
من برادری دارم که در آلمان زندگی میکند. چند وقت پیش متنی رو از مهد کودک دخترش براشون فرستادن که حاوی نکاتی در مورد رفتار صحیح با کودکان بود. ترجمه اون متن اینه:
- منو لوسم نکنید . من خیلی خوب می دانم تمام آن چیزهایی که میخواهم، واقعأ مورد نیاز من نیست . من فقط می خواهم شما را امتحان کنم .
- ترس نداشته باشید و با من قاطعانه رفتار کنید . من این را ترجیح می دهم . به این طریق من می فهمم که در چه وضعیتی هستم .
- منو مجبور به انجام کارها نکنید . این کار به من یاد می دهد که فقط قدرت مهم است . من به هدایت و راهنمایی عکس العمل بهتری نشان می دهم .
- ناپایدار نباشید که من را آشفته می کند و به همان اندازه به من یاد می دهد که از این ناپیداری شما برای رسیدن به هر آنچه می خواهم استفاده کنم .
- قول ندهید چون ممکن است از عهدها ش برنیایید و این کار اعتماد من را به شما لرزان می کند .
- در دام مبارزه طلبی من نیفتید وقتی من چیزی می گویم و یا انجام می دهم فقط می خواهم شما را از خونسردی دور کنم . من همچنان سعی می کنم با تلاش بیشتر موفقیت بیشتری بدست آورم .
- وقتی می گویم از شما متنفرم زیاد نگران نباشید ، در حقیقت اینطور نیست من فقط می خواهم شما را متآسف کنم از اذیتی که نسبت به من داشته اید .
- اشکالی ندارد که من خودم را از آنی که هستم کوچکتر احساس کنم . بعدها من مثل یک جوان خوب رفتار خواهم کرد.
- برای من کاری را که خودم می توانم انجام دهم را انجام ندهید که در این صورت من خود را یک نوزاد احساس کرده و شما را مجبور می کنم که بیشتر و بیشتر برایم کار انجام دهید .
- زیاد خودتان را با عادتهای بد من سرگرم نکنید که باعث می شود که من هر چه بیشتر آنها را با خود نگه دارم . اشکالاتم را زیاد جلوی دیگران به من گوشزد نکنیدو. وقتی در آرامش و تنهایی با من صحبت شود تأثیر بیشتری دارد.
- سعی نکنید در طول یک جدال و دعوا از رفتار من انتقاد کنید . از روی دلایلی کاملأ واضح من در این زمان نمی توانم خوب گوش دهم و عمل و همکاری من هم در این زمان اصلا خوب نیست. در آن لحظه هر رفتاری می توانید بکنید ولی صحبت باشد برای بعد .
- کنایه نزنید که شما کامل و بدون اشتباه هستید که در اصل شما خود یک نمونه بزرگ برای من بوده اید.
- نگران نباشید که وقت کم دارید . چیزی که مهم است این است که ما چگونه این وقت را سپری کنیم .
- وحشتزده نشوید وقتی که من می ترسم زیرا اینگونه من بیشتر وحشت می کنم . بهتر است در این زمان جرأت را به من بیاموزید.
- فراموش نکنید من بدون درک و فهم بالا و تشویق و دلگرمی نمی توانم پیشرفت کنم . ولی بطور حتم نیازی نیست که من اینرا به شما گوشزد کنم ویا اینکه .... !؟
- با من همانگونه رفتار کنید که با دوست خود رفتار می کنید که اینگونه من دوست شما خواهم شد .
- اندیشه کنید در أن که من از یک نمونه و سرمشق بهتر می آموزم تا از یک منتقد و انتقادگر . سعی نکنید مؤعظه کنید ، شگفت زده خواهید شد که چه خوب من می دانم چه چیز درست و چه چیز غلط است .
- به من نگویید که اشتباهات من گناه محسوب می شود . من باید بیاموزم ، اشتباه بکنم ، بدون آنکه اعتقاد داشته باشم که من به واسطه آن کار آدم بدی هستم .
- بدنبال بهانه ای نباشید تا من را حمایت کنید . من باید در انجام کارها چنان باشم که انگار کر هستم وهیچ چیز را از هیچ کس نمی شنوم .
- در خواست توضیح از رفتار بدم نکنید که من خودم هم واقعأ نمی دانم که چرا آنرا انجام دادم.
- صداقت مرا زیر سؤال نبرید که من کم کم ترسو شده و شروع به دروغ گفتن می کنم.
- فراموش نکنید که من علاقه به تجربه عملی دارم . من از آن طریق می آموزم، از این جهت به من اجازه انجام آنها را بدهید . قبل از شروع کار من را از عواقب کار حمایت نکنید . من باید تجربه کنم و از آن بیاموزم . به زجرهای کوچکی که می کشم زیاد توجه نکنید .زیرا از دیدمن اینگونه تلقی می شود که من از نظر سلامت بدنی مشکل دارم و دیگران بیش از حد به من توجه می کنند.
- وقتی من چیزی از شما می پرسم از جواب دادن خود داری نکنید.زیرا در آن صورت خواهید فهمید که من سئوال کردن را قطع کرده و جوابهایم را از جای دیگری جستجو خواهم کرد .جواب سئوالهای احمقانه و بی معنی مرا ندهید . من می خواهم فقط با شما مشغول باشم.
- فکر نکنید که از شآن شما کم می شود که از من عذرخواهی کنید یک معزت خواهی حقیقی از طرف شما احساس گرمی نسبت به شما به من می دهد.
من فکر میکردم معضل فرزند سالاری فقط مال ایرانه!!!
