Today Photo
تبلیغات در یک دوست

آنتون چخوف

معرفی نویسنده | آنتون چخوف آنتون چخوف (۱۸۶۰ - ۱۹۰۴) در زندگی کوتاه خود (۴۴ سال) بیش از ۷۰۰ اثر ادبی نوشت. برخی از کارهای او در قالب داستان کوتاه برای رشد و شکوفایی این ژانر مدرن تعیین‌کننده بود. چخوف 29 ژانویه ، ۱۵۰ سال پیش در روسیه به دنیا آمد.
 

چخوف از آغاز جوانی با هدفی روشن و برداشتی حرفه‌ای دست به قلم برد. پدرش کاسبی ورشکسته و تندخو بود، که در رسیدگی به زندگی فرزندان خود درمانده بود، و چخوف در ۱۷ سالگی وظیفۀ تأمین معاش خانواده را به دوش گرفت.

او در دانشگاه مسکو به تحصیل پزشکی پرداخت، اما همچنان به دنبال راهی برای تأمین رزق و روزی خانواده بود. آسان‌ترین کار برای او نوشتن بود. نام و آوازه و پشتیبانی نداشت، پس باید جوری می‌نوشت که جذاب باشد تا "مشتری" رم نکند. به زودی دریافت که با هیچ چیز مثل شوخی و طنز نمی‌توان به دل خوانندگان راه یافت.

چخوف در اوقات فراغت، در راه دانشکده، میان کلاس درس و سالن تشریح، یا شب‌ها در خانه قلم می‌زد. خمیرمایه‌ کار را همیشه از مشاهدات روزمره می‌گرفت. صحنه‌های زندگی را با امانت بازگو می‌کرد. ناپاکی‌‌ها و پلشتی‌ها، حماقت‌ها و کوته‌فکری‌ها را به ریشخند می‌گرفت.

چخوف جوان برای ویرایش و آرایش نوشته‌های خود وقت زیادی نداشت. آنچه از زیر دست او بیرون می‌آمد، باید یکراست به چاپخانه می‌رفت، در مجلات مسکو و سن‌پترزبورگ چاپ می‌شد و دستمزدی به او می‌رساند.

تمام سبک بدیع و اسلوب تروتازه‌ی چخوف، که از آن به عنوان "دید امپرسیونیستی" یاد کرده‌اند، از همین "عکس‌برداری فوری و رتوش‌نشده" بیرون آمده است. او خود تمام فوت و فن نویسندگی را در دوکلمه خلاصه کرده است: "دقیق نگاه کن و درست بنویس!"

از بن‌بست زندگی تا پهنه تاریخ

چخوف، به قول قدما، با "طبع روان" قلم می‌زند، و زیاد در بند "معانی و بیان" نیست. او با نظاره و تأمل در زندگی واقعی، رشته‌ی "نوول‌نویسی" را بر شالوده‌ای تازه بنیاد نهاد، که در آن اصل بر "مشاهده دقیق جزئیات زندگی" است.

چخوف داستان‌نویسی را کمابیش قریحه یا استعدادی مادرزادی می‌دانست و خود از این استعداد به کمال برخوردار بود: "نویسنده باید بتواند دقیق به زندگی نگاه کند، و با دقت نقل کند که آدم‌ها چه می‌کنند و چه می‌گویند."

توماس مان، نویسنده بزرگ آلمانی، چخوف را "تماشاگر بزرگ زندگی‌های کوچک" دانسته است. چخوف امور ساده و پیش پا‌افتاده‌ی زندگی را توصیف می‌کرد، و قهرمانانش همان مردم عادی روزگار بودند: کارمندان و مأموران دولت، زنان خانه‌دار، دانشجویان، تاجران و کاسبکاران و...

هنر چخوف، که آثار او را تا زمان ما ماندگار کرده در آن بود که توانست ماجراهای کوچک و "مبتذل" را به صحنه‌های بزرگی پیوند بزند، که در آنها روح و معنای یک دوران به چشم می‌خورد.

