

وی مدرک کارشناسی مهندسی برق خود را از دانشگاه ایالتی سنخوزه گرفتهاست. وی همچنین در سال 1991 مدرک کارشناسیارشد خود را در رشته «مدیریت بازرگانی» (MBA) از دانشگاه استنفورد گرفت.
او دارای سابقهای بیش از 12 سال در زمینه فناوری سطح بالا در شرکتهای پیشروی اینترنتی مانند نتاسکیپ است. او همچنین نائبرئیس بخش توسعه، کسب و کار و فروش در این شرکت بود و توانست بازده مالی وبگاه نتاسکیپ را در عرض 18 ماه از 88 میلیون دلار در سال به بیش از 200 میلیون دلار در سال برساند.
او کارش را در نتاسکیپ در بخش فروش اُایام (Oem) آغاز کرد و در طی دوره چهار ساله که در آن شرکت حضور داشت مسئولیت برقراری ارتباطات تجاری با شرکتهایی چون ایبی، سیتیبانک، آمریکنآنلاین، آمازون، تراولاسیتی، اینتل و اکسایت را برعهده داشت.
کردستانی پیش از آغاز کار در نتاسکیپ در بخشهایی چون بازاریابی، مدیریت محصول و توسعه،کسب و کار در شرکتهایی چون 3DO، Go و هیولت-پکارد فعالیت میکرده است.
خودش همیشه میگوید که خوشبینی و امیدواری به آینده ، که از خصلت های مهاجرین است، نقش موثری در موفقیت شغلی اش داشته است
کردستانی را در گوگل بخاطر طرز لباس پوشیدن رسمی و در آغوش گرفتن همکاران و رئیسهایش می شناسند. او نیمی از ساعات کارش را در مسافرت و بیرون است

دیپلماسی امید کردستانی
کردستانی را در گوگل بعنوان یک دیپلمات هم می شناسند: در فضای استرس آلود و شتابنده چنین شرکتی تقریبا هر روزه در اتاق مدیران ارشد جر و بحث های شدیدی در می گیرد و امید همیشه میانجی و قاضی است. برای مثال گوگل، وجود چنین خصلت هایی در یک کارمند ، در لحظات بحرانی بسیار ارزشمند و حساس است. شعار همیشگی کردستانی: ایجاد رابطه، اعتمادسازی، انجام وعده و قول ها ، و نهایتا پولدارتر کردن سهامداران و شرکا است .

کردستانی در 8 می 2006 در مجله تایم به عنوان یکی از صد نفری که دنیا را شکل دادهاند نام گرفتهاست. وی هم اکنون یکی از بزرگترین مدیران ارشد شرکت گوگل است.
براش آرزوی موفقیت روز افزون دارم.. 
کاش دست ما را هم می گرفت.. 
باعث غرور و افتخار برای هر ایرانی.امیدوارم همیشه موفق باشند



برای ایشان وسایر هموطنان ایرانی در سرتاسر دنیا آرزوی موفقیت وکامیابی د ارم
کاش منم میتونستم این آینده رو برای خودم ببینم و عملیش کنم!
امثال آقای امید کردستانی را باید تندیسشان را بسازیم...
در عصری که ایرانی بودن با تروریست و متحجر بودن برابری می کند... داشتن صفاتی چون میانجی ،قاضی،خوش قولی،اعتمادسازی،خوش روئی،تخصص،اصالت و...در یک هموطن و اونهم توی "گوگل"،اونهم در رده های مدیریتی باعث افتخاره........