هر چند که این بچه فوق العاده است و فرمایشاتش متین
من که باورنکردم
انقد این متن خوب و قشنگ و جامع بود که دلم می خواد نگهش دارم .. اما مطمئن نیستم که روزی فرزندی داشته باشم..
damesh gooooooool
با سلام
راستش متن به این زیبایی و پر محتوا از یه کودک نرمال بعیده.احتمالا نابغه یا پیش فعاله.به عنوان یه مادر آرزو کردم کاش فرزند من هم بدین گونه می بود.به امید روزی که فرزندان ما هم به این اندیشه زیبا برسند.با تشکر از شما و خدا قوت
به مهراوه عزیز:اما بچه من فوق العاده تره. من یه پسر 6 ساله دارم که دائم با هم کل کل دوستانه داریم. چند روزی که مهمون خارجی برای شرکتی که توش کار میکنم اومده و چون کار مربوط به منه تو سوئیت بالای دفتر شب پیشش میمونم. پریشب اومدم پائین یه زنگ به خونه زدم و بعد صحبت با خانومم و دخترم گفتم گوشیو بده آرین. باورت نمیشه تا گوشیو گرفت گفت: بابا او ن خانومه کیه صداش میاد. واقعا شوکه شده بودم. 
بهش میگم بچه ساعت 10 شب خانومه کجا بود. حال من با همسرم مشکلی ندارم چون هم منو میشناسه هم پسرشو اما اون موقع مهمون داشتیم و همه منتظر بودن بدونن خانومه کیه.
بچه های مردم کار کرده باباشونو حاشا میکنن مال ما کار نکرده رو میندازه گردن ما
سلام آقا فرشید عزیز..........
کم پیدائید؟نیستید چند وقته؟؟!!خوبید؟
حالا ....نگفتید بالاخره خانومه... کی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!


به آقا حمید: ممنون که به ما سر زدی اما متوجه نشدم چی رو باور نکردی عزیزم. این حرفهای یه کودک نیست بلکه نتیجه تحقیقات روانشناسان کودکه که در قالب یک متن و از زبان یک کودک ( برای تاثیر گذاری بهتر) به مربیان و خانواده ها ارائه شده تا بهتر با روحیات یک کودک آشنا بشن و رفتار مناسبتری داشته باشن
به مینا: مینا جان پیشنهاد میکنم نگهش داری. حتما یه روز تو هم بچه دار میشی و میفهمی من چی میکشم. اما در مجموع خیلی باحاله.
به B!g dady: دوست عزیز ممنون که به ما سر زدی
به onsherly: شما لطف داری دوست عزیز.البته عرض کردم که این مطالب فقط از زبان یک کودک عنوان شده. منم به عنوان یه پدر میگم بچه ها خیلی نکات مثبت دارن. من و شما وظیفه کشف و پرورش اونارو داریم. راستی چند تا بچه داری.
سلام مهراوه خانم: شرمنده شما و بقیه دوستان. عرض کردم که گرفتار مهمون خارجی و ویزیت از کارخانه ها بودم. چند شب اصلا خونه نرفتم و تازه اگه رام بدن تو خونه
حال کدوم یکیشونو میگی؟
سلام آقا فرشید .با با جان چرا حاشا میری ؟
کدومشو میگی یعنی چی ؟
خب معلومه دیگه همون خانومه ،که صداشو بچه آات شنیده بود !!!
همون مهمون خارجیه دیگه !!
همونی که مجبور شده بودی شب خانه نری توی سوئیت بالای شرکت پهلوش بخوابی ،که بیچاره احساس تنهائی نکنه ؟
ها لا اگه یادت آمده بگو ،تا ما هم کدخدا را بفرستیم تا برات ریش سفیدی کنه که تا توی خانه آات رات بدهند ...
کدخدا همیشه دستش توی کار خیره
به به مش قاسم عزیز سر افراز فرمودید.
مهمونمون که مرد بود اینم عکسش
. تازه ما هم که پهلوش نخوابیده بودیمو اتاق بغلی بودیم. اگه غیر از این هم بود به شما نمیگفتیم که بعد پنج ثانیه بره رو آنتن تلویزیونهای داخل و خارج.
این کدخدا هم اگه دستش تو خیره بگو تورو بفرسته یه جا که اینترنت نداشته باشه
راس راستی هیچ خبری نبود ولی اگه بود چی میشد
آقا فرشید عزیز..........
واقعا پسر شما فوق العاده تره!!
خدا بهتون ببخشه...........
کلی خندیدم....................
متن جالب و متفاوتی بود و از اون جالبتر استنباط های متفاوت بازدیدکننده ها بود. که متوجه پاراگراف اول متن اصلی نشدند 
حاشیهها همیشه لذت بخشتره تا اصل موضوعات ،چون آدم میتونه کلی غیبت بکنه...
آگهی جویای کار
جوانی ۵۰،۶۰ ساله ،متاهل بدون زن و بچه،جویای کار
در هر شرکتی که مهمان خارجی داشته باشه،هستم شبها نیز قادر به پذیرائی از مهمانان بوده و دیگر نیازی
به نرفتن به خانه و جنگ و جدل و کتک کاری فامیلی نیز
نخواهید داشت .
کدخدا : والله بخدا صواب داره اگه کسی بتونه دست این پیر جوون را به یک کاری بند کنه .انشا الله ،خدا در اخرت دستتان را به یک شغل بالاتر مثل وزارت کار در بهشت برسونوه..با هر دستی که بدید با همون دست خواهید گرفت ،،انشا الله..
فراموش نشود مادر عصر آی تی ونانو هستیم.بچه ها قدرت یادگیری از 3 سالگی را دارند.باید به نکات تذکر داده شده توجه کرد