Today Photo

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند

183 غزل شماره 183
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
اگر فایل صوتی اجرا نشد اینجا کلیک کنین ...
برای شنیدن متن غزل لازمه Flash Player 9 یا بالاتر رو داشته باشین. میتونین آخرین نسخه این نرم افزار رو از اینجا یا اینجا title='Download Adobe Flash Player' class='targetBlank'>اینجا دانلود کنین.

همچنین لازمه جاوا اسکریپت مرورگر هم فعال باشه !
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند
باده از جام تجلی صفاتم دادند
چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر که این تازه براتم دادند
بعد از این روی من و آینه وصف جمال
که در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب
مستحق بودم و این‌ها به زکاتم دادند
هاتف آن روز به من مژده این دولت داد
که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند
این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد
اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادند
همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود
که ز بند غم ایام نجاتم دادند
 
 
 
 
تبلیغات در یک دوست
 
 
 
 
 
امتیاز غزل
برای تشخیص غزل محبوب تر ، به این غزل امتیاز بدین
 
آمار امتیازات
برای استفاده از امکانات جدید سایت ، با یک دوست دوست بشین
 
 
حاشیه ها
تا این لحظه 1 حاشیه برای این غزل نوشته شده. شما هم میتونی اینجا حاشیه ای بنویسی
 
ناشناس
2 ماه پیش

در تصحیح دکتر همایونفرخ بیت آخر به شکل زیر آمده که به نظر درست تر می آید:
همت پیر مغان و نفس رندان بود که ز بند غم ایام جاتم دادند

 
حاشیه شما
لطفا حاشیه مربوط به این غزل رو بنویسین
 
نام شما :
آدرس ایمیل :
وب سایت :



برای استفاده از امکانات جدید سایت ، با یک دوست دوست بشین
 
نیت کنید و فال بگیرید
 
آخرین غزل های مشاهده شده
 
پربازدید ترین غزل ها
 
 

 
شما هم میتونی اینجا کلیک کنی ، فرم همکاری رو پر کنی و یکی از تهیه کننده های یک دوست باشی !
© 2008-2010 1Doost dot com. All rights reserved.
دوستان
منوی اصلی
آمار
افراد حاضر :
225
بازدید امروز :
56556
بازدید دیروز :
201981
بازدید کل :
74978314
تا هر شب مطالب سایت براتون ایمیل بشه
Valid XHTML 1.0 Strict
[Valid RSS]
 


خوانندگان ثابت اخبار