چخوف "دید حماسی" نداشت، و هرگز درباره‌ی مسائل مهم فلسفی و تاریخی چیزی ننوشت. او به لئو تولستوی ارادت می‌ورزید، اما هرگز به سبک او نزدیک نشد. ماکسیم گورکی را دوست داشت، اما از مضامین سیاسی دوری می‌کرد، زیرا به روشنفکران و رسالت آنها باور نداشت.

در کار چخوف "توفان‌های عظیم" وجود ندارد؛ از "خشم و هیاهو" اثری نیست، همه چیز ساده و معمولی، همین پایین روی می‌دهد. گفته است: «مردم هیچوقت به قطب شمال نمی‌روند، به اداره می‌روند، با زنشان دعوا می‌کنند و سوپ می‌خورند.»

هنر دشوار، کمیاب و دست‌نیافتنی چخوف در آن است که آدم‌های آشنای او همه جا و در تمام اعصار حی و حاضر هستند.

شگردهای نویسندگی

چخوف استاد نمایش زندگی واقعی است، و جلوه‌های رنگین واقعیت را زنده و شاداب به روی کاغذ می‌آورد.

او در تجربۀ روزنامه‌نگاری با لایه‌های گوناگون اجتماعی آشنا شد، و به ویژه شیوه‌ی گفتار آنها را آموخت.

چخوف استاد ایجاز و گزیده‌گویی است. در کارهای او یک کلمه گفتار یا توصیف اضافی وجود ندارد.

چخوف در بیان صحنه‌ها و گفتارها صادق است، هرگز نظر و ارادۀ خود را در سیر وقایع داستان دخالت نمی‌دهد. شخصیت‌های داستان را آزاد می‌گذارد تا خود پیش بروند و حرف بزنند.

در نامه‌ای می‌گوید: "کار نویسنده این نیست که درباره مسائل بشری، دین و خدا و خوش‌بینی یا بدبینی اظهار نظر کند. وظیفه واقعی او این است که با دقت و صداقت نشان بدهد که آدم‌های واقعی درباره این مسائل چگونه فکر می‌کنند و چه می‌گویند."

چخوف در نقل داستان، ناظری خونسرد و بی‌طرف است. کار خود را نشان دادن یک موقعیت می‌داند، نه ارشاد و راهنمایی. از نظر او داوری نهایی با "هیئت منصفه" است، یعنی خوانندگان.

چخوف، انسانی یگانه

چخوف انسانی بسیار مهربان بود و بی‌نهایت فروتن؛ شخصیت و استعداد بی‌مانند خود را هرگز جدی نگرفت. درباره‌ ذوق و استعداد ادبی خود اغلب با شوخی و تمسخر سخن می‌گفت.

چخوف پزشکی را حرفه اصلی خود می‌دانست. در این باره سخنی مشهور دارد: "نویسندگی معشوقۀ من است، و طبابت همسر واقعی‌ام!"


در زندگی چخوف، معشوقه و همسر به خوبی با هم کنار می‌آمدند. او بیشتر داستان‌های خود را زمانی نوشت که دانشجوی پزشکی بود یا کار پزشکی می‌کرد.

دکتر آنتون چخوف از ۲۴ سالگی می‌دانست که بیماری سل در بدن او لانه کرده و ذره ذره او را به سوی مرگ می‌راند. در ۳۰ سالگی به رغم توصیه پزشکان و دوستان، به جزیره ساخالین رفت، تبعیدگاه زندانیان و محکومان که در شرایطی وحشتناک زندگی می‌کردند.

پس از بازگشت از جزیره‌ نفرین‌شده، در مسکو به کار طبابت ادامه داد. مطب او به روی مردم فقیر و تهی‌دست باز بود، که برای دوا و درمان پولی نداشتند.

انسان‌دوستی چخوف، ساده و صمیمانه بود و پایگاهی صرفا اخلاقی داشت. او برای نیکوکاری و خدمت به همنوعان به مکتب و دکترین نیاز نداشت: در دفترچه یادداشت‌هایش نوشته است: "چه خوب بود اگر هر نفر از ما مدرسه‌ای، چاه آبی یا یک چیز سودمندی از خود باقی می‌گذاشت، تا زندگی او بی نام و نشان در ابدیت گم نشود."

