
هشتم صفر 1268 امیرکبیر را به کاشان تبعید کردند. تنها اجازه داشت با رئیس پاسداران گفتوگو کند. 18 ربیعالاول (20 دی 1230) به بهانه پوشاندن خلعت و وصول عفو ملوکانه وی را از همسراش دور کرده و به حمام جنب باغ کشاندند و شریان هر دو دست او را زدند.
محمدتقی فرزند کربلایی قربان، آشپز قائم مقام فراهانی بود. با کشف استعدادش، اجازه یافت با فرزندان قائم مقام به مکتبخانه برود. در جوانی به دستگاه قائم مقام راه یافت و همین امر از او مردی کارکشته ساخت. سال 1244 همراه هیئتی به روسیه تزاری سفر کرد و سال 1250، زمانی که قائم مقام وزیر اعظم محمدشاه شد، میرزا تقیخان به عنوان منشی محمدخان زنگنه وارد دستگاه نظام شد.
یک سال بعد، ترور قائم مقام روح میرزا را آزرده ساخت. دو سال پس از آن میرزا تقیخان که به مقام وزارت آذربایجان رسیده بود، همراه ناصرالدین شاه که آن زمان ولیعهد بود و در تبریز سکونت داشت عازم سفر روسیه شد. میرزا تقیخان در سومین سفر خود به ارزروم به عنوان نماینده تامالاختیار مأمور مذاکره با دولت عثمانی، روسیه و انگلیس برای حل اختلافات بود.
در ذیقعده 1264 هجری با تاجگذاری ناصرالدینشاه، امیرکبیر با لقب اتابک اعظم به مقام صدراعظمی رسید و چهار ماه پس از آن امیر با خواهر شاه، عزتالدوله ازدواج کرد. اما در این میان، مهدعلیا، مادر شاه و میرزا آقاخان نوری دو دشمن عمدهی امیر هیچگاه از تلاش باز نماندند و سرانجام، توطئهی آنها به نتیجه رسید و نوزدهم محرم 1268 ناصرالدین شاه امیر را از مقام خود عزل کرد.
قسمتی از متن حکم ناصرالدین شاه چنین است:
«چون صدرات اعظمی و وزارت کبری زحمت زیاد دارد و تحمل این مشقت برای شما دشوار است، شما را از آن کار معاف کردیم. ... .»
از آنجا که میرزا آقاخان نوری از بودن امیرکبیر در تهران میهراسید، او را به عنوان حاکم کاشان از تهران دور کرد و چهل روز پس از تبعید، شاه در حال مستی حکم قتل امیرکبیر را امضا کرد.
امیر کبیر در دوران صدراعظمی
امیرکبیر در طول صدرات کوتاه خود خدمات شایانی به ایران کرد و همین امر سبب دشمنی جیرهخواران شد.
چند استادکار ماهر و باهوش را به خرج دولت به روسیه فرستاد تا چند صنعت بیاموزند و از سوی دیگر کارشناسانی از اروپا آورد. پس از مدتی دو کارخانه قند و شکرسازیی در خوزستان و مازندران ساخت و به دنبال آن کارخانههای نخریسی، پارچهبافی، کالسکهسازی و بلور و چینی را ایجاد کرد. اداره آگاهی را تأسیس کرد و از طریق آن از نحوهی کار دولتیها آگاهی مییافت و مانع خلافها و برخوردهای نادرست با مردم میشد. سال 1267 روزنامه "وقایع اتفاقیه" را به روش چاپ سنگی و به قیمت ده شاهی منتشر ساخت. با اصرار فراوان دارالفنون را بنا نهاد و برای استخدام مدرس مأموری به اتریش فرستاد ولی مأموریت 16 ماه به طول انجامید و گروه معلمین هنگامی رسیدند که امیرکبیر عزل شده بود. با این حال سال 1268 دارالفنون افتتاح شد.
اماکن وابسته
برای ورق زدن این قسمت از تاریخ، علاوه بر "باغ فین" در کاشان و بنای "دارالفنون" در تهران، میتوان به "تیمچه حاجبالدوله"، "سرای امیر" و مسجد و مدرسه شیخ عبدالحسین در بازار تهران سر زد؛ زیرا:
حاجبالدوله از بازاریان نبود و در دربار ناصرالدین شاه شغل دیوانی داشت و با قسمتی از پولی که به خاطر قتل امیر کبیر از شاه گرفته بود، این تیمچه را بنا کرد.
روبهروی سرای سوم رحیمیه در بازار، دالانی است که به سرای "امیر" باز میشود. سمت دیگر سرا بازار خیاط هاست. در میدانگاهی این سرا مجسمهای از "امیرکبیر" و کتیبهای دربارهی او قرار دارد.
شیخ عبدالحسین از روحانیان بازار و از معتمدین امیرکبیر بود. هزینه ساخت مدرسه را امیر به ایشاد میپردازد اما به واسطه غضب خاندان ناصرالدین شاه قاجار نسبت به امیرکبیر و عدم قبول نامگذاری آن، این مدرسه به نام آیتالله شیخ عبدالحسین تهرانی مشهور میشود. به فاصلهی کمی از مدرسه، مسجد شیخ عبدالحسین (آذربایجانیها) قرار دارد.