برای آقای کردستانی آرزوی موفقیت دارم ولی پشتیبانی از زبان فارسی توسط گوگل به دلیل وجود ایشون در گوگل نیست. گوگل به دلیل شرایط و تسلطی که به بازار اینترنت داره سخت تحت سلطه دولت تابعه است. حذف ایران، حذف نام خلیج فارس، بستن امکان دسترسی به بسیاری از بخشهای سایت و خیلی از موارد دیگه نشون میده که این قضیه ربطی به حضور آقای کردستانی نداره. البته این مسائل هم از بزرگی آقای کردستانی کم نمی کنه
تبریک به اقای کردستانی




ایشاله به درجات بالاتری برسد .باعث افتخار ما ایرانیهاست
به آقای کردستانی خسته نباشید می گم و برای همه ایرانیها آرزوی موفقیت می کنم 

افرین افرین افرین
موفق باشید شما باعث افتخار ما ایرانیها هستید

خوستن توانستن است
ستاره یی بدرخشید و ماه مجلس شد
۱doost بگرفت او را انیس و مونس شد *حافظ*
باور کنید حالا اگر با همین آقای کردستانی مصاحبه کنند که شما ،ایرانی هستید ؟از بیخ حاشا میکنه ....
این از کمبودها و عقده های روانی ماست که با این جور افراد سعی در بر طرف کردن عقدههای حقارت خودمون که سال هاست از آن رنج میبریم ،خود را ارضا بکنیم .
اون باعث افتخار خودش بعنوان یک ایرانیه ،مگر ما برای موفقیت اون چقدر تلاش کردیم که میخواهیم پزش را ما بدهیم ؟
کمی انصاف داشته باشید ،زحمات و تلاش کسی دیگری را چرا به حساب خودمون میگزاریم ...؟ ما چه نقشی در مفقیت اون داشتیم ؟
ما فقط لاشخوریم.

سلام
ارزوی موفقیت برایشان دارم
میتوان با ایشان با ایمیل تماس برقرار نمود لطفا ایمیل را اعلام فرمایید
سیاوش عزیز
سپاس از مطلبی که تهیه کردید و این میتونه اثبات کنه که موفقیت و اثربخشی به کسی تعلق داره که با پشتکار از استعداد و ظرفیتهای خدا دادی بهره می گیره و فرق نمی کنه که ایرانی یا آفریقایی ، اروپایی، مسلمان ، یهودی و ... باشه .
مهراوه عزیز
این که دیگران تبلیغ کنند که ایرانی بودن برابر با تروریست و متحجر بودنه ، یه چیزیه و این که ما باور کنیم یه چیز دیگه . فقط آقای کردستانی نیست بلکه "دانشمندان و افراد ایرانی موفق" زیادی در سراسر دنیا از جمله در ناسای آمریکا و حوزه های مختلف تخصصی ، مدیریتی ، پزشکی و ... مشغول فعالیت هستند .
مهراوه عزیز مطمئنا شما منظور نامناسبی نداشتید اما جمله ی شما احساس خوبی به من نداد .
فراموش نکنیم که عدم اعتماد به نفس ، خودکم بینی ، بیگانه ستایی غلو آمیز ، فرافکنی همه ناکامی ها به شرایط موجود و منتظر یه ناجی بودن هیج کمکی تا کنون به ما نکرده و نمی کنه .
نگاه واقع بینانه به موفقیت دیگران و خودباوری و تلاش "فقط خودمون" میتونه اثربخش باشه .
با عذرخواهی فراوان
آقا saied عزیز....
متاسفم که از جمله من احساس ناخوشایندی پیدا کردید...
آیا به نظرتان" خودبزرگ بینی "و نادیده گرفتن وجه بین المللی مان که به دلیل تبلیغات سو جهت منزوی کردن ایران و ایرانی است دردی از ما دوا میکند؟
من با نظر مش قاسم موافق نیستم که خوشحالی و احساس غرور از موفقیت یک هموطن از حس خودکم بینی و عدم اعتماد به نفس بوده باشد گرچه هیچ بعید نمی دانم آقای کردستانی هم اگر از ایشان سوال شود منکر ایرانی بودنش هم بشود!!!و این بخاطر همان فضای تبلیغاتی سوئی است که بر علیه ایران و ایرانی است...
گرچه امثال کردستانیها در ناسا و دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی طراز اول دنیا کم نیستند... اما هموطنانی هم که در همان کشورها باعث شرمندگی و خجلت ایرانیان میشوند هم کم نیستند!!!!!
