثل برخی از تجارتها و بازارهای معامله از جمله خودرو و خونه و...) ، یه طنز زیبا و خلق اون نیازمند یه قریحه ستودنیه. به نظر شما نیست ؟ هر چند در مورد استفاده نکردن از عبارات نامناسب ( ترجیحا ) با شما موافقم . مهراوه عزیز هیچ چیز کامل نیست جز خدا و هیچ چیز بی عیب نیست جز خدا پس بهتره که زیبایی ها رو فقط به دلیل اینکه عیبهایی دارند ، انکار نکنیم .
شیرین عزیز
نمی دونم که این طنز رو خودت خلق کردی یا نه ولی در هر صورت یه پیشنهاد کوچولو دارم ، لغاتی که به لحاظ اخلاقی بار منفی دارند ، تلطیف بشن . ممنون
veryveryverynice.
سعید عزیز،
حتما" اما خالق این من نبودم ولی وقتی خوندم اونقدر خندیدم که دلم نیومد دوستام نخونن
یه مطلب دیگه اینکه من با وجودیکه زن هستم آما از خوندن خیلی واقعیتها در مورد خانمها ناراحت نمی شم و شمشیر از رو نمی بندم! البته که هیچ چیز مطلق نیست!
به امید روزی که دخترها و خانمهای ایرانی جنبه بسیار بالا و تفکری عمیق داشته باشند و ظاهر بین نباشند و از هر مطلب و اتفاقی بهترین جنبه اونو بیاموزند.
(من قبل از اینکه یک زن باشم سعی می کنم انسان باشم.)
و یه نکته دیگه اینکه مدرسین زبان انگلیسی خواسته یا نا خواسته رنگ و بوی اون فرهنگ رو هم می گیرند و گاهی الفاظ زشت اونقدرها بنظرشون زشت نمیاد
(با نظرهایی که داده میشه، دل شیر میخواد که اینجا عکس و مطلب بذاری)
من حتی توی کلاس هم گاهی کلمات اینجوری رو به زبان آموزام می گم.
خب باید همه چی رو یاد بگیرن که اگه یه موقع بهشون حرف رکیکی زدند بدونن چی دارن میشنون
به هر حال سعید عزیز از شما متشکرم، براتون احترام خاص قائلم و بخاطر طرز فکرتون به شما تبریک می گم.
عجبا که چه تعاریف نوین و جالب توجهی که از "روشنفکری" و "جنبه بالا" و "تفکر عمیق!!!" که نمی کنیم!!!!!!!!!!!!!!
شیرین عزیز بابت داشتن دل شیر به شما تبریک میگم.....
منهم فقط نظرمو گفتم!!!!خوب البته خیلی از مخاطبین شما کارتونو پسندیدن.........
انسان بودن "زن" زمانی تبلور میابد که ارزش گذاریش بر اساس اندام!!!!!! و جذابیتهای زنانه اش نباشد!!!!
خوندن و نوشتن و حرف زدن در مورد واقعیتهای خانمها یه چیزه و تحقیر و هنجار شکنی یه چیز دیگه اس......با عرض پوزش من هیچ خوب نمی دونم که الفاظ زشت اونقدرها به نظرمون زشت نیاد!!!!
سعید عزیز........
گرچه با معزل معامله زنان که امروز اپیدمی شده با شما هم عقیده هستم اما گاهی بار منفی یک طنز اجتماعی به قدری زیاد میشود که اصل موضوع و پیامش در حاشیه قرار میگیرد.
موید باشید
مهراوه عزیز
چشم پوشی کردن از واقعیت، واقعیت رو عوض نمی کنه!!
مهراوه عزیز
اساساً همه انسانها نظرات واحدی ندارند ولی بیان دلایل وتبادل نظر در فضایی دوستانه کمک زیادی به پویایی و شکوفایی اندیشه می کنه .
من هم صمیمانه به رای و نظرت احترام میذارم . 
فقط مهر اوه جان یه پیشنهاد کوچولو . در نقدتون از الفاظ ملایم تر استفاده کنید . ممنون
شیرین عزیز
از قبول پیشنهادم و حسن نظرت نسبت به بنده ممنون . 
دوست خوبم زری عزیز.........
واقعیت چیه؟واقعیت رو من و ما و شما می سازیم........به نظرتون وقتش نشده تجدید نظر کنیم؟ یا به قول حافظ "طرحی نو دراندازیم"..........
عجب مطلبی بودا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! 
سلام شیرین جون ممنون از مطلبت اما بهتره زبان را در راس کارت قرار بدی البته به خاطر ما.