بر ضد ایدئولوژی

هنر چخوف و آنچه این نویسنده را برای دوران ما ارزنده می‌سازد، دید پاک و اصیل و شفاف اوست. داستان‌های او به ویژه از "بازنمایی ایدئولوژیک" فاصله می‌گیرند؛ آفتی که بسیاری از آثار ادبی قرن بیستم به آن آلوده شدند.

و آنچه نقل شد همه تنها در عالم ادبیات بود؛ درحالیکه چخوف، در تئاتر نیز بر بالاترین مقام نشسته است. او با چهار نمایشنامه‌ بزرگ (مرغ دریایی، باغ آلبالو، دایی وانیا و سه خواهر) در کنار سوفوکل، شکسپیر، مولیر، ایبسن و چند نام بزرگ دیگر قرار می‌گیرد.

این چهار نمایشنامه چخوف در میان اهالی تئاتر ایران بسیار محبوب است و بارها در ایران بر روی صحنه رفته است.

از مترجمانی که آثار چخوف را به فارسی برگردانده اند می توان از بزرگ علوی، عبدالحسین نوشین، سیمین دانشور، مهین اسکویی، هوشنگ پیرنظر، بهروز تورانی، کامران فانی و سروژ استپانیان نام برد.

علی امینی نجفی (منتقد هنری)

اشتراک ایمیل های شبانه
آبونه 1دوست بشین
تا لیست آخرین مطالب سایت هر شب براتون ایمیل بشه
 
این صفحه رو
 
نام شما :
ايميل شما :
ايميل گيرنده :
 
  يه کپي هم به ايميل خودتون بياد



 
برای دوستانت بفرست
توئیتش کن تو فیسبوک شیر کن برای فرند فید بفرست به تامبلر بفرست چاپش کن
 
 
امتیاز بدین
لطفا برای تشخیص مطالب بهتر ، به این مطلب امتیاز بده
 
 
 
نظر های داده شده
تا این لحظه 3 نظر برای این مطلب ثبت شده. شما هم اینجا نظرت رو برامون بنویس
 
سیاوش پارسی
1388.11.14 - 10:12

ایکاش لیستی از بهترین آثارش هم بود ...

manouchehr Sabzevari
1388.11.17 - 00:15

مریم
1388.11.20 - 08:40

چشم .. در اولین فرصت لیستی از کتابهای نویسنده رو براتون تهیه میکنم

ممنون از توجهتون

 
نظر بدین
ممنون که لطف میکنی و با نوشتن نظرت دلگرممون میکنی
 
نام شما :
آدرس ایمیل :
وب سایت :



 

موفقیت
موفقیت
موفقیت یعنی چی؟ حتماً شما هم مثل تمام آدم های دیگه تا حالا این کلمه یا معادل های فارسی اون مثل پیروزی و کامیابی رو هزاران بار شنیدین و صدها بار در مورد خودتون و سایرین استفاده کردین... شاید توی ذهنتون یه چارچوب واسه تعریف یه آدم موفق در نظر گرفتین و ...

تناسب سنی عجیب
تناسب سنی عجیب
از پدری پرسیدند آیا درست است که میگویند زمانی فرا خواهد رسید که پسر ها بزرگتر از پدرشان خواهند شد؟ او جواب داد اتفاقا این موضوع سخت ذهن مرا به خود مشغول داشته است. البته کاری به استعداد و نبوغشان ندارم منظور من سن و سال آنهاست!
 
 
مطالب مشابه جدیدتر
 
 
مطالب مشابه قدیمی تر
 
 
 
امکانات
 
 
 
 
مطالب
 
 
 
شما هم میتونی اینجا کلیک کنی ، فرم همکاری رو پر کنی و یکی از تهیه کننده های یک دوست باشی !
© 2008-2010 1Doost dot com. All rights reserved.
منوی اصلی
آمار
افراد حاضر :
69
بازدید صفحه :
1251
بازدید امروز :
43458
بازدید دیروز :
43604
بازدید کل :
17777712
تا هر شب مطالب سایت براتون ایمیل بشه
Valid XHTML 1.0 Strict
[Valid RSS]
 
نصب نوار ابزار يک دوست
تبلیغات در یک دوست
حراج MP3 پلیر طرح Ipod shuffle
در گوگل محبوب میکنم
جهت حمایت از ما بر روی 1+ کلیک کنید