
شب است و گیتی غرق در سیاهی، شب بلند است و سیاهی پایدار ، ولی باور به نور و روشنایی است ، که شام تیره ما را از تاریکی می رهاند و از دل شب یلدا ، جشن مهر و روشنایی به ما ارمغان می رساند.. تیرگی هاتان در دل نور خاموش باد...

یلدا و جشن هایی که در این شب برگزار می شود، یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می کردهاند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است.
ایرانیان باستان با باور اینکه فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ایزدی افزونی می یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می کردند.
این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان قبل از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد.
نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می برند.
تا صبح شب یلدا
چند این شب و خاموشی؟ وقت است که برخیزم
وین آتش خندان را با صبح برانگیزم
گر سوختنم باید، افروختنم باید
ای عشق بزن در من، کز شعله نپرهیزم
صد دشت شقایق چشم، در خون دلم دارم
تا خود به کجا آخر، با خاک در آمیزم
چون کوه نشستم من، با تاب و تب پنهان
صد زلزله برخیزد، آنگاه که برخیزم
برخیزم و بگشایم ، بند از دل پرآتش
وین سیل گدازان را ، از سینه فرو ریزم
چون گریه گلو گیرد ، از ابر فرو بارم
چون خشم رخ افروزد، در صاعقه آویزم
ای سایه ! سحر خیزان دلواپس خورشیدند
زندان شب یلدا ، بگشایم و بگریزم
شعر از: ا- سایه
و در آخر ...
یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی اینقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت.
زیبا بود ...
یلدا دوست داشتنیه و امیدوارم همیشه برای ایرونی ها موندگار باشه ...  