از همه دوستان هم ممنون که به کار و نظر همدیگه اهمیت میدن اما دوستای خوبم هر کسی نظر و عقیده ای داره و مجاز به مطرح کردنشه وما هم باید احترام بگذاریم.
کدخدا:با با جان لازم و واجب شرعی شد،که ما دهاتی هم نظری از خودمون در کنیم .
بقول شاعر شهیر (سهراب سپهری):
پنجره را بگشا
بگذار که تا رگ احساس
هوایی بخورید.
اینقده همه چیز را سخت نگیرید دوستان ،با داشتن این دسپلینهای اجباری ،در همه قیود و قاعدهٔهای زندگیمان ،تحت عنوانهای اورفی و اجتماعی و اخلاقی و اسلامی و خانوادگی و ، ... ، ... غیره فقط و فقط ،فرصتی را که برای یک تبسم و لبخندی برا لب میتواند فراهم شده باشد و یا میشود را از دست میدهیم ...
آیا به اندازه کافی مواردی برای غم و غصه هامون و درد هامون نداریم؟
ضمن اینکه با تمامی نظرات کلیه دوستان موافق هستم و احترام میگوزاریم ،اما بهتره که یک زمانهایی را هم برای زنگ تفریح و رفع خستگی ناشی از زندگی روزمره مردگیمان هم فراهم بسازیم .
صد بار گریه کردیم و دیدیم ثمرش را
خنده چه بدی داشت که یکبار نکردیم.
ما مردم از بس که اخلاقی و غیرت هستیم ،همه چیز را میخواهیم در این چارچوب و فریم ببینیم و نگاه کنیم .
در حالی که اگر نگاهی خردمندانه به دیگر جوامع داشته باشیم میبینیم که درصد بیشتری از برنامههای تلویزیونیشان و و نمایشهای تاتری و جشنهای مناسبتهایشان تمام فکاهی و خنده دار است ،و تازه خیلی هم از لحاظ اجتماعی و فرهنگی هم از ما جلوتر هستند و تاکنون ،بخاطر همین کلمات که ما رعایت میکونیم ،مثل اخلاقیات و ارشادات ،نابود نشده اند و تازه درصد فساد و جنایت هم در آنها کمتر از مردم ماست که خیلی به این دسپلینها معتقد هستیم ...
سخت گردد جهان بر مردمان سخت گیر ،،،آیی آیی بدو مشتی قاسم را بگیر
میگم ، پیرو فرمایشات ،کدخدا و احترام به ایشون و سن و سالی که دارند برای اینکه قال قضیه کنده شود ،همه یک سلواتی بفرستیید و همه با هم رو بوسی کنید و روی ماه همو ببوسیم تا دیگه چیزی تودل کسی نمونده باشه
چطوره ؟ها ؟
خجالت هم نکشید ،خجالت نداره که .آاآ آاآ آاآ . اول هم من ، خودم شروع میکنم تا بقیه خجالتشون بریزه ،،حالا کی رو اول ببوسم ؟ آاهها ، اون خانومه 



مششا الله چه خبره حول نکنید با با ، منو لهٔ خردید ، چه خبرتونه ؟؟؟
jelf bood khosham nayumad
جالب بود وخیلی هم خندیدم
ولی اگر جدی به مساله نگاه کنیم در هر بده بستانی که پول مطرح بلشه یک معامله بحساب میاد ودر معامله معمولا واسطه هایی هم هستند درمعامله هرکس میتواند برای خود نرخ تعیین کند انچه امروزه مشکل افرین شده عمل به مفاد قرارداد معامله است اکثرا خانم ها واقایان معنی سخنان عاقد را یا کاملا متوجه نمیشوند یا اینک بعدا درعمل سرپیچی میکنند .بامید روزی که همه ما به قول وتعهد خود پایبند باشیم
بد نبود
shoma ha hamatoon darin baham harf mizanin avaz in ke nazar bedahid


ساناز کانم فکر میکردی ما امدیم اینجا چکار ،؟؟؟
که نظر بدیم؟
نه با با جان ما میا ییم اینجا که با هم به چقیم ؟
kheyli jaleb bud haddeagall man ke azash khosham umad
سلام
خیلی نوشته چرتی بود....
طنز؟؟؟!؟؟!؟؟؟!؟ نه قطعا طنز نیست....
من تنها حسی که بعد از خواندن این مطلب داشتم این بود که:
اصلا چرا اجازه دادن همچین مطلب ..... توی سایت قرار بگیره...
بیاید تو فرصتی که پیش اومده شاد باشیم جناب کامیار 
این چرا سانسور داشت؟!!! 
