Today Photo
تبلیغات در یک دوست

مدیر و منشی

حکایت و داستان | مدیر و منشی مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن. منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن ...
 

مدیر به منشی میگه برای یه هفته باید بریم مسافرت کارهات رو روبراه کن ...

منشی زنگ میزنه به شوهرش میگه: من باید با رئیسم برم سفر کاری, کارهات رو روبراه کن ...

شوهره زنگ میزنه به دوست دخترش, میگه: زنم یه هفته میره ماموریت کارهات رو روبراه کن ...

معشوقه هم که تدریس خصوصی میکرده به شاگرد کوچولوش زنگ میزنه میگه: من تمام هفته مشغولم نمیتونم بیام ...

پسره زنگ میزه به پدر بزرگش میگه: معلمم یه هفته کامل نمیاد, بیا هر روز بزنیم بیرون و هوایی عوض کنیم ...

پدر بزرگ که اتفاقا همون مدیر شرکت هست به منشی زنگ میزنه میگه مسافرت رو لغو کن من با نوه ام سرم بنده ...

منشی زنگ میزنه به شوهرش و میگه: ماموریت کنسل شد من دارم میام خونه ...

شوهر زنگ میزنه به معشوقه اش میگه: زنم مسافرتش لغو شد نیا که متاسفانه نمیتونم ببینمت ...

معشوقه زنگ میزنه به شاگردش میگه: کارم عقب افتاد و این هفته بیکارم پس دارم میام که بریم سر درس و مشق ...

پسر زنگ میزنه به پدر بزرگش و میگه: راحت باش برو مسافرت, معلمم برنامه اش عوض شد و میاد ...

مدیر هم دوباره گوشی رو ور میداره و زنگ میزنه به منشی و میگه برنامه عوض شد حاضر شو که بریم مسافرت !

اشتراک ایمیل های شبانه
آبونه 1دوست بشین
تا لیست آخرین مطالب سایت هر شب براتون ایمیل بشه
 
این صفحه رو
 
نام شما :
ايميل شما :
ايميل گيرنده :
 
  يه کپي هم به ايميل خودتون بياد



 
برای دوستانت بفرست
توئیتش کن تو فیسبوک شیر کن برای فرند فید بفرست به تامبلر بفرست چاپش کن
 
 
امتیاز بدین
لطفا برای تشخیص مطالب بهتر ، به این مطلب امتیاز بده
 
 
 
نظر های داده شده
تا این لحظه 26 نظر برای این مطلب ثبت شده. شما هم اینجا نظرت رو برامون بنویس
 
شیرین
1389.03.20 - 08:55

معرکه بود

اگه بیشتر دقت کنی می بینی که بیشتر چیزایی که واسه ما پیش میاد همینطوره!

Joker
1389.03.20 - 10:00

عالی بود

آفرین به شوهر منشیه

آناهیتا
1389.03.20 - 10:15

یکم معرکه بود..

خیلی وقتها روزمرگیها توی همچین چرخه ای میافته.. آدم گیج میشه..

 

مهراوه
1389.03.20 - 13:12

مقصر خودشون بودن که اون کوچولوی آتیش پاره رو دست کم گرفته بودند..

تنها کسی که میتونه این زنجیره باطل رو قطع کنه همون پسرک شیطونه.....

felor
1389.03.20 - 13:45

kheyli chize toooooooooooooopi boooooood

helia
1389.03.20 - 14:44

ajab hamsare vafadaribude ajab doost dokhtare forsat talabi ajab bacheye bazigooshi ajab pedar bozorge khubi

مش قاسم
1389.03.20 - 17:16

 

خدا را شکر که نمردیم و یک مطلب جالبی از این آقای پارسی خواندیم.

واقعا جالب بود ، چون یکی از حقیقت‌های جامعه مون بوده و هستش .

منتها ما برای اینکه خدا را هم راضی کرده باشیم ،میگیم صیغه ،یواشکی.

kaboos
1389.03.20 - 22:13

ali bood

in vagheyate jame ast

 

نهلا
1389.03.21 - 00:17

kheyli jaaleb bood

manouchehr
1389.03.21 - 15:37

این یک سیکل گردشی در طبیعت بود.البته سیکل بسته نبود سیکل پاره پوره بود

ملاحت
1389.03.21 - 16:15

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای که چقدر از این مش قاسم بدم میاد.