پس احساس غرور کاذب، یا خود کم بینی حقارت بار، و پذیرفتن یا ندیدن حقایق موجود و شعار دادن صرف دردی از ما دوا نمی کند...
و البته معتقدم همه ماها در موفقیت این عزیزان سهیم هستیم...چرا که خیلی از اینها از سرمایه های همین مملکت استفاده کردند و از پشت میزهای همین دانشگاههای ما بلند شدند و اگر امروز به جایی رسیدند گرچه با سعی و تلاش خودشان بوده ولی نمیبایست همه کسانی را که به نحوی در موفقیتشان نقش داشته اند را از یاد ببرند وفکر میکنم اگر که اصالت داشته باشند، علی رغم همه چیز باید خودشان را مرهون مردمشان بدانند و ما هم حق داریم پزشان را بدهیم...
اگر که جناب کردستانی به عنوان یکی از صد نفری که دنیا را متاثر از خود کرده اند انتخاب میشود آیا به نظرتان به عنوان یک ایرانی در وجه بین المللی مان نقشی ندارند و این مایه مباهات نیست؟
خانم مهراوه عزیز
هر پدر و مادری در قبال فرزندانشان که آنها را بوجود آوردهاند یک وظایف و مسولیتهایی دارند ،و نمیتواند در قبال مسولیتشان ،منتی بر سر آنها داشته باشند .
همینطور در مرتبههای بالاتر، در جامعه هم در قبال افرادی که در زندگی میکنند ،جامعه و قانون گذاران و مسئولین مربوطه یک وظایفی در قبال افراد جامعه دارند که باید انجام دهند چون برای همین منظور از طرف همین افراد جامعه انتخاب شده اند و حتی حقوق و امرار ماششان هم از همین راه میباشد ،پس جامعه و کارگزاران آن نمیتواند که منتی بر سر افراد جامعه داشته باشند ...
حال اگر کسی بخاطر رشد انسانی و علمیاش که در همین جامعه شکل گرفته و ،و چون سطح علمی جامعه دیگر قادر نبوده و کشش آنرا ناداشته که در رشتههای نوین علمی و فناوری برای او زمینههایی را فراهم نماید و آن شخص به همت و تلاش خودش به مراتب بالائی دست پیدا کند ،تنها و تنها بخاطر قبلیتهای ذاتی و فردی خودش بوده که هیچکدام از افراد جامعه در شکل دهی آن در آن مراتب بالا نقشی نداشته است ....پس این غرور و دلخوشی کاذب ما از برای چیست ؟
ما تا همین چندی پیش هیچ نمیدانستیم که دنشمندی به نم پروفسور سحابی داریم ،تا زمانی که مجلهٔ تایم ،در امریکا او را بئونوان مرد سال علمی انتخاب کرد ،تازه گشتیم تا توی ایران پیداش کردیم ،بعدش مصاحبه بود و خبر ...
اینکه یکی دیگه بیاد بگه ما چی تودستمون داریم که خودمون اصلا، خبر نداریم، جای خیلی شرمنده گی است ...
آیا با این غرور و افتخارت دردی و مشکلی از مردممان و جامعه مان کم میکند ؟،یا تنها یک دلخوشکی بیش نیست ...
وقتی که این داستان برای همه افراد جامعه بتواند تعلق بگیرد که استعدادهای همه قادر به شکوفایی بشود ،انگاه حق داریم که بگوییم که آنها از همین پشت میز و صندلی دانش گاههای ما به این مراتب رسیده اند ،تازه در مملکت خودمان
گلی که با خون دل کردم آبش
از چه دیگری گیره گلابش ؟
سلام مش قاسم عزیز....
اگر که استعداد و هنر و دانشمندی محجور مانده و کشف نشده است این اشکال بر ما وارد است...و این کوتاهی قابل اغماض نیست...و شاید به همین دلیل باشد که با معضل فرار مغزها مواجهیم...
تا اینجاش با شما موافقم...........
اما یک استاد ارزشمندی در دانشگاه داشتم که البته در رشته تخصصیشان استاد تمام هم بودند،ایشان همیشه می فرمودند: خروجی دانشگاهها در بهترین حالت و وضعیت ایده الش 2% است...
