
پیشگو گفت : "مقدر شده است که امپراتوری بزرگی به دست تو ویران شود."
کروسوس با شادمانی اعلان جنگ کرد.
پس از دو روز نبرد،لودیه مغلوب ایرانیان شد ، پایتختش قلع و قمع شد و کروسوس نیز به اسارت درآمد.
او خشمگین از سفیرش خواست تا به یونان برود و به کاهنان معبد دلفی بگوید که در پیشگوییش چقدر به خطا رفته است.
کاهن به سفیر گفت : " نه،آن که اشتباه می کرد تو بودی. تو امپراتوری بزرگی را نابود کردی : لودیه ! "

فوق العاده بود به حدی که به ایرانی بودنم بار دیگر افتخار کردم.
خیلی عالی بود افتخار می کنم که ایرانی هستم

داستانی بسیار زیبا

هنرمندان به هنر خود نازند و بی هنران به پدر.








حالا خوبه ما ایرانی ها .....،نه برق را اختراع کردیم ، نه رادیو ، نه تلویزیون ، نه تلفن ،نه موبایل ، نه کامپیوتر،  نه ماشین، نه هواپیما ،نه هلی کوپتر ، نه دوربین ، نه باروت ، نه توپ ،نه تانک ، نه تفنگ ، نه شلوار لی ،نه کت و شلوار ، نه عینک ،نه چتر ،نه فندک ،نه بنزین ،نه نفت ،نه کاغذ ،نه چاپ ،نه ماشین بافندگی ،نه صنعت ریسندگی ،نه فنون رزمی کونگ فو (زورخانه) ،نه.... نه.... نه.... نه .....
حالا خدا راهم کرده که این ها را ما اختراع نکردیم ،اگه میکردیم ،که از بس  از افتخار می کردیم ،به پشتمون میگفتیم ،دنبالمون نیا بو میدی ....
کدخدا ،: راست میگی ،خدا خر را دید و شاخش نداد ،....ای داد از بیسوادی
نکته طنز ، کلیدی و بسیار جالب  داستان ، برداشت اشتباه کراسوس از پیشگویی درست کاهن است ! و البته زیرکی کاهن در بیان پیشگوییش !
عجب بابا ... عجب ... 

جالب بود