مهراوه خانم با اجازه یه سوال داشتم
میخواستم بدونم شما که اینقدر از این طنز!!! ناراحت شدید مهریتون چند تا سکه بوده و یا اگر مجردید دوست دارید چند تا سکه باشه؟
البته اگه دوست دارید جواب این سوال رو ندید ولی دست کم پیش خودتون بهش فکر کنید!
دوست عزیز آقای شهرام....
اینکه بنده مجردم یا متاهل؟!و یا مهریه ام چقدره یا چقدر قرار باشه!!!!ربطی به مبحث فوق نداره و کاملا از مصادیق حریم خصوصی محسوب میشه!!!
اما اگر که این قضیه را هم از مصادیق معامله و خرید و فروش می خواهید تلقی کنید منهم با شما موافقم...
اما دوست من نفرمائید که با این سفسطه گریها می خواهید زشتی بنگاه خرید و فروش "انسان" را توجیه کنید!!!!!!!!!

جناب آقای شهرام.....
یک مساله دیگر را هم که فراموش کردم یادآوری کنم!!این است که پیشنهاد میکنم یکبار دیگر لطف کنید و کامنتهای اینجانب را مطالعه بفرمائید تا ببینید موضوع بحث ما دقیقا چه بوده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
همانطور که خدمت آقا سعید هم عرض کردم با درد و معضلی که هرکدام از دوستان به نحوی اشاره کردند منهم موافقم و این را صریحا نوشته ا(:که با معضل معامله زنان که اپیدمی شده با شما هم عقیده هستم!)
صحبت از بیان نامناسب و خارج از حدود و شئونات و زشت و ناپسند بود که به عقیده من اصل موضوع را قربانی کرده بود.....
از این مساله هم که بگذریم..براستی ما را چه میشود که اینهمه امتیاز و ارجحیت ویژه ای را که شرع و عرف و قانون برای مردان قائل شده می پذیریم و حتی کاملا خودمان را هم محق می دانیم...اما....!!!!!!!!!!! تا کمترین امتیازی به زنها داده میشود برنمی تابیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!
کمی منصف باشید دوستان!!!!حداقل به دختران و خواهران خودتان بیاندیشید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
واقعا به نظرتان یک زن با این قانون مرد سالار و مردمدار و مردمحور ما ،راه به کجا میبرد و چه کسی صدایش را میشنود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
اینکه من با مهریه موافقم یا نه یه بحثه!؟ و اینکه چه دردی را از مصائب زنان چاره میکند بحث دیگری است!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دوست عزیز بیائید یکبار دیگر نه از دیدگاه جنسیتی!بلکه از منظر انسانی به این مطلبی که خودتان مطرح کردید، بیاندیشید....................
و جوابش را صادقانه به خودتان بدهید.....
موید باشید
زن عشق میکارد و کینه درو میکند...
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر....
میتواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی...
برای ازدواجش در هر سنی اجازه لازم است ولی تو به لطف قانون گذار در هر زمانی که بخواهی میتوانی ازدواج کنی...
او کتک میخورد و تو محاکمه نمی شوی...
او میزاید و تو برای فرزندش نام انتخاب میکنی...
او درد میکشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد...
او بی خوابی میکشد و تو خواب حوریان بهشتی را میبینی....
او مادر میشود و همه جا می پرسند نام پدر...
و هر روز او متولد میشود،عاشق میشود،مادر میشود،پیر میشود و میمیرد...
و قرنهاست که او عشق میکارد و کینه درو میکند.....
"دکتر شریعتی"
با حرفهای مش قاسم کاملا موافق ام.شهرام جان سوالت سوال منم بود ایول داداش.خانم مهراوه عزیز مشکلات زنها وجامعه مرد سالار ربطی به مهریه نداره که شما اونو یه بهن از طرف قانون میدونید گرفتن اینجور بهن ها خفت اتی رو در برداره.امیدوارم متوجه منظورم شده باشی؟
اصولا ماها که ادمهای خود محور و تک محوری هستیم تمام دنیارو با کله خودمون میبینیم . اصولا ایجاد چنین مراکزی در دنیا و کمبین های کوچکتری با اسم های دیگر در کالج ها و اساسا مراکز فساد و دانسینگ هاو کلوب های شبانه و غیره وغیره با اهداف وبرنامه ریزی های اجتماعی ساخته شدند ولی از دید ما این نیاز جامعه جایی برای سواستفاده و فساد تلکه و فرهنگ غربه.اینطوری هام نیست چطور نیاز ما تو داشتن ورزشگاه در شهر با اونا مطابقت داره ولی بقیه بدن!