مطالب آقای پارسی همش مفید و جالبه.

نسترن
1389.03.21 - 16:32

چه شیر تو شیریه

مش قاسم
1389.03.21 - 18:21

خانم ملاحت سلام دوست من ،شما که تا همین دیروز از من میپرسیدید ،حالا چند سالته ؟چی‌ شد ؟

یک دفعه ما بد شدیم ؟!!،اما اشکالی نداره ،برای اینکه از ناراحتی در بیایی بهتره که سرت را بزنی‌ بدیوار ،اینطوری خوب میشی‌ ..

آنکه هلاک من همی‌
خواهد و من ،
سلامتش ،،،،،،،،
خواهد و من سلامتش (استاد شجریان)

بهترین فرصته که من به شما بگم که :

اما من ترا دوست دارم

I LOVE U

saeid
1389.03.21 - 21:25

سیاوش عزیز

خیلی قشنگ بود .البته به عنوان یه طنز زیبا با یه نگاه ظریف به برخی از واقعیات جامعه ، فقط برخی از واقعیات .

ملاحت
1389.03.21 - 23:11

وای چه ترانه عاشقانه ای بود!!!

واقعا" مش قاسم؟!

nara
1389.03.22 - 00:41

in chiza ro nagin.bad amoozi dare

زری
1389.03.22 - 08:13

قشنگ بود ، مرسی

ali
1389.03.22 - 09:12

mer30 ghashang bod

سعید
1389.03.22 - 09:37

tttttttttttttttttttttttttooooooooooooooooooooooooopppppppppppppppppp

hassan
1389.03.22 - 15:23

خوب بود خسته نباشی سیاوش جان

shoele azad
1389.03.23 - 10:03

kheyli bahal bood.

برف زمستانی
1389.03.23 - 16:56

سلام دوست عزیز همیشه از خوندن مطالبتون لذت می برم

به من هم سر بزنید

مهدی
1389.04.01 - 14:40

سلام...جالب بود....

لادن
1389.04.27 - 10:41

مش قسم جون واسه راضی کردن خدا دختره رو کردی صیغه شوهر منشی تکلیف رابطه منشی شوهردار با مدیر چی میشه؟

علی حسینی یزدی
1389.05.15 - 19:08

عالی بود  درست مثل عالیه

حسام
1390.08.07 - 12:32

من فردا امتحان زیست دارم (خیلی بی ربط بود)

 
نظر بدین
ممنون که لطف میکنی و با نوشتن نظرت دلگرممون میکنی
 
نام شما :
آدرس ایمیل :
وب سایت :



 

دیوانگی
دیوانگی
بعد از آن دیوانگی ها ای دریغ ... باورم ناید که عاقل گشته ام ... گوئیا او مرده در من کاین چنین ... خسته و خاموش و باطل گشته ام

ملاقات با مردم
ملاقات با مردم
باز هم موقعیتهایی مربوط به زمانی که کسی رو ملاقات می کنی و چیزایی که کم و بیش باید بدونی!
 
 
مطالب مشابه جدیدتر
 
 
مطالب مشابه قدیمی تر
 
 
 
امکانات
 
 
 
 
مطالب
 
 
 
شما هم میتونی اینجا کلیک کنی ، فرم همکاری رو پر کنی و یکی از تهیه کننده های یک دوست باشی !
© 2008-2010 1Doost dot com. All rights reserved.
منوی اصلی
آمار
افراد حاضر :
33
بازدید صفحه :
3301
بازدید امروز :
8437
بازدید دیروز :
42968
بازدید کل :
17832751
تا هر شب مطالب سایت براتون ایمیل بشه
Valid XHTML 1.0 Strict
[Valid RSS]
 
نصب نوار ابزار يک دوست
تبلیغات در یک دوست
حراج MP3 پلیر طرح Ipod shuffle
در گوگل محبوب میکنم
جهت حمایت از ما بر روی 1+ کلیک کنید