توجه فرمودید!!!2% شرایط آرمانی و فوق العاده اش هست...
حال در نظر بگیرید همین 2% به محض فارغ التحصیلی بدلیل نبود فرصتهای شغلی و یا تحصیلی مناسب اکثرا مهاجرت میکنند و اغلبشان هم در بهترین دانشگاههای دنیا پذیرش میشوند و در مجهزترین آزمایشگاهها و مراکز علمی و فنی مشغول میشوند...و برای ما چه میماند؟؟حسرت و افسوس از دست دادنشان و شاید غرور و مسرت هم کیش و هم وطن بودنشان...
قرار نیست همه فارغ التحصیلان دانشگاهها پرفسور سحابی بشوند...اما ایشان هم نمیبایست فراموش کند که جامعه چه هزینه گزافی برای تربیت ایشان متحمل شده....و به قول استادم تمامی این دانشگاهها و مراکز علمی فقط به امید تربیت همان دو درصدند......
حال اگر این عزیزان گذاشتند و رفتند و حتی ایرانی بودنشان را هم کتمان کردن و همه چیز را به پای هوش و استعداد و تلاش خودشان گذاشتند و یا حتی طلبکار مردمشان شدند و همه کسانی را که راه را برایشان هموار کرده بودن از یاد بردند...به نظر من تمام قابلیتهای دیگرشان هم رنگ میبازد
مهراوه عزیز
منظور من اصلا چنین برداشتی که شما کردید نبود و پیشنهاد میکنم یه بار دیگه نوشته ی قبلی ام رو مرور بفرمایید. در ضمن هر کجا که گفتم " دیگران " شما بخونید " بیگانگان " .
در مورد سئوال شما باید عرض کنم که نه عزیزم ، خودبزرگ بینی هم دردی از ما دوا نمی کنه و همونطوری که در سطر آخر نوشته ی قبلی ام گفتم باید نگاه واقع بینانه به موفقیت سایر ملل داشته باشیم و البته وجه بین المللی نیز برامون مهمه .
برخی از مطالب مش قاسم عزیز رو قبول دارم اما فکر میکنم ادبیاتی که بکار برده ، خیلی رادیکاله و البته نتیجه ای که گرفته خیلی اومانیستی . مش قاسم عزیز امروزه توجه به برخی ارزش های اساسی از جمله هویت بسیار مورد تاکید اندیشمندانه و نمیشه به سادگی نقش جامعه ای که پیشینه ی فرد رو شکل داده ، انکار بشه . هر چند ظرفیت ها وتلاش های فردی بسیار تعیین کننده و غیرقابل انکاره و بدیهیه که مباهات و افتخار به موفقیت یک فردی که به نوعی مرتب با شماست ، در یه حدی ، امری طبیعی و پذیرفتنیه و اثرگذار ( و البته این ارتباط میتونه ناشی از این باشه که اون فرد از اعضای خانواده ، محله ، شهر ، استان ، کشور شما و یا .... هست ).
مش قاسم عزیز معمولا شما با رویکرد طنز نظر میدادید متعجبم چرا این بار اینقدر جدی و با ادبیات تند ورود کردی دوست عزیز.
سلام آقا سعید
بحثی که شد ،خوب یا بد ، از اینکه میاموزییم که خیلی دوستانه به نظر و حرفهای هم گوش بسپاریم ،و بدون تعصبهای خاص قومی و قبیله یی ،در محیطی دوستانه با هم تبادل افکار داشته باشیم ،و در این میان هر کس به فراخور حال خود بهره خواهد برد.
دیگر اینکه ،دوست من متاسفانه این امر در بین مردم جا افتاده که اگر کسی راه و منش طنز و یا مزاح داشته باشه ،آدم سبک و لوده یی هستش ،در حالی که بسیاری از دردهای خفته را با این طریق میتوان بیان کرد و انتقال داد ...با لبخندی برر لبان یک دوست .
