
مرد جوان در کمال افتخار، با صدایی بلند به تعریف از قلب خود پرداخت.
ناگهان پیرمردی جلوی جمعیت آمد و گفت : " اما قلب تو به زیبایی قلب من نیست."
مرد جوان و بقیه ی جمعیت به قلب پیرمرد نگاه کردند. قلب او با قدرت تمام می تپید، اما پر از زخم بود. قسمتهایی از قلب او برداشته شده و تکه هایی جایگزین آنها شده بود، اما آنها به درستی جاهای خالی را پر نکرده بودند و گوشه هایی دندانه دندانه در قلب او دیده می شد.در بعضی نقاط شیارهای عمیقی وجود داشت که هیچ تکه ای آنها را پر نکرده بود.
مردم با نگاهی خیره به او نگریستند و با خود فکر می کردند این پیرمرد چطور ادعا می کند که قلب زیباتری دارد؟!
مرد جوان با خنده به قلب پیرمرد اشاره کرد و گفت : "تو حتما شوخی می کنی... قلبت را با قلب من مقایسه کن . قلب تو، تنها مشتی زخم و خراش و بریدگی است."
پیرمرد گفت :
" درست است، قلب تو سالم به نظر می رسد، اما من هرگز قلبم را با قلب تو عوض نمی کنم . می دانی، هر کدام از این زخمها نشانگر انسانی است که من عشقم را به او داده ام؛ من بخشی از قلبم را جدا کرده ام و به او بخشیده ام. گاهی او هم بخشی از قلبش را به من داده که به جای آن تکهء بخشیده شده قرار داده ام. اما چون این تکه ها مثل هم نبوده اند، گوشه هایی دندانه دندانه در قلبم دارم که برایم عزیزند، چرا که یادآور عشق میان دو انسان هستند.
بعضی وقتها بخشی از قلبم را به کسانی بخشیده ام، اما آنها چیزی از قلب خود به من نداده اند. اینها همان شیارهای عمیق هستند. گرچه دردآورند، اما یادآور عشقی هستند که داشته ام. امیدوارم که آنها هم روزی برگردند واین شیارهای عمیق را با تکه ای که من در انتظارش بوده ام، پر کنند ... حالا می بینی که زیبایی واقعی چیست؟"
مرد جوان بی هیچ سخنی ایستاد. درحالیکه اشک از گونه هایش سرازیر بود، به سمت پیرمرد رفت. از قلب جوان و سالم خود تکه ای بیرون آورد و با دستهایی لرزان به پیرمرد تقدیم کرد.
پیرمرد آن را گرفت و در قلبش جای داد و بخشی از قلب پیر و زخمی خود را جای زخم قلب مرد جوان گذاشت.
مرد جوان به قلبش نگاه کرد؛ دیگر سالم نبود، اما از همیشه زیباتر بود.
عشق، از قلب پیرمرد به قلب او نفوذ کرده بود.
زیبا و ماندگار 
ایکاش هممون معنی این داستان رو خوب میفهمیدیم ... 
بسیارزیبا! متشکرم

 آقای پارسی ، این کدخدا میگه ،خب شما که خوب فهمیدید لطف کنید برای آنهایی که آخر صفف هستند و خوب نمیفهمند ، تعریف کنید ،صواب داره بخدا...
حالا شما چی فهمیدید ؟؟؟ بقول معروف ( العلم زکاته نشره)....
اگه تونستی بیشتر از ده خطی بنویسی ،یک جایزه پیش ما داری پسرم .
اگه قلب آدما را به درد آوردن انقدر براشون سود داره پس چرا بی کار نشستیم
به زودی موسسه ی خیریه شکستن قلب ها تاسیس خواهد شد .
(بیایید به یکدیگر نیکی کنیم)
درود برشما




