
مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن ...
منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن ...
شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن ...
معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام ...
پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم ...
پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده ...
منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه ...
شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت ...
معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق ...
پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد ...
مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت !
معرکه بود
اگه بیشتر دقت کنی می بینی که بیشتر چیزایی که واسه ما پیش میاد همینطوره!
عالی بود
آفرین به شوهر منشیه
یکم معرکه بود.. 
خیلی وقتها روزمرگیها توی همچین چرخه ای میافته.. آدم گیج میشه..
مقصر خودشون بودن که اون کوچولوی آتیش پاره رو دست کم گرفته بودند..
تنها کسی که میتونه این زنجیره باطل رو قطع کنه همون پسرک شیطونه.....
kheyli chize toooooooooooooopi boooooood

ajab hamsare vafadaribude
ajab doost dokhtare forsat talabi
ajab bacheye bazigooshi
ajab pedar bozorge khubi
خدا را شکر که نمردیم و یک مطلب جالبی از این آقای پارسی خواندیم.
واقعا جالب بود ، چون یکی از حقیقتهای جامعه مون بوده و هستش .
منتها ما برای اینکه خدا را هم راضی کرده باشیم ،میگیم صیغه ،یواشکی.
ali bood
in vagheyate jame ast
kheyli jaaleb bood
این یک سیکل گردشی در طبیعت بود.البته سیکل بسته نبود سیکل پاره پوره بود
وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای که چقدر از این مش قاسم بدم میاد.
مطالب آقای پارسی همش مفید و جالبه.
چه شیر تو شیریه
خانم ملاحت سلام دوست من ،شما که تا همین دیروز از من میپرسیدید ،حالا چند سالته ؟چی شد ؟
یک دفعه ما بد شدیم ؟!!،اما اشکالی نداره ،برای اینکه از ناراحتی در بیایی بهتره که سرت را بزنی بدیوار ،اینطوری خوب میشی ..
آنکه هلاک من همی
خواهد و من ،
سلامتش ،،،،،،،،
خواهد و من سلامتش (استاد شجریان)
بهترین فرصته که من به شما بگم که :
اما من ترا دوست دارم 


I LOVE U
سیاوش عزیز
خیلی قشنگ بود .البته به عنوان یه طنز زیبا با یه نگاه ظریف به برخی از واقعیات جامعه ، فقط برخی از واقعیات .
وای چه ترانه عاشقانه ای بود!!!
واقعا" مش قاسم؟!
in chiza ro nagin.bad amoozi dare
قشنگ بود ، مرسی
mer30 ghashang bod
tttttttttttttttttttttttttooooooooooooooooooooooooopppppppppppppppppp
خوب بود خسته نباشی سیاوش جان 

kheyli bahal bood.
سلام دوست عزیز همیشه از خوندن مطالبتون لذت می برم
به من هم سر بزنید
سلام...جالب بود....
مش قسم جون واسه راضی کردن خدا دختره رو کردی صیغه شوهر منشی تکلیف رابطه منشی شوهردار با مدیر چی میشه؟
عالی بود درست مثل عالیه
من فردا امتحان زیست دارم (خیلی بی ربط بود)