هر انسانی نسبت به محیط خودش و دیگر همنوعانش یک مسولیتی داره،اگر هر کدام از ما بتوانیم ،به قدر سهم خود مان هر چند قدم کوچکی هم برر داریم ،اما به دروستی و راستی و پاکی جاده یی خواهیم ساخت که فرزندانمان ،بدون آنکه پاهایشان ،سنگ لاخی شود از این راه و جاده قدم تی کنند ..با احترام کامل به همدیگر و عقاید همدیگر ،،،خواهیم دید که در همان جایی خواهیم بود که نامش مدینه فاضله هست....
از شما چه پنهون ما که سوات درست و حسابی نداریم ،راستش ،من همه این حرفها را از روی متن سخنرانی کدخدا ،که قراره بره باجه جدید دانشگاه آزاد شعبه ماستووچووست امریکا صحبت کنه کش رفتم ،آخه آنجا یک طویله جدیدی باز شده و از کدخدا ،که همیشه اونو با دهخدا اشتباه میگیرند دعوت شده که در اونجا صحبت کنه ،آخه چیزی که زیاده گاو و گوسفند و الاغه و کلاغه
ایرانی ها همیشه مایه افتخارند- این مطلب قابل توجه دوستانی که در همین مجله بارها به بد گویی از ایرانیان پرداخته اند
ومطلب دوم اینکه جالب از از این 100 نفر اشاره شده بیش 12 نفر آنان ایرانیند و در بین 255 کشور موجود جهان میباشد
چقدر خوبه که اینقدر راحت صحبت میکنید.. نظر میدید ..آدم را وادار به فکر کردن میکنه..
خانم مهراوه، آقای مش قاسم و سعید ..من تمام نظراتتون را خوندم.. خیلی هم لذت بردم به خصوص از قسمت آخر صحبت مش قاسم که به صورت طنز بود.. واقعا همینطوره که میگه آدم با خوندن بعضی نظراتش حتی اگه ناراحت باشه میخنده.. من واقعا ممنونم که با توجه به انتقادهایی که ازش میشه بازم کوتاه نمیاد..
ولی میدونید این صحبتها را همیشه ما داریم...اختلاف نظر داریم یا با هم موافقیم.. ولی فقط حاشیه هستند.. هیچ وقت طرح مسئله نمیشه.. هیچ وقت راه حلی ارائه نمیشه..البته منظورم با دیدگاه کلی و تغییرات اساسی نیست چون واقعا از طرف ما برای مملکتمون نشدنیه. .مگر اینکه بین ما یک تصمیم گیر رده بالا باشه که نیست..
ولی برای خودمون توی جامعه های کوچکتر چه کار میشه کرد..کاری که ما میتونیم بکنیم چیه؟ به نظر من این خیلی مهمه. .اگر تصمیم به موندن توی این جامعه را داریم باید سعی کنیم حداقل برای بهتر شدن زندگی خودمون تا جائی که به فکر و تصمیم خودمون بر می گرده فکر کنیم و نظر بدیم.. این تغییری که توی نظر ماست یک برنامه بلند مدته شاید 200 تا 500 ساله هست.. به نظر من باید شروع کنیم به طرح مسئله و دادن راه حل به این ترتیب: اول خودمون / بعد خانواده/بعد محل کار/ بعد محله/ بعد بعد بعد ... مثلا آقای پارسی یک کار خوبی را شروع کرده.. این یک حرکته دیگه..قبلش یک طرح مسئله ای برای خودش کرده و بعد تلاش و حالا هم یک همچین محیطی را درسته کرده ..خوب اینها ارزش داره ... برای بقیه موارد هم همینطوره..
اگر هم تصمیم به رفتن داریم.. بریم چه مانعی داره.. وقتی اینجا محیط مناسب نیست .. هر کسی آزاده که بره و پیشرفت کنه این یعنی هجرت.. مثلا خود من وقتی میبینم منی که موندم کجا هستم و دوستام که رفتند چه موقعیتهایی دارن واقعا افسردگی میگیرم.. البته به قول مش قاسم اونها خودشون خواستن.. تلاش کردن و موفق شدن.. الان خیلی هاشون دارن دکترا میگیرن.. حالا من چی تقریبا اینجا اندازه اونها تلاش میکنم ولی موفقیت آنچنانی ندارم..