مراکز همسریابی برای کمک به کسانیکه سن ازدواج رو بشت سرگذاشتن یا مشغله کاری وقت اینجور کارا رو ازشون گرفته یا جوونهای افسرده و خجالتی که توان مقابله با جنس مخالف رو ندارن ایجاد شده البته برای کشور ما خیلی مناسبه چون اکثر خانم ها که برای خواستگاراشون شروط انچنانی میزارن میتونن خواسته هاشون رو در اونجا مطرح کنن که وقت گرانبهای دلباخته هاشون رو نگیرن.دخترهایی هم که اینطوری در برابر متقاضیان طاقچه بالا میزارن به طرفه العینی متوجه میشن که سن ازدواجشون گذشته ودچارافسردگی های شدیدی میشن بس وجود چنین مراکزی یک لطف دولتی محسوب میشه بیشتر برای دختران بیر و دلمرده که امید به زندگی رو از دست ندن وناهنجاری های اجتماعی دیگه ای بوجود نیارن
در ضمن باز یکی مطلبی نوشت و دیگران از لحاظ اخلاقی کوبیدنش. اتفاقا مطلب خوب و موفق از همین بحث های بعدش معلومه. خانم امیرزاده ممنونیم ازشما.
دیگر دوستان هم اگه مطلب اخلاقی دارن بذارن میخونیم هرچند که گوش مون بر شده از اخلاقیات.
جناب gadflyعزیز!!!!!
وقتی از اینهمه قلم فرسائی بیهوده و توضیح واضحات بنده ،شما چنین برداشتی داشتید!!! هر دلیل و برهان دیگری هم که اقامه شود:
"آب در هاون کوبیدن است و بس"
خفت و خواری مهریه گرفتن و دادن قطعا بیشتراز چهارتا چهارتا زن گرفتن و چهل تا صیغه کردن که نیست!!!!!!!!!
از کدام خفت و خواری و شرافتی دم میزنید؟؟؟!!!
اگر که اصل بر قوانین اسلام است و ظاهرا قانون اساسی هم بر آن استوار چطور به همین یک قلم که میرسید دم از برابری و حقوق زن و شرافتش می زنید؟؟؟؟؟؟؟
یا اگر استناد به اصالت و شرافت نوع انسانی دارید پس چطور قوانین و جامعه مردسالار را به رسمیت می شناسید؟؟؟
حالا مراکز همسر یابی در همه دنیا معمول و مجاز و مرسوم هست که باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟که چی؟؟؟؟؟؟؟؟که شما اونو لطف دولتی به دختران پیر و دلمرده!!!قلمداد کرده اید و با چنین لحن به دور از ادب و نزاکت از آن یاد کردید...
همه دلایلی که برشمردید را هم اگر که بپذیرم !!!لحن توهین آمیز و ارج گذاری براساس دور کمر و ... را من نمی پسندم.........
حالا اگر که شما مطلب را اخلاقی و خوب و مفید ارزیابی کردید...از این دست مطالب سودمند و آموزنده و انسانی !!حتی در همین سایت کم نیستند!!!!
ظاهرا شما از استدلال بنده توجیه نشدید.. ..منهم دلایل شما را ناکافی می بینم....
با اینحال من برای برای نظرات همگی دوستان احترام قائلم.
البته بنده هم
باید گفت بسیار از خانمها تعریف کرده اید چون هنوز اختلاف بین زن ومرد زیاد است باپوزش از خانمها

مهراوه جون خودت و ناراحت نکن
همه مثل هم فکر نمی کنن هرکی یه طوری برداشت می کنه
مرسی مهراوه جان به خاطر مطلب دکتر شریعتی
بد جوری حالم گرفته شد ، آخه بی انصافا (منظورم خانومان) مگه تخم دو زرده میکنین ، جای تاسف داره که یک زن ارزششو با سکه مشخص کنه ، تف به این روزگار اگه فکر کردین مهریه آنجینانی خوشبختتون میکنه به همین خیال باشین ، واقعیت تلخی که در جامعه وجود داره که بعضی از خانوما به ازدواج به دید یک تجارت نیگاه میکنن و خود را یک کالای گران بها فرض کردند ،
اگه شوهری با زنش اختلاف پیداکنه زن با اجرا گذاشتن مهریه و نفقه دمار از روزگار شوهر در میاره
ولی شوهره میخاد چیکارش کنه !!! این کجاش عدالته
روی سخنم با همه آقایونه ( زنده باد صیغه )
حقشونه
(آقا پسر) وقتي آقايي بدون اجازه همسرش زن ديگه اي رو عقد ياصيغه ميكنه اگه اين اجازرو خانوم هم داشت چه احساسي داشتي ؟
بازم زنده باد صيغه (براي خانوم)
در مجالس خواستگاری هم همین حرفارامیزنن منتهی بطور آهسته!سارا خانم چه راه حلی برای این مشکل دارید؟