از آقای پارسی و تمام دوستای عزیزم ممنونم و برای همگی آرزوی داشتن روزهای بهتری را دارم ..
شاد و سربلند باشید 
خانم آتاهیتای عزیز.........
تغییرات اساسی برای مملکت حداقل در موضوع مورد بحث ما که تعهد و مسئولیت اجتماعی همه مان خصوصا "نخبگان" در جامعه میباشد چیزی نیست که از بیرون به ما دیکته شود.....من برخلاف شما فکر میکنم که جامعه و تفکر غالب بر آن را کسی غیر از من و ما و شما نمی سازد.... اگر همه ماها اینقدر احساس مسئولیت در مقابل مردم و کشورمان داشته باشیم که با علم و تخصص و مهارتهایی که داریم باری از دوش جامعه و ملتمان بر داریم و گره کوری را باز کنیم و نسبت به دردها و زخمهای اجتماعیمان بی تفاوت نباشیم با خیلی از معزلاتی که امروزه دست به گریبانیم مواجه نمیبودیم.............
خصوصا سنگینی این وظیفه بر دوش اقلیت نخبگان و دانشمندان خیلی بیشتر است...آیا جای تاسف نیست هنر و تخصص و علم فرزندان ایران زمین صرف آبادانی ممالک از ما بهتران شود؟
اگر که کسی فرصتهای شغلی یا تحصیلی موجود در کشور را جوابگوی نیازهایش نمی بیند و یا برای کسب تخصص بالاتر هجرت را انتخاب میکند هیچ ایرادی بر او وارد نیست....
و مطمئن هستم همگی دوستان با من هم عقیده باشند که بازهم ما از موفقیتها و کامیابیهای این عزیزان احساس غرور و شادمانی خواهیم داشت
ولی خیلی زیباتر و ارزشمندتر است اگر به جای اینکه بعنوان یک "خارجی" متخصص در خدمت بیگانگان باشیم بعنوان یک هم وطن دانشمند و قابل احترام باری از دوش مردممان برداریم........
با شما موافقم که کار آقای پارسی قابل احترام و ستودنی است........اما راجع به مش قاسم فکر نمی کنم "مرغش فقط یه پا داشته باشه"!!!!!!
گرچه جناب مش قاسم طنز تلخ و گزنده ای دارند ولی منطقی تر از آن هستند که اگر مواضعشان اشتباه است تاکید و ابرام بی جهت داشته باشند
"شاد باش و دیر زی"
میدونید مهراوه عزیز شما بر عکس من فکر نمیکنید شما دقیقا مثل من فکر میکنید البته فقط توی مورد اول.. منتها دید انتقادتون قویتره.. نه قراره کسی چیزی را به ما دیکته کنه و نه اینکه تفکر غالب بر جامعه ما خارج از این محدوده هست. والبته جای تاسف هم هست که نیروی ما صرف آبادانی کشورهای دیگه بشه. ما باید یک نقطه شروعی داشته باشیم . که اون دقیقا از خودمون شروع میشه.. من نمیتونم کسی را مجبور کنم یا پای کسی ببندم. ولی میتونم کم کم فرهنگ سازی کنم. واینم کار یکسال و دو سال نیست.. چیزی هم نیست که مال امسال و پارسال باشه حداقل از 1000 سال پیش تا حالا توی مملکت ما سیر نزولی داشته
ولی توی مورد دوم، همه که مثل همدیگه فکر نمیکنن.. هرکسی آزاده مثل خودش فکر کنه.. بعضی ها میمونن و با کمبودها کنار میان و رشد صعودی منتها با شیب کمی که برای خیلی ها به سمت صفر میل میکنه را انتخاب میکنن .. ولی بعضی دیگه نه میرن توی یک محیط مناسبتر و رشد واقعا چشمگیری پیدا میکنن
اینهایی که شما بهشون میگین نخبه..بلقوه نخبه هستند ودر صورتی استعدادشون را میتونن پرورش بدن که محیط و ابزار مناسب داشته باشن.. اینجا درسته اگه امکانات در اختیارش بگذارن و حمایت داشته باشه بتونه کاری بکنه ولی متاسفانه تا به نحوی به یک جایی وصل نباشه ..حمایت نمیشه متاسفانه..
نمیدونم دقت کردید به حال این دانشجوای شریف یا نه.. پول ندارن وسیله بخرن تا فکرشون را عملی کنن.. اصلن چرا جای دور بریم همین آقای پارسی خودمون.. مگه چقدر میتونه از زندگی خودش مایه بگذاره .. اینجور کارها هزینه میخواد و مهمتر حمایت و مهمتر از اون فــــــرهنگ.. که اگه اون آخریو داشتیم همه چیز حل بود.
(با عرض معذرت از آقای پارسی به خاطر اینکه مثالهای من شدن)
راجع به مش قاسم هم متوجه منظورتون نشدم..
خانم آناهیتای عزیز....
با شما موافقم که کار کردن توی مملکت ما سخته!!! مشکلات کم نداریم!!!
منهم عرض نکردم که اگر کسی قابلیت و شانس پیشرفت و ترقی و فتح قله های علمی و فنی را دارد به هر قیمتی که شده فقط صرف اینکه میخواهد به هموطنانش خدمتی بدهد بماند و فسیل بشود!!!
نه!!! من عرضم این است که مسئولیت خویش را از خاطر نبرد... چه اشکالی دارد اگر که بعد از کسب تخصص مورد نظرش به مملکت خودش برگردد و راه را برای جوانان دیگری که چون خودش هستند روشن کند؟
ما اگر که "هرچه داریم" یا "نداریم" هیچکس دیگری را غیر از خودمان نمی توانیم متهم کنیم......
پس بهتر نیست این فرافکنیها را خاتمه بدهیم....... و برای یک بار هم که شده صادقانه کار کنیم و مسئولیت پذیر باشیم؟؟؟!!!!
مهراوه عزیز
با نظرت موافقم بخصوص دو سطر آخر ، هرچند کار سختی است ونیاز به گذشت و فداکاری داره .
به نظر من هم نظر شما و آناهیتا عزیز یکیه و تفاوت چندانی نداره .
یک مطلب خارج از بحث دارم با خواندن این نظریات کلی مطلب یاد گرفتم شاید خیلی بیشتر از مطلب بحث اصلی از کلیه دوستان سپاسگزارم دیگه اسم نمی برم همه دوستان با نظراتشان من یکی را خیلی خوشحال کردن و اون این بود که در آخر از اینکه در کشوری زندگی می کنم که این همه افراد فهمیده و باشعور داره خیلی خیلی خوشحالم این می تونه راهگشای آینده درخشان باشه حالا فرقی نمی کنه مهاجرت کنید یا همینجا بمانید از اینکه ایرانی هستید و فهیم خوشحالم و همه تان باعث مباهات هستید
مهم اینه که همه میدونیم که اوضاع در اینجا در حد افتضاست. بله خلاصه یه چیزی بیدا میشه که حس وطن برستی مغمور و خاک برسر و فراموش شده ما گاهی زنده شه.بله ماتروریستیم.حامی جنایتکارا و دولت و کشوری مزخرف اگه هم در گوشه ایی از دنیا کسی مارو به خوبی یاد میکنه بخاطر همین ایرانی های موفق در خارج ان ولا غیر.
واقعا آدم قرور بهش دست میده دست وریزا امید کردستانی عزیز
به امید روزی که همه سایتها زبان فارسیو تو خودشون داشته باشن
چون همه زبانها هست الا فارسی
ما باید به داشتن ادمهای مثل امید کردستانی افتخار کنیم
به اقای کردستانی افتخار می کنم به امید روزی که به ایرانی بودن خودمان هم افتخار کنیم
آقا من پیشنهاد میکنم هههههههمتون این بحثارو ول کنید,بجاش صمدو دریابید..................
